( 4.7 امتیاز از 12 )
1396/05/21-18:45 145 0

      در مقاله گذشته جهت طولانی نشدن مطلب  ،ادامه بررسی نقش و تاثیر خانواده در تربیت فرزند را که در  زندگی مشترک او بسیار موثر است ،به این مقاله موکول کردیم ،واینک ادامه مطلب... .   تصمیم گیری برای ازدواج دراین مرحله تلاش میشودبه سوالاتی ازاین قبیل پاسخ داده شودکه یک فردچگونه می تواند زوج مناسبی برای خود انتخاب کند؟   در انتخاب زوج چه اولویت هایی را مدن



 

 

انتخاب همسری با فرهنگ

 

در مقاله گذشته جهت طولانی نشدن مطلب  ،ادامه بررسی نقش و تاثیر خانواده در تربیت فرزند را که در  زندگی مشترک او بسیار موثر است ،به این مقاله موکول کردیم ،واینک ادامه مطلب... .

 

تصمیم گیری برای ازدواج


دراین مرحله تلاش میشودبه سوالاتی ازاین قبیل پاسخ داده شودکه یک فردچگونه می تواند زوج مناسبی برای خود انتخاب کند؟

 

در انتخاب زوج چه اولویت هایی را مدنظرقرار دهد؟ آیاشرایط مادی مهم تر است یا شرایط خانوادگی وفرهنگی؟

 

روانشناسی ازدواج تلاش کرده با انجام تحقیقاتی به این سوالات پاسخ های مناسب ارائه کند.

 

انچه در فرایند مشاوره ی ازدواج مهم است،رعایت اصل تناسب و اصل اولویت بندی است.براساس اصل تناسب گفته می شود هر اندازه افراد از لحاظ شرایط فرهنگی و شخصیتی و تحصیلی مناسب بایکدیگر باشند ازدواج موفقتری خواهندداشت.عدم تناسب ویژگی های شخصیتی مشکلات عمیقی را به همراه خواهد داشت.براساس اصل اولویت بندی گفته میشود چون در عمل امکان ازدواج با فردی که از تمام جنبه ها مطابق با شرایط ومدارک های فرد باشدپایین است بنابراین توصیه می شود بااولویت بندی وامتیا زدهی به هریک ازجنبه های مورد ملاک تصمیم گیری را  آسانترانجام دهند.

 

نقش خانواده

 

اهمیت خانواده از آنجا ناشی می شود که تنها عاملی است که بیشترین تاثیر را در زندگی فرد دارد.خانواده نقش تعیین کننده ای در سرنوشت فرد و دیدگاهی که به خود دارد ایفا می کند.

 

تجربه جوانان از زندگی والدین و روابط زناشویی آنها درنگرش جوانان نسبت به ازدواج بشدت موثراست.

 

اگراز موهبت داشتن پدر و مادری خوشبخت برخوردار هستید ، این شانس رادارید که بفهمید ازدواج موفق به چه عواملی نیازدارد.

 

پژوهشها نشان داده است که کودکانی که پدرومادرشان ازهم جداشده اند و بیشترسالهای رشد را فقط با پدر یا فقط با مادرگذرانده اند به احتمال زیاد در زندگی زناشویی خود نیز مشکل داشته اند

 

دیدگاه افراد درباره ی هریک از سوالات زیر میتواند راجع به ازدواج موثرباشد

 

1. به عقیده ی شما چه عواملی پدرومادرتان را کنار هم نگه داشته است؟

 

2. پدرتان چه رفتاری با مادرتان دارد؟مادرتان همینطور

 

3. ایا دوست دارید زندگی شما وهمسرتان هم از همین الگو پیروی کند؟

 

4. ایا پدرومادرتان اغلب با هم جروبحث میکنند؟

 

5. به عقیده ی شما رابطه ی پدرومادرتان مثبت است یا خنثی یا تلخ ؟

 

6. ایا پدرومادرتان از هر گونه اختلاف عقیده ومشاجره پرهیز میکنند؟

 

7. ایا پدرومادرتان اوقات خوش فراوانی باهم دارند؟

 

8. ایا شاهد بوده اید که پدرومادرتان چگونه دشواری های زندگی زناشویی شان را برطرف میکنند؟


پژوهشها نشان داده است که کودکانی که پدرومادرشان ازهم جداشده اند و بیشترسالهای رشد را فقط با پدر یا فقط با مادرگذرانده اند به احتمال زیاد در زندگی زناشویی خود نیز مشکل داشته اند.شما میتوانید علل عدم موفقیت زندگی مشترک پدرومادرتان را بررسی کنید وبا اجتناب از آن رفتارها شانس موفقیت خود را در زندگی زناشویی افزایش دهید.

 

البته فقط افرادی که ژن خود را به شما داده اند پدرومادرتان محسوب نمی شوند کسانی که شما را به فرزندی پذیرفته اند،ناپدری،نامادری،افرادی که شما را بزرگ کرده اند و اشخاصی که بیشترین تاثیررادر پرورش شما داشته اند نیز والدین شما محسوب میشوند.

 

درجست وجو همسرنه تنها به دنبال شخصی میگردیم که اینده مان را با اوسهیم شویم ، بلکه فردی را میخواهیم که بخشی از گذشتمان نیز با او مشترک باشد اگر پدرومادر یا قوم وخویشی را تحسین می کردیم که مرفه بود،به احتمال زیاد درپی همسری هستیم که از نظر مالی تامین شده باشد واحیانا کمبودهایی را که در دوران کودکی ونوجوانی احساس میکردیم پرکند.

 

در یک آزمایش معروف روانشناسی ازتعدادی بزرگسال خواسته شد که از میان چند خط روی تابلویی کوتاهترین آن را نشان دهند ، درضمن از همه ی افراد گروه به غیر از یک نفر محرمانه خواستند که بلندتری خط رانشان دهند.وقتی درجمع پرسیده شد که کدام خط کوتاهترین است،تک تک افراد،به بلندترین خط اشاره کردند تا نوبت به ان فردی رسید که از ماجرا بی اطلاع بود اما اوهم به بلندترین خط اشاره کرد.اگرچه کاملا واضح بود که آن پاسخ اشتباه است .

 

این آزمایش نشان می دهد که عقیده ی فرد چقدر تحت تاثیر اطرافیان است .افرادی که در زندگی شما مهم هستند تاثیربسیار زیادی بر رفتار و گفتارتان دارند.شاید مجبورنباشید که در حضور آنها کوتاه ترین خط را انتخاب کنید اما به همان اندازه تحت تاثیر عقایدشان قرار میگیرید.

 

مهم این است که ما بدانیم چقدر خودمان را تصفیه  ،  ویراستاری و قوی کرده ایم  که خرد بر ما حاکم شود و ما را راهنمایی کند اگر این کار را نکنیم ما بشدت تحت تأثیر عوامل حاکم بر جامعه و والدینمان هستیم

 

افرادی که خودرا مجردی اهل حال یا کودکی تحت تکفل پدرومادرمیبینند،باتصویری از خودزندگی میکنند که باازدواج هم خوانی ندارد.این احتمال وجوددارد که افرادی که بسیار مستقل بوده و به زندگی مجردی عادت کرده اند انعطاف پذیر نباشند ودرنتیجه تغییر برنامه وزندگی کردن در کنار یک فرد دیگر برایشان دشوار باشد.  خانواده ها معرف خوبی  برای نشان دادن فرهنگ فرزندشان هستند اگر شما می بینید که در خانواده تشنج وجود دارد. احتمال اینکه در آینده او هم اینگونه باشد زیاد است. البته این به این معنی نیست که لزوماً این اتفاق می افتد چون خیلی ها خودسازی می کنند خیلی ها در خودشان تغییر ایجاد می کنند اما اگر تغییری در کار نباشد خیلی در حال و هوای تأثیر خانوادگیشان هستند.

 

ما در واکنش های روانی مان یک سری مکانیزم های دفاعی داریم که در مقابل ناکامی هایمان یک روشهایی برای دفاع در پیش می گیریم . حالا یک سری هم الگوسازی می کنیم ، فردی  که پدر و مادر خیلی ول خرجی دارد هم ممکن است مانند آنها زندگی می کند، هم ممکن است واکنش معکوس نشان دهندو خسیس شود و یا بر عکس.

 

اگر مثلا"  در خانواده بی برنامه بار آمده باشد ، دلش می خواهد منضبط شود. اما زمانی که خرد ما، ما را تأیید می کند آن روش درست است. و نه زمانی که اختلالات روانی ما را پیش می برند.

 

مهم اینست که ما بدانیم چقدر خودمان را تصفیه  ،  ویراستاری و قوی کرده ایم  که خرد بر ما حاکم شود و ما را راهنمایی کند اگر این کار را نکنیم ما بشدت تحت تأثیر عوامل حاکم بر جامعه و والدینمان هستیم.

 

اولین حیطه  در وجود ما ، حیطه ی دانش ماست. که یکسری اطلاعات وارد ذهن ما شود.

 

حیطه ی دوم حیطه ایست که ما علاقه مند شویم که راجع به اطلاعات کاری کنیم و بگوئیم مثلاً اگر کودکی من، خانواده ی من، دوستان گذشته من، این طوری بوده اند من دوست دارم برای خودم کاری کنم که مانند آنها نباشم.

 

حیطه ی سوم حیطه ی رفتاری است یعنی همه ی اینها را در رفتارمان پیاده کنیم. یعنی اگر دیروز یکسری اطلاعات ما کسب کردیم. امروز شد و همچنان ما همان اطلاعات را داریم و کاری برای آنها نکردیم  ولی اگر آن اطلاعات را بررسی کردیم و آن ها باعث شد من تغییر  و رشد کنم فایده دارد. مثلاً جلسات مشاوره که می رویم. در ابتدا حیطه ی دانش است اما اگر این حیطه ی دانش را وارد حیطه ی عاطفی و احساسی نکنیم فقط می توانیم راجع به آن صحبت کنیم و عملاً در رفتار ما تغییری صورت نگرفته است. هیچ عوض نمی شویم. ما باید در حیطه ی رفتاری خود کار کنیم.

منبع: تبیان

تعداد نظرات : 0 نظر

ارسال نظر

0/700
Change the CAPTCHA code
قوانین ارسال نظر
انتخاب همسری با فرهنگ
Rated 4.7/5 based on 12 readers reviews