( 5.0 امتیاز از 1 )
چهارشنبه 11 بهمن 1396 16:37

اراده ی حکیمانه خداوند درباره ی آخرین ذخیره خود در زمین، اینگونه بود که ولادت وی همانند حضرت موسی (علیه السلام) به طور معجزه آسا و پنهانی اتفاق افتد. چنانچه آثار حمل بر مادر گرامی ایشان نرجس خاتون کاملا نامحسوس بود تا از دید دشمنان پنهان باشد چرا که خطر از بین بردن ایشان وجود داشت .

این مطلب از سایت بهدونی، مطلبی در مورد آیا حضرت مهدی (عج) متولد شده است؟ ارائه شده است، همچنین می توانید برای مشاهده ی مطالب بیشتر هم موصوع این مطلب، موضوع مهدویت دنبال کنید.

به گزارش بهدونی :
اعتقاد به ولادت حضرت حجت (عج)
مسئله مورد نظر این است که اصل ولادت حضرت حجت (عج) جزء مسلمات تاریخ محسوب شده و از نظر هیچ صاحب اندیشه ی حق گرایی مخفی نبوده است. چرا که بسیاری از محدثان، تاریخ نگاران، اندیشمندان نیز به این امر اذعان نموده اند. در بین شیعه این امر از ضروریات مذهب شمرده می شود و بیش از 130 نفر از علمای تاریخ، فقه، حدیث، انساب و ...و همچنین بیش از 65 نفر از دانشمندان اهل سنت در خصوص تولد و زندگی ایشان کتاب های مستقلی نگاشته اند. (1)
البته در بین اهل سنت گروهی تولد ایشان را نپذیرفته اند و وهابی ها نیز این امر را بازیچه قرار داده و بر آن تاکید می کنند . مسلم است اعتقاد به ولادت حضرت حجت (عج) تنها به شیعیان اختصاص ندارد چنانچه ذکر شد بسیاری از دانشمندان اهل سنت نیز آن را پذیرفته اند. برای روشن شدن بحث دلایل و شواهد شیعه را بر تولد خورشید تابان بیان خواهیم کرد:

استاد تاج الدین هلالی استاد دانشگاه الازهر مصر و مفتی سابق استرلیا در مورد حضرت حجت (عج) می فرمایند: امری اجماعی بین تمام امت اسلامی است و روایت مهدی منتظر و کرامت و برکاتش قطعی است تا زمانیکه زمین را پر از عدل و داد کند آنگاه که از ظلم پر شده است. و روایات آن متواتر است و بیش از 135 امام از اهل سنت کتاب های خاص در مورد ایشان نوشته اند و آن تواتری معنوی است.



گزارش حکیمه خاتون از ولادت آخرین منجی

حکیمه خاتون دختر امام جواد(علیه السلام) از جمله کسانی است که واقعه ولادت آخرین حجت را به طور دقیق باز گو نموده است مرحوم شیخ صدوق اینگونه نقل می کند که امام عسگری (علیه السلام) مرا نزد خود فراخواند و فرمود: ای عمه! امشب افطار نزد ما باش چرا که نیمه شعبان است و خداوند در این شب حجت خود را بر روی زمین آشکار خواهد کرد. پرسیدم : مادر او کیست؟ فرمود: نرجس. گفتم فدای شما شوم نشانه بارداری در او پیدا نیست! فرمود: سخن همان است که گفتم. و در آن شب حضرت مهدی (عج) متولد شد. شیخ صدوق از زنان دیگر مانند ماریه خادمه ایشان و نسیم، هنگام ولات نام برده است. (2)

صراحت امام عسگری(علیه السلام) بر ولادت فرزند خود

یکی از یاران امام عسگری (علیه السلام) نقل کردند که: دو سال قبل از شهادت ایشان از سوی امام به من پیغامی رسید با مضمون معرفی جانشین بعد از خودش و دیگر بار سه روز پیش از شهادت ایشان باهمان مضمون، پیام دیگری به من رسید. (3)
همچنین احمدبن اسحاق قمی گوید: چون خلف صالح (علیه السلام) متولد شد از مولایم امام عسگری (علیه السلام) به جدم احمدبن اسحاق نامه ای رسید که در آن به دست خط خود وی آمده بود: برای ما فرزندی متولد شده است و باید نزد تو مستور و از مردم مکتوم بماند که ما جز به خویشان و دوستان اظهار نکنیم، خواستیم خبر آن را به تو اعلام کنیم تا خداوند تو را شاد سازد همچنان که ما را شاد ساخت والسلام. (4)

احادیث رسول خدا و ائمه(علیهم السلام) در مورد ولادت امام(عج)

این خبر که مهدی موعود نهمین فرزند از نسل امام حسین (علیه السلام) می باشد در روایات متعددی بیان گردیده است. حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: نهمین فرزند تو ای حسین همان قائم به حقی است که دین خدا را غالب می گرداند و عدل را می گستراند.
امام حسن (علیه السلام) فرمودند:  قائمی که عیسی مسیح پشت سر او به نماز خواهد ایستاد نهمین فرزند از نسل برادرم حسین است. ابن عباس از رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) روایت می کند که علی ابن ابیطالب پس از من امام امت و خلیفه من بر آنها خواهد بود و قائم منتظری که زمین را پر از عدل و داد نماید همانگونه که پر از ظلم و جور شده باشد از فرزندان اوست و قسم به خدای که مرا بشیر و نذیر مبعوث فرمود کسانی که در دوران غیبتش بر اعتقاد او ثابت باشند از کبریت احمر کمیاب ترند. (5)


گواهی افرادی که در کودکی حضرت را دیده اند

دوران کودکی حضرت و همراهی امام با پدرشان بیش از پنج سال طول نکشید و در این مدت کوتاه حضرت از انظار و عموم مردم مخفی بود جز اصحاب خاص حضرت (عج)؛ و این امر جزء سیاست ها و تدابیر حکیمانه امام عسگری در مقابل خطر دستگاه عباسی بود. چرا که اگر حضرت را به عنوان آخرین امام به صورت علنی معرفی می کردند باعث به خطر انداختن جان حضرت حجت(عج) می شدند.
محمد بن عثمان دومین نایب خاص امام مهدی (عج) می گوید به همراه چهل نفر از شیعیان در خانه امام یازدهم گرد آمدیم آن حضرت فرزندش را به ما نشان داد و فرمود: او پس از من ، امام شما و جانشین من است. از او فرمان برید و بعد از من در دین خود پراکنده نشوید که هلاک خواهید شد و بدانید که از این پس او را نخواهید دید. (6)

ملاقات افراد با حضرت صاحب الامر (علیه السلام) در زمان غیبت

آنچه در کتاب های تاریخی بیان شده از دیدار خواص در زمان زندگی پنهانی حضرت (عج) است و موارد زیادی از دیدار ایشان در زمان غیبت صغری نیز بیان شد. اگر چه شیعیان از طریق نواب اربعه با امام خویش ارتباط برقرار می کردند اما در مواردی در صورت اذن حضرت به دیدار ایشان می رفتند که این امر خود شاهد ی بر ولادت و وجود امام مهدی (عج) است.
اگرچه برخی اهل تسنن بر طبق اختلاف در مبنا این امر را نمی پذیرند اما خیلی از علمای قدیم و معاصر ایشان بر این امر اذعان دارند چنانچه استاد تاج الدین هلالی استاد دانشگاه الازهر مصر و مفتی سابق استرلیا در مورد حضرت حجت (عج) می فرمایند: امری اجماعی بین تمام امت اسلامی است و روایت مهدی منتظر و کرامت و برکاتش قطعی است تا زمانیکه زمین را پر از عدل و داد کند آنگاه که از ظلم پر شده است. و روایات آن متواتر است و بیش از 135 امام از اهل سنت کتاب های خاص در مورد ایشان نوشته اند و آن تواتری معنوی است.

آنچه در کتاب های تاریخی بیان شده از دیدار خواص در زمان زندگی پنهانی حضرت (عج) است و موارد زیادی از دیدار ایشان در زمان غیبت صغری نیز بیان شد. اگر چه شیعیان از طریق نواب اربعه با امام خویش ارتباط برقرار می کردند اما در مواردی در صورت اذن حضرت به دیدار ایشان می رفتند که این امر خود شاهد ی بر ولادت و وجود امام مهدی (عج) است.


شیخ ماهر از علمای اهل سنت لبنان می گوید: من اعتقاد دارم که حضرت مهدی (علیه السلام) زنده است و ما منتظر ظهور ایشان هستیم.
شاید آنچه باعث اختلاف در دیدگاه ها شده همانطور که ذکر شد اختلاف در مبنا باشد وگرنه ولادت حضرت را به لحاظ عقلی می توان ثابت نمود چنانچه خداوند در قرآن می فرمایند: یوم ندعو کل اناس بامامهم؛ روزی که هر گروه از مردم را با پیشوایانشان بخوانیم.
بنابراین لازم است مصداقی وجود داشته باشد وگرنه لازمه آن این است که خداوند هدایت امت را نیمه رها کرده باشد که این امر با حکمت خداوند سازگار نیست.

پی نوشت:
1- آخرین منجی / ص 67
2- صدوق/ کمال الدین/ ج2/ باب 42/ ح 1و 5
3- کلینی/ کافی/ ج2/ ص 328
4- صدوق/ کمال الدین/ ج2/ باب42/ ح 15
5- صدوق/ کمال الدین/ ج1/ باب 25/ ح 7
6- (صدوق/ کمال الدین/ ج1/ باب 25/ ح 7