سرگرمی, دنیای ضرب المثل، صفحه 5

ضرب المثل آن تار مو غیر این چپه است

ریش گرو گذاشتن اگر شخصی بخواهد پولی از كسی قرض كند و چیزی گرو بگذارد و قول سود كلانی بدهد؛ اما قصد فریب داشته باشد، مثل فوق را در موردش به كار می برند. قصه ی آن چنین است: روزی مردی روستایی ناشناس در دكان یك حاجی می رود و از او تقاضای مقداری پول به عنوان قرض می كند. حاجی می گوید: «‌ای بابا، من كه تو را نمی شناسم چطوری پولم را به تو بدهم؟ آخر یك گرویی، یك چیزی باید بسپاری. »‌

شنبه 22 اریبهشت 1397 12:37

ضرب المثل ميمون پير دستش را داخل نارگيل نمي كند

يك ضرب المثل قديمي مي گويد: ميمون پير دستش را داخل نارگيل نمي كند. در هندوستان، شكارچيان براي شكار ميمون سوراخ كوچكي در نارگيل ايجاد مي كنند. يك موز در آن مي گذارند و زير خاك پنهان اش مي كنند. ميمون دست اش را به داخل نارگيل مي برد و به موز چنگ مي اندازد، اما ديگر نمي تواند دست اش را بيرون بكشد، چون مشت اش از دهانه سوراخ خارج نمي شود. فقط به خاطر اين كه حاضر نيست ميوه را رها

شنبه 22 اریبهشت 1397 00:44

ضرب المثل علف باید به دهن بزی شیرین بیاد

داستان ضرب المثل علف باید به دهن بزی شیرین بیاد همه ما این ضرب المثل که علف باید به دهن بزی شیرین بیاد رو بارها شنیدیم اما معنی و مفهومش چیه؟! یعنی هر کس سلیقه ی متفاوتی دارد و مزه ی دهان هر کس با دیگران فرق می کند. آنچه به دهان شما خوشمزه نمی آید ممکن است بسیار مورد پسند کس دیگری باشد و برعکس چیزی که مورد پسند شماست را شاید دیگری اصلاً نپسندد که خب این خود از زیبایی های

جمعه 21 اریبهشت 1397 18:34

ضرب المثل لوطي خور كردن

عبارت بالا كنايه از تقسيمي است كه بدون رعايت هيچ قاعده كلي در مال مفت كه بي زحمت به دست آمده باشد معمول و مجري دارند و عبارت مزبور از آن جهت مصطلح شده است كه اگر لوطي چيزي گير بياورد در ميان مي گذارد و بدون هيچ شرط و تشريفاتي همه از آن برخوردار مي شوند.اگر چه در لغتنامه دهخدا اين عبارت كنايه از: در معرض چپاول و غارت نهادن و به تاراج بردن آمده است ولي به طور كلي لوطي خور كردن و ل

جمعه 21 اریبهشت 1397 00:38

ضرب المثل لنگ انداختن

عبارت بالا هنگامي به كار مي رود كه شخص ثالثي بخواهد اختلاف موجود بين دو يا چند نفر را مرتفع كرده واسطه صلح و آشتي شود. در اين گونه موارد مي گويند: فلاني دارد لنگ مي اندازد. يعني قصد دارد غائله و اختلاف فيمابين را با كدخدا منشي حل و فصل كند.اين ضرب المثل در جاي ديگر هم به غلط مورد استفاده و استناد قرار مي گيرد و آن موقعي است كه يكي از دو نفر هماورد و مبارز مغلوب و تسليم شده باشد.

پنجشنبه 20 اریبهشت 1397 18:33

ضرب المثل كن فيكون شد

هرگاه امري بزرگ واقع شود و يا تغيير و تحولي عظيم روي دهد به عبارت مثلي بالا تمثل جسته اصطلاحاً مي گويند : كن فيكون شده است .بعضيها از اين جمله صرفاً در رابطه با خرابي و ويراني استفاده كرده في المثل هرجابر اثر زلزله يا سيل يا حادثه ديگرخراب شده است مي گويند: آنجا كن فيكون شده است .عبارت كن فيكون در آيه 117 از سوره بقره و چند سوره ديگر از قرآن كريم نيز به اقتضاي مقال آمده است ك

پنجشنبه 20 اریبهشت 1397 12:41

ضرب المثل هر که بامش بیش برفش بیشتر

یکی از پادشاهان عمرش به سر آمد و دار فانی را بدرود گفت و به سوی عالم باقی شتافت چون وارث و جانشینی نداشت وصیت کرد بامداد نخستین روز پس از مرگش اولین کسی که از دروازه ی شهر در آید تاج شاهی را بر سر وی نهند و کلیه ی اختیارات مملکت را به او واگذار کنند. فردای آن روز اولین فردی که وارد شهر شد گدائی بود که در همه ی عمر مقداری پول اندوخته و لباسی کهنه و پاره که وصله بر وصله بو

پنجشنبه 20 اریبهشت 1397 00:50

ضرب المثل هایی درباره مهمان

ایام نوروز و ضرب المثل هایی درباره مهمان به مهمان همیشگی ، خوشآمد گفته نمی شود .ضرب المثل آلمانی مهمان هر روزه دزد آشپزخانه استضرب المثل اسپانیایی مهمان همیشگی سربار می شود .ضرب المثل عبری مهمان و ماهی در ظرف سه روز می گندند .ضرب المثل ایتالیایی برای مهمان یک روزه یک مایل به استقبالش می روند .ضرب المثل عبری مهمان مثل باران بوده و باران مداوم نیز کسالت بار اس

چهارشنبه 19 اریبهشت 1397 18:33

ضرب المثل صد رحمت به دزد سرگردنه

روزی بود، روزگاری بود. در آن روزگار، جز اسب و الاغ و شتر، وسیله ای برای سفر و رفتن از شهری به شهر دیگر وجود نداشت. راه ها پر از خطر بود. مردم گروه گروه و به صورت کاروان به سفر می رفتند تا بتوانند با دزدهایی که در پیچ و خم راه ها و گردنه های سرد و دشوار کمین کرده بودند، مقابله کنند. یک روز دو نفر که از کاروان جا مانده بودند، تصمیم گرفتند منتظر کاروان بعدی نشوند و خودشان به سف

چهارشنبه 19 اریبهشت 1397 12:41

ضرب المثل های آلمانی

مثل آلمانی : گاهی دروغ همان کار را می کند که یک چوب کبریت با انبار باروت می کند . مثل آلمانی : بهتر است دوباره سؤال کنی تا اینکه یکبار راه اشتباه بروی . مثل آلمانی : زمان دوای خشم است. مثل آلمانی : عشقی که توأم با حسادت نباشد دروغی است . مثل آلمانی : در برابر آن کس که عسل روی زبان دارد ، از کیف پولت محافظت کن . مثل آلمانی : روزیکه صبر در باغ زندگیست بروید به چیدن میوۀ پیروز

چهارشنبه 19 اریبهشت 1397 00:45

ضرب المثل روضه خان پشم چال

اين ضرب المثل در موردي به كار مي رود كه در مجمعي متكلم و گوينده مطلبي را چند بار تكرار كند و يا به صورت ديگر، افرادي كه متدرجاً به آن جمع مي پيوندند هر يك جداگانه از متكلم بخواهند كه مطلب را از سر بگيرد تا همه از آن موضوع آگاهي حاصل كنند در چنين مواردی متكلم و ناطق را به روضه خوان پشم چال تشبيه مي كنند كه ريشه تاريخي آن به اين شرح آمده است:مطالب آتي الذكر كاملاً مدلل مي دارد

سه شنبه 18 اریبهشت 1397 18:34

یک صبر کن و هزار افسوس مخور

پادشاهی بود که همه چیز داشت، اما بچه نداشت. سال های سال بود که ازدواج کرده بود، اما خدا به او و همسرش فرزندی نداده بود. پادشاه و زنش از این که بچه نداشتند، خیلی غمگین و ناراحت بودند. این پادشاه، عادل و با انصاف بود. مردم کشورش، دوستش داشتند.به همین دلیل همه دست به دعا برداشتند و از خدا خواستند که به او یک بچه بدهد. خدای مهربان دعای مردم را مستجاب کرد و یک روز خبر در همه جا پ

سه شنبه 18 اریبهشت 1397 12:36

ضرب المثل عروس ِخودم می‌دونم

هرگاه مادری به دختر بی‌هنر و سبک­سر خود نصیحت کند که بیا و چیزی یاد بگیر و دختر خیره‌سری کند و بگوید : «بلدم اینها که چیزی نیست» مادر می‌گوید : «عروس خودم می‌دونم ! بی‌خشت خومی هم بیذار روش». دختری تازه شوهر کرده بود و سر خانه بخت رفته بود اما بس که بازیگوش و لجباز بود توی خانه باباش و زیر دست مادرش هیچ کمالی یاد نگرفته بود. یک روز شوهرش گفت : «امشب یک دمپخت عدس و کلم بپز» د

سه شنبه 18 اریبهشت 1397 00:42

ضرب المثل كلاه قرچي ديده

كلاه قرچی Qorci نوعي كلاه بود كه از پست و پشم درست مي‌كردند و نشانه تشخص بود و در زمان قديم در اصفهان معاريف و اعيان به سر مي‌گذاشتند. چون گويند فلان كس كلاه قرچي ديده يعني چشم و گوش او باز شده است. در آبادي زفره فقط يك نفر كه كدخداي محل بود و اهالي از او حساب مي‌بردند از اين كلاه سرش مي‌گذاشت. روزي اين كدخدا سوار الاغي بوده و از اصفهان به ده برمي‌گشته بين راه مي‌بيند يك نفر

دوشنبه 17 اریبهشت 1397 18:39

ضرب المثل حکیم فرموده

کاری که صرفا به امر و دستور مقام بالاتر انجام شود و میل و اراده ی مجری امر، در آن دخالتی نداشته باشد مجازا «حکیم فرموده» گویند. اما ریشه تاریخی آن :به طوری که می دانیم اطبا و پزشکان را در ازمنه و اعصار قدیمه حکیم می گفتند و معاریف اطبای قدیم نیز به نام حکیم باشی موسوم بوده اند. علم پزشکی در قرون گذشته به وسعت و گسترش امروز نبوده و اطلاعات و معلومات پزشکان قدیم نیز از مندرجا

دوشنبه 17 اریبهشت 1397 12:37

ضرب المثل هم از گندم ري افتاد، هم از خرماي بغداد

اين عبارت مثلي در مواردي به كار مي رود كه كسي قصد تامين منابع از دو جانب را داشته باشد به اين معني كه مقصودش از يك سو حاصل است و به علت حرص و طمع يا جهات ديگر بخواهد از طريق ديگر، خواه معقول و خواه نامعقول، به اقناع و ارضاي مطامع خويش اقدام كند ولي نه تنها در اين مورد مقصودش حاصل نيايد بلكه منافع اوليه را نيز از دست بدهد. ابن زياد فرمان حكومت ري را به نام عمربن سعدبن ابي و ق

دوشنبه 17 اریبهشت 1397 06:34

آسیاب باش، درشت بگیر و نرم پس بده

وقتی در دعوایی بخواهیم کسی را وادار کنیم که در مقابل حرف‌های درشت و تند و تیز طرف مقابلش، خویشتنداری کند، می‌گوییم: «آسیاب باش، درشت بگیر و نرم پس بده.» این مثل داستانی دارد؛ می گویند روزی شیخ ابوسعید ابوالخیر با یاران خودش از کنار آسیایی می‌گذشت. ناگهان ایستاد و بدون اینکه حرفی به یارانش بزند، ساعتی به صدای گردش سنگ‌های آسیا و کار کردن آن، گوش کرد. پس از آن، رو به اطراف

دوشنبه 17 اریبهشت 1397 00:48

ضرب المثل خر لگدش زده، پاي كره خر مي‌شكند

اين مثل در موقعي گفته مي‌شود كه يك نفر از طرف آدم پر زور و قوي‌تر از خود ظلمي مي‌بيند و چون زورش به او نمي‌رسد با اوقات تلخ به خانه مي‌آيد و تلافي آن را سر زن و بچه‌اش در مي‌آورد و بي‌سبب آنان را مي‌زند و مي‌آزارد. يك مرد دهاتي بود، يك خر داشت و يك كره‌خر كه هر دو را كنار مزرعه‌اش بسته بود. خر به هواي چرا افسارش را پاره مي‌كند و داخل مزرعه مي‌شود. مرد روستايي خبر مي‌شود و مي

دوشنبه 17 اریبهشت 1397 00:39

ضرب المثل تجارت بوق حمام

در زمان های قدیم بازرگان ثروتمندی زندگی می کرد که بسیار درتجارت موفق بود و پسری داشت که بسیار تنبل و تن پرور بود و دنبال کسب روزی نمی رفت. تاجر دوست داشت به پسرش راه و رسم تجارت را بیاموزد اما پسر هر بار طفره می رفت و می گفت همه چیز را در باره تجارت می داند و تمام فوت و فن تجارت در این خلاصه می شود که ارزان بخری و گران بفروشی و از پدرش خواست که سرمایه ای به او بدهد و او را با کا

چهارشنبه 12 اریبهشت 1397 18:47

ضرب المثل مزد «هيه» جيرينگ است

مردي در جنگل هيزم مي‌شكست تا بار كند و به آبادي ببرد بفروشد. مرد ديگري هم در كنار او روي سنگ نشسته بود. آن هيزم‌شكن هر بار كه تبر را به ضرب پايين مي‌آورد و به كنده‌‌ها مي‌خورد مرد دومي كه روي سنگ به راحتي نشسته بود با صداي بلند مي‌گفت: «هيه» و هر دفعه كلمه «هيه» را با صداي عجيب تكرار مي‌كرد، مثل اينكه خود او با تمام زورش تبر را به كنده درخت مي‌كوبد. بعد از چند ساعت كه هيزم‌ش

چهارشنبه 12 اریبهشت 1397 03:15
5 از 31