( 5.0 امتیاز از 1 )
چهارشنبه 25 بهمن 1396 04:37

برخی معتقدند حکومت دینی به جهت ارتباط خاصی که رهبر آن با منبع وحی و الهام برقرار می‌کند، نباید دچار برخی معضلات شود و معضلات جامعه دینی را عامل اساسی تردید در حقانیت آن می‌دانند، اما آیا سختی‌هایِ راهِ مبارزه، به‌معنیِ اشتباه بودنِ راه است؟

این مطلب از سایت بهدونی، مطلبی در مورد اگر اسلام حق است، این مشکلات نتیجه چیست؟ ارائه شده است، همچنین می توانید برای مشاهده ی مطالب بیشتر هم موصوع این مطلب، موضوع تاریخ و سیره معصومین دنبال کنید.

به گزارش بهدونی :
طرح یک سوال تاریخی!

اگر راه پیامبر برحق است؛ چرا در تشکیل حکومت اسلامی و اداره جامعه نوپای اسلامی با این حجم از مشکلات و ناهمواری‌ها مواجه شد؟ اگر امام علی (ع) امام برحق است؛ چرا نتوانست جلوی غصب خلافت را گرفته و خانه‌نشین شد؟ اگر امام حسین(ع) امام برحق است؛ چرا نتوانست در میدان نبرد عاشورا سپاه بزرگتری داشته و سپاهیان پرشمار عمرسعد را از گمراهی نجات دهد؟ اگر اسلام بر حق است؛ پس چرا جوامع مسلمان در این حد بدبخت و عقب مانده‌اند؟ و اگر انقلاب اسلامی مردم ایران انقلابی برحق است؛ چرا پس از انقلاب، جمهوری اسلامی ایران با این حجم از مشکلات و ناهمواری ها مواجه است؟

سختی‌هایِ راهِ مبارزه، به‌معنیِ اشتباه بودنِ راه نیست

اینها سوالاتی است که همواره و در هر دوره و عصری، طرفداران ادیان و رهبران جوامع دینی را مورد هجمه قرار می‌دهد. خواه این رهبر خودِ شخص رسول اکرم (ص) باشد یا امام خمینی(ره) و پیروانش. حجت الاسلام میرباقری ضمن بیان مسیر تاریخی جامعه مؤمنین به بیان این نکته پرداخته‌ که "سختی‌هایِ راهِ مبارزه، به‌معنیِ اشتباه بودنِ راه نیست". اگرچه ایشان ضمن نقل برخی مسائل در خصوص حیات نبی اکرم وشبهاتی که پیرامون شرایط حکومت اسلامی در عصر پیامبر خاتم مطرح می‌شد به تشریح پاسخ این مهم پرداخته‌اند؛ اما این مسئله جزو اموری است که همه جوامع دینی را مورد سوال قرار می‌دهد، خواه در دوران تشکیل جمهوری اسلامی ایران و خواه در دوران امامت امام اول شیعیان.

به تصور برخی؛ دین و رهبر دینی به جهت ارتباط خاصی که با وحی و الهام برقرار می‌کند، نباید دچار برخی معضلات شده و به محض برقراری حکومت اسلامی و ثبات نسبی باید جامعه را به مدینه فاضله تبدیل کند و اگر این امر محقق نشد این سوال پررنگ می شود که "اگر راه شما حق است، پس چرا این‌همه ناهمواری و سختی‌ دارید؟"

اگرچه بسیاری از این دست شبهات دشمنان جوامع دینی اند، اما رفته رفته درون جامعه دینی نیز مردد شده و درگیر این سوال می شود که نکند ما بر حق نیستیم؟ در حقیقت امکانات رفاهی و اجتماعی جوامع غیردینی و سکولار و نیز دستیابی آنان به ثروت و اقتصاد به سامان و نیز تکنولوژی پیشرفته در این جوامع و مقایسه آن با جوامع دینی و مشکلات ایشان به طرح و شیوع این سوال که "نکند ما برحق نیستیم؟" دامن می زند.

آنچه در ادامه می خوانید متن سخنان حجت الاسلام میرباقری در این خصوص است:

«برخی این تلقی را داشتند که این پیامبر(ص) تشریف می‌آورند و به زودی، زندگی مردم به یک اتفاق ظاهری می‌رسد و همه در دنیا با خوشی زندگی می‌کنند!

حالا حضرت آمدند و آمدن ایشان، تازه اول درگیری‌هاست. تا در مکه بودند، آن سختی‌ها و سه سال شعب ابی‌طالب و... پیش آمد. بعد هم که به مدینه آمدند، آن جنگ‌های پیاپی رخ داد. گاهی، در یک روز، یک دانه خرما، غذای دو نفر از مجاهدانی بود که در میدان جنگ در حال جنگ بودند.

در این سختی‌ها طبیعتاً یک عده‌ای به ذهنشان آمد که نکند خدای متعال این پیامبر(ص) را رها کرده! تلقی‌شان این بود که شاید ما به حق نیستیم که راهمان این‌همه سخت است!

قرآن کریم از آنها نقل می‌کند که حرفشان این بود: «لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا»؛ اگر ما بر حق بودیم که نباید اینطور کشته بشویم. این سختی‌ها علامت این است که ما بر حق نیستیم!

به‌خصوص شیاطین و اهل نفاق این شبهات را پراکنده می‌کردند که آقا! اگر پیغمبر(ص) حق بود و راه شما حق بود، پس چرا شما شکست خوردید و قریش پیروز شدند؟ چرا شما گرسنه‌اید و به اندازه اداره زندگی خودتان، امکانات ندارید، ولی دست قریش و کفار، پر از سرمایه‌هاست؟ پس شاید آنها حق هستند... .

این مسیر تاریخی جامعه مؤمنین بوده. قرآن به پیامبر(ص) می‌فرماید که پیغمبر ما! همینطوری که یک ضُحایی در عالم هست، بله، شب تاریکی هم هست، ولی نگران نباشید، این شب می‌گذرد و به روز ختم می‌شود؛ «وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا. وَالْقَمَرِ إِذَا تَلاهَا. وَالنَّهَارِ إِذَا جَلاَّهَا». (در روایت وارد شده که خود حضرت، "شمس‌" هستند و "ضُحی" هم دین حضرت است که عالم را روشن می‌کند.) ولی مسیری که شما می‌روید مسیر طولانی و پر از ناهمواری‌ها و سختی‌هاست که شما باید پشت سر بگذارید این معنایش آن نیست که خدای متعال بر شما غضب کرده. این، سختی‌های مسیر بندگی و سختی‌های راه خداست. وقتی این سختی‌ها را پشت سر گذاشت، دوران فتح و پیروزی و آرامش و قرارِ امتِ شما هم می‌رسد.

گویا نبی اکرم(ص) نگران امتشان هم بودند. خود حضرت که مؤمن بالله است؛ این سختی‌ها که حضرت را از پا در نمی‌آورد؛ مرد این سختی‌هاست؛ استقبال از این سختی‌ها می‌کند؛ قول تحمل این سختی‌ها را به خدای متعال د‌اده و به این دنیا آمده. حضرت نگران امتشان هستند که به آن حضرت ایمان آوردند و دلخوش بودند و این راه طولانی را نمی‌دیدند! البته بنا هم نیست حضرت همه سختی‌های راه را در اول راه بگویند والا هیچ کس همراه نمی‌شود».(1)

پی‌نوشت:
1. سید محمّدمهدی میرباقری9/10/96