( 5.0 امتیاز از 1 )
یکشنبه 17 دی 1396 08:37

امام عسکری در آن دوران سعی کردند پشتوانه علمی جامعه اسلامی و شیعیان را تقویت کنند. لذا در این خصوص یکی از نکاتی که قابل توجه است اهتمام امام در زمینه علوم قرآنی است.

این مطلب از سایت بهدونی، مطلبی در مورد تلاش برای آماده سازی عصر غیبت ارائه شده است، همچنین می توانید برای مشاهده ی مطالب بیشتر هم موصوع این مطلب، موضوع تاریخ و سیره معصومین دنبال کنید.

به گزارش بهدونی :
دوران امامت امام حسن عسکری (علیه السلام) در حالی آغاز گردید که خلافت عباسی با مشکلات زیادی دست به گریبان بود. همچنین از قدرت مرکزی حکومت کاسته شده و ترکان امور حکومت را بر دست گرفته بودند. در چنین شرایطی انتظار می‌رفت از شدت فشار، اختناق، شکنجه و آزار و اذیت حکومت بر مخالفان بخصوص شیعیان و امامان شیعه کاسته شود.
اما در واقعیت این اتفاق رخ نداد بلکه موج سخت‌گیری و فشار و آزار و اذیت ها بالا گرفت و بدستور خلیفه عباسی معتمد، همان فشارها و اذیت ها بر شیعیان و امامان شیعه تداوم پیدا کرد به گونه ای که امام حسن عسکری(علیه السلام) نیز به مانند پدر بزرگوارش امام هادی(علیه السلام) به سامرا آورده شد.

در عصر امام حسن عسکری(علیه السلام) ما شاهد تدوین و تالیف کتب و آثار عالمان شیعه هستیم. عالمان بزرگ شیعی توانستند در کنار آن ساماندهی امور مالی و حفظ ارتباط با امام(علیه السلام) از رهگذر همین امور مالی با امام(علیه السلام) و حفظ ارتباط با ایشان، اصول و مبانی و اعتقادی و حدیث و فقه را تدوین کنند که این امر مساله مهمی بود که باید مورد توجه قرار گیرد.


آنچه مسلم است آوردن این دو امام بزرگوار به «سامرا»- مرکز خلافت عباسی در آن عصر- از جهاتی شبیه سیاست مأمون در آوردن امام رضا (علیه السلام) به خراسان بود؛ زیرا در چنین شرایطی بود که رفت و شد شیعیان با امام تحت کنترل در آمده و شناسایی شیعیان برای آنها ممکن می شد. تصور عباسیان این بود که ممکن است امامان، همانند سایر علویان، با داشتن هوادارانی چند، دست به قیام بزنند. حضور آنها در مرکز خلافت مانع از چنین اقدامی می شد.

تدوین کتب و آثار عالمان شیعه در دوره امامت امام عسکری(علیه السلام)

امام حسن بن علی(علیه السلام) در سال ۲۳۲ هـ.ق از مادری به نام حدیثه که از زنان عارف و پارسا بوده متولد می شوند و دوران امامتشان از ۲۵۴ تا ۲۶۰ هـ است و عمر کوتاهی برای امامت داشته اند. ایشان به همراه پدرشان امام هادی (علیه السلام) از طرف حکومت به سامرا منتقل می شوند و به اجبار در آنجا مقیم شدند و برای کنترل امام عسکری (علیه السلام) و مراقبت از ایشان، امام را مجبور کرده بودند که هفته ای دو روز خودش را به مقر حکومتی سامرا معرفی کند یعنی کاملاً تحت نظر بودند. به همین دلیل هم برای اینکه در محله عسکر در سامرا اقامت داشتند به عنوان عسکری شهرت پیدا می کنند.
دوران امامت امام عسکری(علیه السلام) دو سه ویژگی برجسته دارد:
یکی اینکه تعداد شیعیان به شدت افزایش پیدا می کند و در نواحی مختلف سرزمین پهناور اسلامی در شرق و نواحی مرکزی ایران و عراق، بغداد، کوفه، مکه، حجاز و حتی بخشی از آفریقا توسعه پیدا کرده بود، با صدها اندیشمند و عالم برجسته شیعی در این دوران روبرو هستیم، که همین امر باعث شد که اعتقاد به امامت اهل بیت(علیه السلام) از یک طرف و نامشروع بودن حکومت خلفای عباسی از طرف دیگر به تشیع یک اعتبار سیاسی و اجتماعی قابل توجهی بدهد.
نکته دوم این است که در دوران امامت امام حسن عسکری (علیه السلام) روایت داریم که هم از طریق شیعه و هم از سوی اهل سنت نقل شده است و آن این است که همگان می دانستند که امام مهدی(عج) فرزند امام حسن عسکری (علیه السلام) است، لذا کنترل ایشان به شدت افزایش یافت. جدا از اینکه در محله عسکر ساکن بودند چندین نوبت هم ایشان زندانی شدند و ارتباط شیعیان با ایشان به سختی انجام می گرفت.
شیعیان به بهانه درخواست پول و وسایل بر سر راه امام عسکری(علیه السلام) می نشستند و از منزل تا مقر حکومتی و در این بین می توانستند با امام صحبت کنند و ارتباط برقرار کنند. حتی در یکی از این موارد که برخی از شیعیان در مسیر ایشان قرار می گرفتند تا امام را ببینند یک یادداشتی را از ایشان دریافت کردند که کسی با من سلام نکند و حتی اشاره ای به من نکند چراکه درامان نخواهد ماند.
البته امام عسکری(علیه السلام) در میان مسلمانان، محبان زیادی داشت به نحوی که ایشان وقتی به سامرا می رفتند جمع قابل توجهی برای دیدار با امام(علیه السلام) صف می کشیدند. اینها را نمی توان شیعه خواند اما به دلیل کرامات اخلاقی و فضل و دانشی که امام(علیه السلام) داشت و نسبتی که ایشان با پیامبر(صلی الله و علیه وآله) داشت، ایشان را مورد مهر، محبت و احترام قرار می دادند.
ویژگی بعدی این است که در عصر امام حسن عسکری(علیه السلام) ما شاهد تدوین و تالیف کتب و آثار عالمان شیعه هستیم. عالمان بزرگ شیعی توانستند در کنار آن ساماندهی امور مالی و حفظ ارتباط با امام(علیه السلام) از رهگذر همین امور مالی با امام(علیه السلام) و حفظ ارتباط با ایشان، اصول و مبانی و اعتقادی و حدیث و فقه را تدوین کنند که این امر مساله مهمی بود که باید مورد توجه قرار گیرد.
جهان‌بین در مورد فعالیت های امام حسن عسکری(علیه السلام) در مورد زمینه سازی غیبت امام زمان(عج) هم گفت: امام حسن عسکری(علیه السلام) شیعیان را برای دوران مهم غیبت آماده سازی می کردند. یکی همین بحث سلسله وکلا است؛ در سلسله وکلا که هم بخش های مالی را مدیریت می کردند هم مردم را با امام(علیه السلام) ارتباط می دادند که در رأس همین سلسله وکلا عثمان بن سعید است که با تجارت روغن نامه های امام (علیه السلام) را به مردم می رساندند.
خود همین ارتباط با سلسله وکلا که از دوران امام هادی(علیه السلام) شکل گرفته بود، زمینه را برای ارتباط با واسطه ها و نمایندگان امام فراهم می کرد. غیر از آن امام(علیه السلام) افزون بر توجیه و تبیین مساله غیبت برای بزرگان شیعه جلسات مخفیانه و محدودی هم با بزرگان شیعه، برای آماده سازی دوران غیبت امام مهدی(عج) تشکیل می دادند که بزرگان در جریان قرار بگیرند. حضرت در جلساتش جایگاه و چگونگی وقوع غیبت و امامت امام عصر(عج) را برای اصحاب و نخبگان خویش باز می کنند. به عبارتی علاوه بر ساختن سلسله وکلا و ارتباط بین امام و مردم از طریق واسطه، برخی از بزرگان شیعه را که نقش محوری داشتند اینها را در جریان قرار دادند. علاوه بر این درباره دوران خود غیبت چگونگی وقوع غیبت و امامت امام عصر(عج) را در جلساتی که شرایطش را داشت برای اصحاب خاصشان مطالبی را فراهم می کردند و از این طریق ذهنیت را برای امامت امام زمان(عج) فراهم می کردند.

توجه خاص امام عسکری(علیه السلام) به تفسیر قرآن

یکی از محورهای قابل توجه و مورد اهمیت و اهتمام حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) آماده سازی شیعه برای ورود به عصر غیبت است که در این خصوص امام سعی می کنند همه نکات علمی لازم و موارد نیاز شیعیان در این موارد و احیانا مشکلات مرتبط را به طور خاص مورد توجه و عنایت قرار دهند و شیعیان را برای ورود به عصر غیبت آماده کنند. رویکرد علمی حضرت هم به سمت آماده سازی شیعه برای ورود به عصر غیبت بوده است. در این خصوص امام سعی می کردند شبهه ها را از ذهن مردم و شیعیان و حتی در ارتباط با کل جامعه اسلامی بزدایند.
عنایت ائمه(علیه السلام) با توجه به شرایطی که در آن زندگی می کردند در وهله اول شیعیان ولی به طور عموم نسبت به همه مسلمانان و جامعه اسلامی بوده است. امام عسکری(علیه السلام) هم توجه خاصی داشتند تا جامعه را از نظر ارزشهای اسلامی و معارف اسلامی حفظ کنند. به همین خاطر با علم به اینکه توجه داشتند که دست شیعیان به زودی از دست امام معصوم(علیه السلام) کوتاه می شود در این شرایط سبک زندگی علمی خاصی را بنا نهادند.
در این سبک زندگی علمی امام سعی می کنند پشتوانه علمی جامعه اسلامی و شیعیان را تقویت کنند. در این خصوص یکی از نکاتی که قابل توجه است در زمینه علوم قرآنی است. امام(علیه السلام) در این زمینه توجه خاصی به علوم قرآن و تفسیر قرآن داشتند که گزارش هایی داریم که دو دوره تفسیر قرآن از ایشان داریم که یکی از این تفاسیر ابن شهرآشوب مازندرانی در معالم العلما ذیل نام حسن بن خالد برقی قمی نقل می کند.
طبق نقل ابن شهرآشوب ایشان محضر امام عسکری(علیه السلام) را قبل از امامت درک می کند و در این حضور تفسیری جامع مشتمل بر ۱۲۰ جزء یا ۱۲۰ جلد را به املای امام دریافت می کند که گنجینه گران سنگی بوده که در قرن چهار و پنجم موجود بوده اما متأسفانه امروزه در دسترس ما نیست. از شگفتی هاست که امام(علیه السلام) که در شرایط امنیتی زندگی می کردند و ارتباط شیعیان با ایشان سخت بوده با چه اهتمام و شیوه هایی این تفسیر گران سنگ را القا کردند.
تفسیر دیگری نیز وجود داشت که توسط دو برادر اهل استراباد(شهری در نزدیکی گرگان فعلی که از بین رفته است) جمع آوری شده است که بخشهایی از آن امروزه موجود است. تثبیت جایگاه قرآن به عنوان بزرگترین معجزه پیامبر اکرم(صلی الله و علیه السلام) و به عنوان ثقل اکبر یکی از خدمات علمی آن حضرت است که اگر جایگاه آن به خطر بیفتد و ارزش و اعتبار آن تضعیف شود طبیعتا خسارت سنگینی متوجه اسلام و مسلمانان و آینده تاریخ اسلام می شد.
در روایات آمده است که یعقوب بن اسحاق کندی در اعتبار و صحت و استحکام قرآن کریم شک کرد. او که یکی از بزرگترین دانشمندان و فیلسوف آن زمان بود در حال نگارش کتابی در این مورد بود که امام عسکری(علیه السلام) از طریق یکی از شاگردانش برای او پیغامی فرستاد. امام به شاگردش آموخت که به او بگوید استاد ازکجا می دانی که منظور خداوند همین برداشت توست. احتمال نمی دهید در معانی ای که شما از قرآن برداشت کردید و تناقضات قرآن را استخراج کردید، احتمال دیگری در معنای آیات وجود داشته باشد؟! واقعا این کار و اقدام امام، اقدامی معجزه آسا بود. وقتی کندی این جملات را شنید دچار شوک شد و از شاگرد خواست که بگوید این را چه کسی گفته است؟ در نهایت وقتی شاگرد با اصرارهای کندی مجبور شد بگوید که این را أبومحمد حسن بن علی العسکری به من القا کرد که استاد اذعان و اعتراف کرد که چنین سؤالی از چنان شخصیتی شایسته و بایسته است و آن وقت کتاب نوشته شده را در آتش سوزاند.

ائمه ابن الرضا(علیهم السلام)
به سه امام نهم، دهم و امام یازدهم علیهم‌السلام، «ائمه‌ ابن‌ الرضا» گفته می شود، اگر این امامان را در نظر بگیرید، همانند یک ماه هستند که هر چه به پایان ماه نزدیک می شود کم کم کوچک می شود و به محاق می رود تا جایی که کاملاً غروب می کند و پنهان می گردد.

ائمه‌ ابن‌ الرضا علیهم‌ السلام این‌طور بودند که خود امام رضا (علیه السلام) کاملاً در بین مردم و در جامعه حاضر بود؛ ولی امام جواد (علیه السلام) کمتر در میان مردم بود. امام هادی (علیه السلام) خیلی کمتر در جامعه حضور داشت و امام حسن عسکری (علیه السلام) که بسیار بسیار کمتر و در حصر خلیفه قرار گرفت.

طبق نقل ابن شهرآشوب ایشان محضر امام عسکری(علیه السلام) را قبل از امامت درک می کند و در این حضور تفسیری جامع مشتمل بر ۱۲۰ جزء یا ۱۲۰ جلد را به املای امام دریافت می کند که گنجینه گران سنگی بوده که در قرن چهار و پنجم موجود بوده اما متأسفانه امروزه در دسترس ما نیست. از شگفتی هاست که امام(علیه السلام) که در شرایط امنیتی زندگی می کردند و ارتباط شیعیان با ایشان سخت بوده با چه اهتمام و شیوه هایی این تفسیر گران سنگ را القا کردند.


یعنی مصلحت و خواست ائمه علیهم السلام این بود که مردم را عادت بدهند به اینکه در زمان غیبت و عدم حضور امام، چطور دین خودشان را بتوانند تکمیل بکنند و احکام خدا را به ‌دست بیاورند.

دوران مِحنت

زمان امام عسکری (علیه السلام) را «دوران محنت» می گویند. یعنی دوران «متوکل»، «معتز»، «مستعین» و «مستنصر» که همه از بنی عباس بودند و خود را خلیفه می دانستند و اتفاقاً از القابی استفاده می کردند که همان لقب‌های امام زمان (علیه السلام) است؛ چون این‌ها خودشان ادعای مهدویت داشتند.
یکی از سختی های خلفای عباسی که در زمان امام یازدهم یعنی از سال تقریباً ۲۳۵ تا ۲۶۰ هجری قمری انجام دادند، «دوران محنت» است.
«محنت» به زبان فارسی امروزی، یعنی دوران «تفتیش عقائد» و یا به تعبیر عرفی «زیر پاکشی». به هر حال در آن زمان دادگاه تفتیش عقائد درست کردند. به همین جهت آن دوران، سخت‌ترین زمان برای شیعه بوده است. حتی زمان امام حسین (علیه السلام) نیز شیعه این‌قدر در فشار نبود که زمان امام عسکری (علیه السلام) در فشار بود.
ماجرا به این صورت بود که در زمان امام عسکری (علیه السلام) افرادی در کوچه و خیابان می چرخیدند، به هر کسی برخورد می کردند، مصاحبه می‌کردند، سؤالهایی می پرسیدند که به نحوی بازجویی بود. یعنی سؤالها را به گونه ای می پرسیدند تا طرف مقابل حرفی بزند که بر ضد خودش تمام شود. سؤال یک چیز بود، اما هدف چیز دیگری بود. این را زیرپا کشی گویند. ... به همین گونه هزاران هزار نفر را ... کشتند. این را می‌گویند دوران محنت.
امام حسن عسکری (علیه السلام) در چنین دوره ای بوده است و لذا سخنان آن حضرت را با توجه به این شرایط باید معنا و تفسیر کرد که مراد امام از این فرمایش چیست. امام عسکری (علیه السلام)  حدیثی از رسول خدا نقل فرمودند: «مَنْ تَتَبَّعَ‏ عَوْرَاتِ الْمُؤْمِنِینَ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَوْرَاتِهِ وَ مَنْ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَوْرَاتِهِ فَضَحَهُ‏ فِی‏ جَوْفِ‏ بَیْتِهِ؛ یعنی «اگر کسی دنبال عیب مردم باشد، خدا هم دنبال عیب خود اوست. و او را رسوا می‌کند، حتی در خانه خودش.»
به گونه ای که چنین کسی در خانه خودش و کنار زن و بچه‌اش خجالت بکشد و نتواند زندگی کند. خدا در خانه خودش او را رسوا  می‌کند. 
هر که دنبال این باشد که فلانی چه اشتباهی کرده؟ فلانی نمره امتحاناتش چند شد؟ در امتحانات مردود شد یا نشد؟ فلانی به نامحرم نگاه کرد یا نکرد؟ هر کس دنبال این چیزها باشد، خدا هم دنبال عیب خود او خواهد بود و او را در خانه‌اش هم که باشد رسوا می‌کند.
این مسائل را امام عسکری (علیه السلام) برای این می‌فرمود که در خیابان کاری به مردم نداشته باشید! ما وظیفه داریم جلو گناهان علنی را بگیریم. اما از طرفی هم همیشه وظیفه داریم که کارهای مردم را حمل بر صحت کنیم.
این از غرر کلمات امام عسکری است که می فرمود: «ضَعْ‏ أَمْرَ أَخِیکَ‏ عَلَی أَحْسَنِه‏»؛ هر کاری از هر کس دیدی آن را بر بهترین وجهش حمل و توجیه کن.
مثلاً اگر می‌بینم یک آقایی لبش دارد تکان می‌خورد، آیا بگویم دارد به من فحش می‌دهد، یا بگویم دارد صلوات می‌فرستد؟ این فرمایش امام می فرماید ببین بهترین کار کدام است؟ بگو او هم همان گونه است.
حتی اگر کسی را که یک روز از صبح تا شب هم با او بودید و نمازش را نخواند، نگویید فلانی بی‌نماز است بلکه حمل بر احسن بکنید و بگویید شاید حواسش نبوده، شاید غفلت و فراموش کرده است.

خبرگزاری مهر


به مطلب امتیاز دهید :
( 5.0 امتیاز از 1 )
تعداد نظرات : 0 نظر

ارسال نظر

Change the CAPTCHA code
قوانین ارسال نظر