( 5.0 امتیاز از 1 )
سه شنبه 08 اسفند 1396 16:21

حکایت بهانه جویی های وهابیان برای ایجاد اختلاف و منازعه میان مسلمانان در طول تاریخ رشته ای دراز دارد. این بیراهه رفته ها برای دستیابی به آرمان های خویش که از آن جمله سیادت و برتری بر تمامی مذاهب و فرق اسلامی است، هر از گاهی یکی از احکام فقهی و یا سنتهای اسلامی را بازیچه بهانه جوئیهای خود قرار داده و از آن به عنوان وسیله ای جهت مشرکانه خواندن رفتار و سنتهای اسلامی استفاده می کنند.از آن جمله مس

این مطلب از سایت بهدونی، مطلبی در مورد اهداء صدقه و نذر برای اموات بت پرستی است! ارائه شده است، همچنین می توانید برای مشاهده ی مطالب بیشتر هم موصوع این مطلب، موضوع اعتقادات شیعه دنبال کنید.

به گزارش بهدونی :

حکایت بهانه جویی های  وهابیان برای ایجاد اختلاف و منازعه میان مسلمانان در طول تاریخ رشته ای دراز دارد. این بیراهه رفته ها برای دستیابی به آرمان های خویش که از آن جمله سیادت و برتری بر تمامی مذاهب و فرق اسلامی است، هر از گاهی یکی از احکام فقهی و یا سنتهای اسلامی را بازیچه بهانه جوئیهای خود قرار داده و از آن به عنوان وسیله ای جهت مشرکانه خواندن رفتار و سنتهای اسلامی استفاده می کنند.از آن جمله مساله اهداء نذر و صدقه برای اموات می باشد ،که در این گفتار ابعاد اصلی و پیرامونی این مساله را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهیم.


آشنایی با مساله نذر در ادبیات دینی:

قبل از آنکه طرح اشکالات وپاسخ به شبهه افکنی وهابیان بپردازیم بایسته است اندکی با این سنت الهی و جایگاه آن در ادبیات دینی اسلام آشنا شویم.همه می دانیم که یکی از احکام الهی که روایات زیادی را در منابع حدیثی شیعه و سنی به خود اختصاص داده مساله نذر کردن است.

بر اساس متون فقهی معنی نذر آن است که انسان خود را متعهد به پرداخت چیزی معین، در صورت تحقق هدف و برآورده شدن مقصود کند و بگوید: «برای خدا بر گردن من است که اگر چنین شد فلان کار را انجام دهم» و این همان نذر شرعی است.و به همین خاطر است که می بینیم تمام فقهای شیعه شرط تحقق نذر را استعمال کلمه (الله) در صیغه نذر می دانند. مرحوم صاحب جواهر در این زمینه می گوید: واجب است در صیغه نذر که سبب ملتزم شدن به آن می شود بگوید «برای خداست بر گردن من»؛ به این معنی که اگر برای غیرخدا مانند پیامبری یا فرشته مقربی نذر کند صحیح نمی باشد. (1)

عبدالرحمن الجزیری از علمای اهل سنت در کتاب خویش تحت عنوان «الفقه علی مذاهب الاربعه» در تعریف نذر می‌گوید: نذر آن است كه مكلف چیزی را كه شارع بر او واجب نكرده است برخود واجب گرداند.(2)

بر این اساس هر گاه انسان مسلمان هرگاه بخواهد کاری انجام دهد، می‌تواند در برابر خدای متعال بر خود عهد کند و بگوید:«نذرت للّه ان افعل کذا.» (نذر کردم برای خدا فلان کار را انجام دهم.) در این صورت انجام آن کار برایش واجب می گردد و ترک آن مجازات و کفاره دارد.

قرآن کریم نیز نذر را یکی از سنتهای صالحان و اولیاء الهی دانسته و با اشاره به آیاتی از آن به عنوان یکی از اسباب تهجد و مسیر تقرب الی الله یاد  می کند. چنانکه از زبان حضرت مریم می فرماید:«انی نذرت للرحمن فلن اکلم الیوم انسیاَ.»(3)  (من برای خدای بخشنده نذر کرده ام که امروز با هیچ کس سخن نگویم.)

معنی نذر آن است که انسان خود را متعهد به پرداخت چیزی معین ، در صورت تحقق هدف و برآورده شدن مقصود کند و بگوید :«برای خدا بر گردن من است که اگر چنین شد فلان کار را انجام دهم » و این همان نذر شرعی است

نذر کردن برای اموات با توحید منافات دارد!.

وهابیون نذر نمودن برای غیر خدا  را حرام دانسته و آن را از مصادیق مشابه نذر برای بت ها برشمرده و مدعیند که این کار از غلو و بزرگ دانستن کسی که برای او نذر شده است، سرچشمه می گیرد. از این رو در بخش قابل توجهی از آثار به جای مانده از علما و دانشمندان وهابی، موضع گیریهای عجیبی در مورد این سنت اسلامی دیده می شود که با تعجب بسیاری از متفکرین غیر وهابی همراه است. از آن جمله ابن تیمیه رهبر فکری و نظری وهابیان می گوید:

«قال علمائنا لایجوز أن یُنذر لقبر ....ومن نذر أن یعصی الله فلا یعصه»(4)

علمای ما گفته اند که جایز نیست که برای قبر و یا کسانی که در کنار آن هستند چیزی را نذر کند؛ نه پولی و نه روغنی و نه شمعی و نه حیوانی و نه غیر آن؛ تمامی این نذرها عملی خلاف شرع است؛ و در روایت صحیح آمده است: هرکس نذر کرده که خدا را اطاعت کند پس باید او را اطاعت کند و هرکس که نذر کرده خدا را عصیان کند، از او سرپیچی نکند.

شهرستانی نیز در کتاب خویش از وی نقل می کند که گفته است:

«وإذا کان الطلب من الموتى ـ ولو کانوا أنبیاء ـ ممنوعاً خشیة الشرک ، .... أجراً فهو ضال جاهل»(5)

«وقتی که خواسته از مردگان حتی اگر انبیا باشند به خاطر ترس از شرک حرام باشد، پس نذر برای قبور یا برای کسانی که در کنار آن ها هستند نیز نذر حرام و باطل است و شبیه نذر برای بت هاست؛ و هرکس که اعتقاد داشته باشد که نذر برای قبور فایده یا ثوابی دارد او گمراه و جاهل است.»

-قصیمی از دیگر مفتیان وهابی نیز با  ایراد اتهام بر مذهب شیعه می گوید:  «إنها من شعائر الشیعة الناشئة عن غلوّهم فی أئمتهم وتألیههم لعلی وولده»  (6)

این کار از خصوصیات شیعه است که منشا آن غلو ایشان در مورد ائمه شان و خدا دانستن علی و اولاد اوست.!

صالح ابن عبد العزیز ازدیگر علمای وهابی در کتاب خویش تحت عنوان «هذه مفاهیمنا» هجمه گستره ای را علیه این سنت اسلامی آغاز نموده و می نویسد:

«بعضی دیگر عقولشان قرار دادن شریک برای خدا در تصرفات هستی را نمی‌پذیرد ولی این گروه نیز به تعبیر ابوالبقای کوفی مرتکب «شرک تقریب» می‌شوند که زمینه‌ساز شرک در تصرفات است، این گروه به مدفونین در قبرها روی آورده و از آنان می‌خواهند که برایشان شفاعت کنند تا گناهانشان بخشوده شود و یا رزق و روزی‌شان فراوان و یا بلاهایشان رفع و بیماریهایشان شفا یابد. این گروه واسطه‌هایی برای خود قرار داده‌اند تا بین آنها و خدا قرار گرفته و برایشان شفاعت کنند. گویی خداوند درگاه قضای حاجات خود را بر روی آنها بسته، و گویی خداوند جز این واسطه‌ها، کانالی برای عطا و بخشش ندارد، و این یعنی وجود نقایص بیشمار در خداوند. این افراد به مدفونین در قبور تقرب می‌جویند: برای آنها نذر و قربانی می‌کنند، و یا به دور مقبره‌شان طواف کرده و با این کار خواهان نیل به شفاعتشان هستند. وقتی که خواسته از مردگان  – حتی اگر انبیا باشند – به خاطر ترس از شرک حرام باشد، پس نذر برای قبور یا برای کسانی که در کنار آنها هستند نیز نذر حرام و باطل است و شبیه نذر برای بت هاست؛ و هرکس که اعتقاد داشته باشد که نذر برای قبور فایده یا ثوابی دارد او گمراه و جاهل است .»(7)

 

پاسخی معقول بر ادعای موهوم وهابیان:

هر مسلمانی که اطلاعات اندکی از مبانی دینی اسلام داشته باشد و قادر به تحلیل و تطبیق مسائل دینی با سنتها و آداب و رسوم امت اسلامی داشته باشد، با کمی تأمل و دقت ، به سستی و بی اساس بودن افتراء وهابیان پی برده و این دست از بهانه گیریها را از حیز انتفاع ساقط و بی اعتبار می داند. با این همه بخشی از پاسخگویی به مساله ادعا شده را در این مجال تقدیم شما خوانندگان عزیز می نماییم .

مساله اول:

وهابیان مدعیند که نذر و صدقاتی که بازماندگان برای در گذشتگان خویش انجام می دهند، امری بی حاصل و نادرست می باشد.در حالیکه در متون دینی اسلامی این مساله به خوبی بیان شده است که انسان  همچنانکه از نتیجه اعمال خود مانند نماز و روزه برخوردارمی شود ، از نتیجه اعمال دیگران نیز اگر نقشی در آنها داشته باشد ، بهره مند می شود . مانند : صدقه جاریه ، علم قابل استفاده برای دیگران ، تربیت فرزندی صالح كه برای او دعا كند ، ساختن پُل ، نهر آب ، مدرسه .

اگر عمل صالحی به نیابت میت انجام شود و ثوابش را به او هدیه كنند ، ثواب آن عمل صالح را به روح میت می رساند . چنانکه قرآن کریم به استغفار ملائکه برای مومنان ( اعم از حی و میت) اشاره نموده

در این رابطه صحیح مسلم ، با ذکر روایتی از رسول خدا می گوید:

« قال رسول اللّه ( صلی الله علیه وآله وسلم ) : من سنّ فی الاسلام سنّة حسنة فعمل بها بعده كتب له .... لا ینقص من اوزارهم شیء » . (8)

« رسول خدا ( صلی الله علیه وآله وسلم ) فرمود : اگر كسی در بین مسلمانان سنت حسنه ای به جا گذارد و پس از مرگ او بدان عمل كنند ، اجری مساوی با اجر عامل آن برای او ثبت است و از اجر هیچیك از عامل و میّت كم نخواهد شد وبرعكس اگر كسی سنت سیئه ای در بین مسلمانان به جا گذارد و پس از او بدان عمل كنند ، وزری مساوی وزر عامل آن برای او ثبت است و از وزر هیچیك ازعامل و میت كاسته نخواهد شد » .

بر اساس این روایت ، انسان پس از مرگ خود ، از نتیجه عمل فرد دیگر برخوردار می شود . زیرا دیگری را به انجام آن فعل تشویق و ترغیب نموده است . كسی كه سنّت حسنه ای به یادگار گذاشته ، در واقع دیگران را به پیروی از عمل خود دعوت كرده است .

مساله دوم:

از سویی نیز مطابق ظواهر آیات و روایات ، اگر عمل صالحی به نیابت میت انجام شود و ثوابش را به او هدیه كنند ، ثواب آن عمل صالح را به روح میت می رساند . چنانکه قرآن کریم به استغفار ملائکه برای مومنان ( اعم از حی و میت) اشاره نموده و می فرماید:

( اَلذَّیِن یَحْمِلُونَ العَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیُۆْمِنُونَ بِهِ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعَتْ كُلّ شَی رَحْمَةً وَعِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَكَ وَقِهِمْ عَذابَ الجَحِیمِ ) . ( 9 )

« فرشتگانی كه حامل عرش اند و آنها كه گرداگرد آن [ طواف می كنند ] تسبیح وحمد پروردگارشان را می گویند و به او ایمان دارند و برای مۆمنان استغفار می كنند [ و می گویند : ] پروردگارا ! رحمت و علم تو همه چیز را فرا گرفته است ؛ پس كسانی را كه توبه كرده و راه تو را پیروی می كنند بیامرز و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار » .

از سویی دیگر نیز قرآن کریم با نیکویی به بیهوده نبودن طلب استغفار مومنین برای درگذشتگان اشاره کرده و از آن به عنوان یک نمونه نیکو یاد می کند:

( وَالَّذِینَ جاۆُوا مِنْ بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْلنَا وَلإخْوانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونا بِالإِیْمانِ وَلا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنا غِلاًّ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنا إنَّك رَۆُوفٌ رَحِیمٌ ) . ( 10 )

« كسانیكه بعد از آنها [ مهاجران و انصار ] آمدند و می گویند : « پروردگارا ! ما و برادرانمان را كه در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز و در دلهایمان حسد وكینه ای نسبت به مۆمنان قرار مده . پروردگارا ! تو مهربان و رحیمی » .     

مساله سوم:

از جمله موارد دیگری که وهابیان ذیل این موضوع مطرح می کنند اینست که، نذرهایی که برای اموات می شود، یا برای قبور آناننست که آنرا عین شرک دانشته، و یا برای اموات است، که آنان از ارائه مزد و ثواب بی بهره اند. در نتیجه چون اجر و ثواب معنوی از سوی خدای تعالی است، این نوعی شریک شدن برای پروردگار بوده و شرک محض است.

این در حالیست که  علمای مسلمان در ذیل مساله نذر درفقه اسلامی ،بخصوص در فقه شیعه ،معتقدند که نذر فقط برای خداوند متعال صحیح بوده و ثواب و اجر معنوی آن می تواند از ناحیه شخص نذر کننده به یکی از مومنین و صلحای گذشته اهداء شود. معنی نذر آن است که انسان خود را متعهد به پرداخت چیزی معین ، در صورت تحقق هدف و برآورده شدن مقصود کند و بگوید :«برای خدا بر گردن من است که اگر چنین شد فلان کار را انجام دهم » و این همان نذر شرعی است .

 و به همین جهت است که می بینیم  تمام فقهای شیعه شرط تحقق نذر را استعمال کلمه (الله) در صیغه نذر می دانند . چنانکه می فرماید : یجب فی صیغته التی هی سبب الالتزام أن یقول : « لله علی » بمعنی عدم انعقاد النذر لو جعل الالتزام لغیر الله من نبی مرسل أو ملک مقرب.(11)

وهابیت

مانند همین مساله را در فحوای کلام وحی مشاهده می کنیم. چنانکه قرآن کریم  نیز نیت صدقه دهنده را برای تقرب الهی و منفعت حاصله از آنرا برای فقرا دانسته  و می فرماید:

 إنما الصدقات للفقراء والمساكین والعاملین علیها والمۆلفة قلوبهم وفی الرقاب والغارمین وفی سبیل الله وابن السبیل فریضة من الله والله علیم حكیم (12)

بنا بر این مراد از نذر برای اموات در واقع نذر برای خداوند است و اهدای ثواب آن به صاحب قبر ؛ نه این که نذر برای صاحب قبر صورت گرفته باشد ؛ وعلت نذر در این موارد، نذر کردن، صدقه دادن و هدیه دادن ثواب آن به پیغمبر یا ولی او یا نیکان است ، و مقصود از آن تقرب به مرده به سبب نذر برای او نیست؛ بلکه مقصود تقرب به سوی خداست؛ چگونه انسان قصد قربت به مرده ای را بکند با اینکه می داند او از دنیا رفته و نمی تواند از این نذر سودی ببرد ، نه می تواند غذای نذری را بخورد و نه می تواند از آن اگر پول باشد استفاده کند و نه اگر لباس باشد آن را بپوشد.

به همین جهت است که شیخ سلامه العزامی الشافعی، دانشمند و فقیه شافعی در رد شبهه ابن تیمیه، گفته است: اگر كسی از واقعیت كار نذركنندگان در كنار قبور‌، جویا شوند، می‌یابد كه آنان از ذبح و نذرشان در كنار قبور انبیاء و اولیاء، جز پرداخت صدقه از طرف اموات و اهدای ثواب برای آنان، مقصد و هدفی دیگر ندارند. و روشن است كه اهل سنت، اجماع و اتفاق نظر دارند كه صدقه دادن زندگان، برای مردگان قائده و نفعی دارد.»(13)

علاوه بر آیات فوق ، روایات بی شماری در این زمینه وجود دارد كه به نمونه هایی از آنها اشاره می كنیم :

1 . مسلم به نقل از عایشه از پیامبر ( صلی الله علیه وآله وسلم ) روایت می كند : « مَن مات و علیه صیام صام عنه ولیُّه » . ( 14 )  « هر كس بمیرد و بر ذمه او روزه باشد ، ولیّ او می تواند به جای او روزه بگیرد » .

2 . همچنین مسلم از ابن عباس نقل می كند : مردی به محضررسول خدا ( صلی الله علیه وآله وسلم ) رسید و پرسید :

« یا رسول اللّه ! مادرم در گذشته  یك ماه روزه بر ذمه داشته است . آیامی توانم از طرف او قضای روزه هایش را به جا آورم . پیامبر جواب دادند : آری ! پرداخت حق خداوند سزاوارتر [ از پرداخت حقوق مردم ] است » . (15)

مراد از نذر برای اموات در واقع نذر برای خداوند است و اهدای ثواب آن به صاحب قبر ؛ نه این که نذر برای صاحب قبر صورت گرفته باشد

3 . سعد ابن عباده نیز می گوید : « به رسول خدا عرض كردم ، مادرم در گذشته است ونذری بر عهده داشته ، آیا می توانم با آزاد كردن بنده ای ، نذر او را ادا كنم ؟ حضرت پاسخ داد : از طرف مادرت ، بنده ای آزاد كن » . (16)

بنابر این اگر استغفار ملائكه و دعای مۆمنین ، فایده ای به حال اهل ایمان وپویندگان راه هدایت نداشت ، نقل قول خداوند سبحان از آنان ، بی معنا بود .چنانکه مساله نذر، صدقه، و خیرات برای اموات نیز از همین دست مسائل می باشد.

4. ابوهریره روایت می كند : مردی از رسول خدا ( صلی الله علیه وآله وسلم ) پرسید : پدرم وفات یافته و مالی بر جای گذاشته و در مورد آن وصیت نكرده است . آیا برای بخشش گناهانش می توانم از اموال او صدقه دهم ؟حضرت فرمودند ، آری . (17)

5 . سعد ابن عباده می گوید از رسول خدا ( صلی الله علیه وآله وسلم ) پرسیدم : مادرم در گذشته است ، چه صدقه ای برای او بهتر است ؟ فرمود : آب . سعد چاهی كند و گفت : [ ثواب استفاده مردم از این چاه ] برای اُمّ سعد . (18).

 

نتیجه...

در نتیجه این بحث می توان به گفنارشیخ داود النقشبندی خالدی،از دانشمند مشهور اهل سنت اشاره داشت که می‌گوید: نذر در كنار قبور تابع نیت و قصد ناذرین است. اگر قصدشان از نذر ،‌تقرب به خداوند باشد، و ثواب آن نذر را برای اموات اهدا كنند و منافع آن را برای مجاورین و زائرین قبور، اختصاص دهند؛ عمل‌شان مشروع و مطلوب است. اما اگر قصدشان از نذر، تقرب به خداوند نباشد، بلكه اموات را مستقلا مقصد و غایت نذر قرار داده‌اند، چنین نذری نادرست است. و هیچ كس چنین نذری را جائز نمی‌داند».(19)

 

پی نوشت:

1-      جواهرالکلام ،ج35،  ص172

2-      الفقه علی مذاهب اربعه، ج 2، ص 139

3-      سوره مریم ،آیه 26

4-      مجموع الفتاوی ابن تیمیه ،ج27،ص77 - رساله زیارة القبور ص 27

5-      الملل والنحل،ص291

6-      الصراع بین الوثنیة ،ج1،ص 54

7-      ترجمه کتاب هذه مفاهیمنا، ص 14

8-      صحیح مسلم ،ج8، ص61 ، كتاب علم ، باب « من سنّ سنة حسنة أو سیئة » 

9-      سوره مۆمن ،آیه 7

10-   سوره  حشر ،آیه 10

11-   جواهر الکلام ،ج 35 ،ص 172

12-   سوره توبه، آیه 60

13-    فرقان القرآن، ص 133

14-   صحیح مسلم ،ج 3، ص 155،156 ، باب « قضاء الصیام عن المیت »

15-   همان

16-   سنن نسائی ،ج6، ص253، باب « فضلالصدقة علیالمیّت » .

17-   صحیح مسلم ،ج5، ص 73 ،كتاب « الهیات » ، باب « وصول ثواب الصدقات إلی المیت »

18-   سنن ابی داود ، ج 2، ص130، شماره 1681 ، باب « فی فضل سقی الماء »

19-   صلح للاخوان، ص 105

سیدحامد حسینی       

بخش اعتقادات شیعه تبیان