سرگرمی, دنیای ضرب المثل، صفحه 3

ضرب المثل شده حكایت روباه و مرغ‌های قاضی

داستان ضرب المثل شده حكایت روباه و مرغ‌های قاضی مورد استفاده: این ضرب المثل برای پرهیز كردن به افراد عادی جامعه از درافتادن با ثروتمندان و افراد بانفوذ حكومت به كار می‌رود. در جنگلی سرسبز، گرگ و روباهی چندین سال با هم رفیق بودند. بیشتر وقت‌ها این دو دوست با هم برای شكار به حیوانات حمله می‌كردند و با هم آن حیوان را می‌خوردند. ولی معمولاً هركدام خودش به دنبال غذا می‌رفت م

شنبه 12 خرداد 1397 06:38

ضرب المثل اگر رفیق شفیقی، درست‌پیمان باش

داستان ضرب المثل اگر رفیق شفیقی، درست‌پیمان باش در زمان ماضی در آذربایجان زرگری و نجاری با هم دوستی داشتند. مرد نجار «شفیق» و زرگر «رفیق» نام داشت. چنین اتفاق افتاد که هر دو پریشان شدند. شفیق مردی عاقل بود، با یار خود گفت: «منافع سفر بسیار است بیا تا با هم سفری کنیم.» هر دو متّفق شده به طرف روم رفتند و در بین شهر به کلیسایی فرود آمدند. در آن کلیسا بت‌های زرین بود که جواهر بس

شنبه 12 خرداد 1397 00:42

گربه و موش با هم ساختند، وای به حال بقال

داستان ضرب المثل گربه و موش با هم ساختند، وای به حال بقال مورد استفاده: این ضرب المثل در مواردی كاربرد دارد كه دو دشمن بخواهند بر ضد یك دشمن با یكدیگر متحد شوند. روزی، چند موش كه دنبال لانه جدیدی می‌گشتند، سر از یك دكان بقالی درآوردند. موش‌ها فكر می‌كردند كه گنج پیدا كرده‌اند. چون هرچه می‌خواستند می توانستند پیدا كنند و بخورند. آنها یك روز به سراغ گونی گندم می‌رفتند و ر

جمعه 11 خرداد 1397 18:45

داستان ضرب المثل آب ها از آسیاب افتادن

داستان ضرب المثل آب ها از آسیاب افتادن معنی ضرب المثل: - در زمانی بکار می‌رود که غائله (چنانکه انتظار می‌رفت) ختم شود و آرامش برقرار گردد. - معمولاً (از قبل) انتظار ختم مسئله هست فقط دیر یا زود آن مشخص نیست؛ یعنی معلوم نیست که کی آبها از آسیاب می‌افتند. - آرامشی برقرار شد- سرو صدا خاموش شد. ریشه و مفهوم ضرب المثل آب ها از آسیاب افتادن آسیاب آبی، معمولاً توربینی داش

جمعه 11 خرداد 1397 00:43

داستان ضرب المثل

ضرب المثل ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺷﻤﺎ ﺣﻼﺝ ﮔﺮﮒ ﺷﺪﻩ ﺣﻼﺟﯽ ﺍﺯ ﺷﻬﺮ ﺑﺮﺍﯼﮐﺎﺭﺣﻼﺟﯽ ﺑﻪﺩﻫﯽ ﻣﯽﺭﻓﺖ. ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺯ ﺑﺮﻑ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﻭ ﻫﻮﺍ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺳﺮﺩ ﺑﻮﺩ . ﺍﺯ ﻗﻀﺎ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺭﺍﻩ ﺑﻪ ﮔﺮﮔﯽ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ . ﮔﺮﮒ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﻭ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ، ﺣﺎﻟﺖ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﮔﺮﻓﺖ . ﺣﻼﺝ ﺩﺭﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪ، ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮔﻢ ﻧﮑﺮﺩ ﻭ ﺩﺭﺻﺪﺩ ﭼﺎﺭﻩ ﺑﺮﺁﻣﺪ . ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﮐﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﻨﺪ . ﺩﯾﺪ ﮐﻤﺎﻥ، ﻃﺎﻗﺖ ﺣﻤﻠﻪٔ ﮔﺮﮒ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ . ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﺸﺴﺖ ﻭ ﺑﺎ

پنجشنبه 10 خرداد 1397 18:38

ضرب المثل كار از محكم كاری عیب نمی‌كند

داستان ضرب المثل كار از محكم كاری عیب نمی‌كند مورد استفاده: كنایه از وسواس و محكم كاری بیش از اندازه در كارها داستان ضرب المثل: روزی روزگاری، ملانصرالدین كه با رفتارهای عجیب و غریبش خیلی معروف است، در باغچه‌ی گوشه‌ی حیاط خانه‌اش چند ساقه مو را قلمه زد. ملا چند هفته‌ای از آنها مراقبت كرد تا جوانه زدند و تبدیل به نهال درخت انگور شدند. ملانصرالدین كه خیلی خوشحال بود و توا

چهارشنبه 09 خرداد 1397 00:42

ضرب المثل هایی برگرفته از واقعه عاشورا

ضرب المثل عاشورایی • دنيايش مثل آخرت يزيد است. آخرت يزيد، به سبب پديد آوردن واقعة عاشورا ، با دردناك‌ترين مجازات‌ها همراه است. اين مثل به گذراندن زندگي با سختي و بدبختي اشاره دارد. گونه هاي ديگر آن عبارتند از: الف) دنياي ما بدتر از آخرت يزيد است. ب) عاقبتش مثل عاقبت يزيد شده است. • آش يزيد را مي‌‌خوري و براي امام حسين(ع) سينه مي‌زني؟ خطاب به كسي گفته مي‌شود كه در ظاه

سه شنبه 08 خرداد 1397 18:37

ضرب المثل گر ملک این است و همین روزگار

داستان ضرب المثل گر ملک این است و همین روزگار گر ملک اینست و همین روزگار زین ده ویران دهمت صدهزار روزی انوشیروان پادشاه ساسانی همراه با وزیرش بزرگمهر حکیم،از کنار روستایی می گذشتند.خانه های روستا خراب و ویران شده و مردمش آواره شده بودند.صدای آواز دو جغد به گوش شاه و وزیرش رسید.انوشیروان از بزرگمهر پرسید:« به نظر تو این دو جغد باهم چه می گویند؟» بزرگمه

سه شنبه 08 خرداد 1397 12:41

سرم را سَرسَری متراش ای استاد سَلمانی

داستان ضرب المثل سرم را سَرسَری متراش ای استاد سَلمانی مورد استفاده: این ضرب المثل را افرادی به كار می‌برند كه می‌خواهند بگویند من در شهر و دیار خود آدم مهم و سرشناسی هستم. سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی *** كه هركس در دیار خود سری دارد و سامانی در زمان پادشاهی ابراهیم ادهم این مرد عارف و خداپرست یك روز با خود فكر كرد كه اگر بخواهد پادشاه عادی باشد و با عدل و ان

سه شنبه 08 خرداد 1397 00:46

با مردن یک میراب ،شهر بی آب نمی ماند

داستان ضرب المثل با مردن یک میراب شهر بی آب نمی ماند میرابی بود که فکر می کرد آدم مهمی است.کار میراب چه بود؟در گذشته ها که لوله کشی آب وجود نداشت،کار تقسیم آب به عهده ی میراب ها بود....میراب آّب رودخانه را تقسیم بندی می کرد. مثلایک ساعت آب رودخانه را به طرف محله بالا می فرستادویک ساعت هم آب رودخانه را به رودخانه محله پایین سرایر می کرد.کار میراب کار مهمی بود.اما از آن کارها

دوشنبه 07 خرداد 1397 18:40

ضرب المثل حرف مرد یكی است

داستان ضرب المثل حرف مرد یكی است کاربرد ضرب المثل: این ضرب المثل در مورد افرادی است كه با اینكه نظراتش اشتباه است باز هم با لجاجت روی حرف خود پافشاری می‌كند. داستان ضرب المثل: در زمان‌های قدیم مردم می‌گفتند كه سن چهل سالگی، سن پختگی در رفتار و كردار و نهایت رشد عقلی، اجتماعی فرد می‌باشد. در آن زمان چهل سالگی آنقدر اهمیت داشت كه در بعضی از شهرها با اینكه جشن تولد مرسو

دوشنبه 07 خرداد 1397 12:30

ضرب المثل مژدگانی كه گربه ما عابد شد

داستان ضرب المثل مژدگانی كه گربه ما عابد شد مورد استفاده: در مورد افرادی به كار می‌رود كه تمام عمر خود را با فریبكاری گذرانده‌اند، اما سعی دارند تا خود را عابد نشان دهند. در گوشه‌ای از یك جنگل بزرگ تعدادی حیوان در همسایگی هم به خوبی و خوشی زندگی می‌كردند. این حیوانات كه یك داركوب، یك كلاغ و چند حیوان دیگر بودند روی شاخه‌های یك درخت لانه درست كرده بودند. و همان جا با هم

دوشنبه 07 خرداد 1397 06:37

ضرب المثل راه بزن، راه خدا هم ببین!

داستان ضرب المثل راه بزن راه خدا هم ببین مردی بودی کارش همیشه دزدی و راهزنی بود، با این روش مال به دست می‌آورد و خرج می‌کرد تا شبی با خود فکری کرد و ندامت با خود در دل آورد. از آن عمل پشیمان گشت و گفت: «مرگ حق است آخر همه را بباید مُرد و کار به آخرت بباید برد.» چون روز شد، به خدمت شیخی رفت که مردی پرهیزکار بود و حال خود را به او باز گفت. شیخ او را به پند و موعظه از راهزنی تو

دوشنبه 07 خرداد 1397 00:43

بعد از سي سال نوروز به شنبه افتاد

مورد استفاده و اصطلاح عبارت مثلي بالا هنگامي است که از کسي پس از مدتها کاري بخواهند و يا تقاضايي کنند ولي آن شخص با وجود قدرت و توانايي که در انجام مقصود دارد از قبول تقاضا سرباز زند و اجابت مسئول را با اکراه و بي ميلي تلقي نمايد. در چنين موارد عبارت بالا از باب طنز و کنايه گفته مي شود. اکنون به ريشه تاريخي آن مي پردازيم:نياکان ما روحي آزاده و سرشار از غرور ملي و نشاط کار و

یکشنبه 06 خرداد 1397 18:33

داستان ضرب المثل عجب کشکی سابیدم

داستان ضرب المثل عجب کشکی سابیدم عجب کشکی سابیدم همش دوغ پتی بود این ضرب المثل را زمانی به کار می برند که چیزی خلاف انتظار شما اتفاق می افتد و در واقع انتظار آن عمل یا حرف را ندارید. به طور مثال پدری از فرزندش درخواست کاری را می کند و پسر در کمال قباحت می گوید نمی توانم. اینجاست که پدر می گوید: عجب کشکی سابیدم،همش دوغ پتی بود. در رابطه با خود معنای ضرب المثل: سابیدن ک

یکشنبه 06 خرداد 1397 12:36

ریشه ضرب المثل حرفهای بند تنبونی

داستان ضرب المثل حرفهای بند تنبونی در زمان امیر کبیر هرج و مرج در بازار به حدی بود که که هر کس در مغازه اش از همه نوع جنسی می فروخت. به دستور امیر کبیر هر کسی ملزم به فروش اجناس هم نوع با یکدیگر شد، مثلا پارچه فروش فقط پارچه، کوزه گر فقط کوزه و همه به همین شکل. پس از مدتی به امیر کبیر خبر دادند شخصی به همراه توتون و تنباکو، بند تنبان، هم می فروشد، امیر کبیر دستور داد او

یکشنبه 06 خرداد 1397 06:33

ضرب المثل بلکه را کاشتند سبز نشد

داستان ضرب المثل بلکه را کاشتند سبز نشد می گویند روزی ساربانی که از کنار یک روستای کویری می گذشت به زمین خشک و خالی ای رسید و شترهایش را آنجا رها کرد در این وقت ناگهان یکی از روستاییان آمد و شتر را زیر باد کتک گرفت ساربان گفت چه می کنی مرد؟چرا حیوان بینوا را می زنی ؟ روستایی گفت چرا می زنم؟مگر نمی بینی که دارد توی زمین من می چرد و از محصول من می خورد؟ ساربان گفت چه می گویی

یکشنبه 06 خرداد 1397 00:39

ضرب المثل خود کرده را تدبیر نیست

داستان ضرب المثل خود کرده را تدبیر نیست داستان ضرب المثل: مردی در بیرون شهر آسیابی داشت. از هر کجا که گندم به طرف شهر حمل می گشت در آسیای او آرد می شد و درآمد خوبی داشت. روزی از روزها که سرش گرم کار بود یک غول بیابانی وارد آسیا شد و رفت در یک گوشه آسیا نشست و بنا کرد به آسیابان نگاه کردن. آسیابان پرسید: اسم تو چیست؟ غول گفت: اسم تو چیست؟ آسیابان گفت: اسم من خودم است. غول گفت:

شنبه 05 خرداد 1397 18:34

ضرب المثل شریك دزد و رفیق قافله

داستان ضرب المثل شریك دزد و رفیق قافله مورد استفاده: در مورد اشخاصی به كار می‌رود كه با طرفین دعوا زدوبند داشته باشند. روزی روزگاری، در دوره‌ای كه مردم برای تجارت و رفت و آمد بین شهرها و كشورها از حیواناتی مثل شتر استفاده می‌كردند. خطر غارت اموالشان توسط راهزنان زیاد بود. این گروهها در كمینگاه‌هایی در مسیر كاروانیان مخفی می‌شدند و در یك وقت مناسب بر سر راه كاروان‌های تج

شنبه 05 خرداد 1397 12:40

ضرب المثل بخیل سومی را خدا بکشد

داستان ضرب المثل بخیل سومی را خدا بکشد اگر کسی در زندگی بخیل باشد و خیر و خوبی او به دیگران نرسد این ضرب المثل حکایت حال او می شود. روزی روزگاری سه رفیق وسه همراه که یکی از یکی بخیل تر بود،همدل و همسفر شدند. آنها می رفتند که در بیابان کیسه زر پیدا کردند. سکه هارا بیرون ریختند و همه را شمردند،ولی هرچه کردند نتوانستند آنها را بین خودشان تقسیم کنند. این بود که به جان یکدیگر

شنبه 05 خرداد 1397 06:39
3 از 32