( 5.0 امتیاز از 2 )
دوشنبه 16 بهمن 1396 04:37

هستند کسانی که از شدت تقیدات دینی به وسواس و سخت گیری در امر دین و حلال و حرام دچار می شوند. حتی قطع رحم می کنند تا خدایی نخواسته مال دیگران حرام نباشد. غافل از آنکه خود خداوند هم چنین سختگیری هایی ندارد.

این مطلب از سایت بهدونی، مطلبی در مورد همه چیز حلال است مگر خلافش ثابت شود ارائه شده است، همچنین می توانید برای مشاهده ی مطالب بیشتر هم موصوع این مطلب، موضوع احکام دنبال کنید.

به گزارش بهدونی :
تبیین قاعده اصالت حلیت و مباح بودن همه چیز
 
دین اسلام اساسش بر سادگی و راحتی بنا شده است. بر خلاف سخت گیری هایی که در برخی از مکاتب وجود دارد اسلام نمی خواهد انسان ها در سختی باشند.
مسئله حلال و حرام در دین اسلام بسیار مورد تاکید قرار گرفته است اما گاهی پیش می آید که ما در حلال و حرام بودن شیئی شک می کنیم و تحقیق هایمان هم کار به جایی نمی برد.
حالا یا باید توقف کنیم تا کسی پیدا شود و ما را از حیرت در بیاورد و یا یک طرف حلال یا حرام را انتخاب کنیم.
اسلام برای درآمدن از حیرت قاعده ای را مطرح می کند که فقها از آن به "قاعده حلیت" یا "اصل حلال بودن اشیاء" یاد می کنند.

بیان قاعده

قاعده حلیت از جمله قواعد فقهی است و منظور از این قاعده آن است که هر گاه در حلال بودن چیزی شک کردیم اصل حلیت آن است مگر آن که دلیل بر حرمت آن یافت شود.

گفتار معصوم دلیل وجود این قاعده

روایت «کل شی ء لک حلال حتی تعلم انه حرام بعینه؛ همه چیز بر تو حلال است، مگر به حرمت آن آگاه شوی»[1]
این روایت به صورت شفاف ما را به مفاد قاعده حلیت رهنمون می کند. بنابر این روایت می گوید هر چیزی که در اطراف ما وجود دارد اعم از خوراکی ها، افعال و... اصل ابتدایی در آن ها حلال بودن است و تا زمانی که دلیلی بر حرمت پیدا نکردیم مجاز به استفاده از شیء مشکوک هستیم.

رابطه قاعده حلیت با قاعده مباح بودن اشیاء

فقها از رابطه حلال بودن اشیاء با مباح بودن آن بحث کرده اند. همانطور که همه چیز در عالم حلال است مگر خلاف آن ثابت شود همه چیز هم مباح است مگر خلافش ثابت شود.
در اصطلاح فقهی، مباح یکی از احکام پنجگانه است و برای اشاره به فعلی به کار می‌رود که انجام و ترک آن از نظر فقهی یکسان است و پاداش و کیفری و مدح و ذمّى درباره آن بیان نشده باشد. به بیان دیگر، مباح فعلی است که هیچ یک از احکام واجب،‌ حرام، مستحب یا مکروه درباره آن وارد نشده باشد و در نتیجه، فرد مکلّف در انجام دادن یا ترک آن فعل کاملاً مخیّر است؛ مانند فعل خوردن یا خوابیدن که در شرایط عادی، حکمی ندارد و فرد می‌تواند به آنچه می‌خواهد عمل کند.

کلام آخر

هستند کسانی که از شدت تقیدات دینی به وسواس و سخت گیری در امر دین و حلال و حرام دچار می شوند. حتی قطع رحم می کنند تا نکند مال دیگران حرام باشد. غافل از آنکه خود خداوند هم چنین سختگیری هایی ندارد.
خوب است اگر در امر حلال و حرام به وسواس دچار شدیم به قاعده حلیت و مباح بودن چیزهایی که علم به حرمت آن ها نداریم توجه کنیم.

پی نوشت:
[1] وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۵۹

منابع:
دانشنامه اسلامی
ویکی شیعه