( 5.0 امتیاز از 1 )
پنجشنبه 29 شهریور 1397 22:21

ای فرزند حرّ! ما به قصد اسب و شمشیرت نیامدیم، ما آمدیم تا از تو یاری بطلبیم. اگر از تقدیم جانت در راه ما دریغ می‌ورزی، هیچ نیازی به مالت نداریم . من از رسول خدا (ص) شنیدم که می‌فرمود...

این مطلب از سایت بهدونی، مطلبی در مورد جامانده‌ای از کاروان کربلا،دیدار امام حسین(ع) با عبیدالله بن حرّ جُعفی ارائه شده است، همچنین می توانید برای مشاهده ی مطالب بیشتر هم موصوع این مطلب، موضوع تاریخ و سیره معصومین دنبال کنید.

به گزارش بهدونی :
عبیدالله بن حرّ جُعفی

دعوت امام حسین (ع) از افراد مختلف برای اینکه با او همراه شوند و در قیام علیه حکومت یزید شرکت داشته باشند مؤید این مطلب است که امام حسین (ع) قیام علیه طاغوت اموی را وظیفه همگان می‌دانست نه تکلیف اختصاصی خود و اولیاء دین، خصوصاً اینکه برخی از کسانی که امام (ع) آنان را به سوی خود فرا خواند نه تنها جزو بزرگان دین نبودند بلکه دارای سوء سابقه نیز بودند همچون عبیدالله بن حر جعفی.

 عبیدالله بن حر جعفی، از کسانی که دعوت امام حسین (ع) برای همراهی را نپذیرفت. عبیدالله ابتدا از یاران معاویه در جنگ صفین در مقابل امام علی (ع) بود که پس از شهادت امام علی (ع) به کوفه آمد. وی در واقعه کربلا، دعوت به یاری امام حسین (ع) را نپذیرفت و پس از شهادت امام (ع) پشیمان شد



عبیدالله از دلاوران و شجاعان عرب و در میان قوم خود از بزرگان در فضل و شرف بود! در زمان پیامر اکرم پس از بحرانی که «عبدالله بن ابی، رئیس منافقان» در مدینه ایجاد کرد، اسلام آورد و کم کم یکی از جنگجویان معروف مسلمین شد.

از هواداران عثمان بود و پس از کشته شدن وی به نزد معاویه رفت و در جنگ صفین در صف لشکریان معاویه با علی (ع) جنگید; علاوه بر این که سابقه غارتگری و راهزنی نیز داشت. (1)
پس از شهادت علی (ع) به کوفه آمد(2) و نادم و پشیمان و از ظلم معاویه به ستوه آمد و از سپاه بنی امیه جدا شد و در کوفه ماند.

عبیدالله تا زمان قیام حسین بن علی علیه السلام در کوفه سکونت داشت و از بزرگان و اشراف کوفه بود و چون مقدمات قیام آن حضرت فراهم گشت و حضرت به طرف کوفه حرکت نمود، عبیدالله عمداً از کوفه بیرون آمد.(3) اما همین موجب برخورد او با امام حسین علیه السلام در منزلگاهی بنام «قصر بنی مقاتل» شد.

امام حسین (ع) خود به ملاقات عبیدالله رفت و در ضمن سخنانی به او فرمود: «تو گناهان زیادی مرتکب شده‌ای، آیا می‌خواهی توبه کنی وا ز آن گناهان پاک گردی؟»(4)

در تاریخ داریم که در این ملاقات پسر حر جعفی به امام گفت: «به خدا سوگند ای پسر دختر پیغمبر! اگر تو در کوفه یارانی داشتی که همراه تو با دشمن بجنگند، من در همراهی تو و مبارزه با دشمن پیشتاز بودم و به شدت با ایشان می‌جنگیدم، ولی شیعیان تو را در کوفه دیدم که از ترس بنی امیه و شمشیرهای آنان در خانه‌های خود خزیده‌اند، تو را به خدا همراهی خود را از من مخواه، ولی هر قدر بتوانم با تو همراهی می‌کنم، این اسب لگام دار من است، به خدا با آن به دنبال کسی نتاختم مگر اینکه آثار مرگ را بر او چشاندم و این هم شمشیر من است. به خدا با آن بر چیزی ضربه نزدم مگر اینکه آن را قطع کرد.»

امام به عبیدالله بن حر پاسخی داد که از اوج مناعت طبع، روح آزاده، آزادی خواه و عزت نفس او حکایت دارد، فرمود: «ای پسر حر! ما برای اسب و شمشیر تو به سراغت نیامدیم، فقط بدین خاطر آمدیم که از تو یاری بطلبیم. اگر نسبت به بذل جانت در راه ما بخل می‌ورزی، نیازی به چیزی از اموال تو نداریم.» (5) و سپس این آیه از سوره کهف را خواند: «و ما کنت متخذ المضلین عضدا»؛ ما گمراهان را به یاری خود نمی‌طلبیم.(6)

در روایتی آمده است که امام پس از این گفتگوها در پایان به عبیدالله بن حرّ چنین فرمود: «اگر قصد یاری ما را نداری، پس از خدابترس و با آنان که با ما می‌جنگند مباش! به خداسوگند! هر کس فریاد استغاثه ما را بشنود و به یاری ما نشتابد یقیناً آخرتاو تباه خواهد شد».

عبیدالله بن حر عرض کرد: نه، هرگز چنین نخواهد شد! ان شاء الله و من با دشمن شما همراهی نخواهم کرد. (7)

در حقیقت عبیدالله بن حر جعفی، از کسانی که دعوت امام حسین (ع) برای همراهی را نپذیرفت. عبیدالله ابتدا از یاران معاویه در جنگ صفین در مقابل امام علی (ع) بود که پس از شهادت امام علی (ع) به کوفه آمد. وی در واقعه کربلا، دعوت به یاری امام حسین (ع) را نپذیرفت و پس از شهادت امام (ع) پشیمان شد و این پشیمانی را

امام حسین (ع) قیام علیه طاغوت اموی را وظیفه همگان می‌دانست نه تکلیف اختصاصی خود و اولیاء دین، خصوصاً اینکه برخی از کسانی که امام (ع) آنان را به سوی خود فرا خواند نه تنها جزو بزرگان دین نبودند بلکه دارای سوء سابقه نیز بودند همچون عبیدالله بن حر جعفی.

 در اشعاری با اندوه و حسرت بیان می‌کند:
فیالک حسرة ما دمت حیا        تردد بین صدری و التراقی (8)
آه از حسرتی که تا زنده‌ام در میان سینه و گلویم در جریان است.

دنیاپرستی که عاقبت‌بخیر نشد

وی با قیام مختار ثقفی در سال ۶۶ق برای خونخواهی امام حسین(ع)، عبیدالله به نیروهای مختار پیوست و او را همراهی کرد و با ابراهیم بن مالک اشتر به جنگ ابن زیاد رفت. ابراهیم از وجود او در میان نیروهای مسلح خود نگران بود و محرمانه به مختار گفت: «می‌ترسم که عبیدالله بن حر در زمان حساسی مرا تنها گذارد.» ولی مختار به او گفت: «با او نیکی کن و چشم او را به مال پر کن! او دنیاپرست است

ابراهیم اشتر با او به شهر تکریت رفت و او را مأمور مالیات آن منطقه کرد. و بعد مالیات را در میان همراهان تقسیم نمود و برای او پنج هزار درهم فرستاد. عبیدالله خشمگین شد و اعتراض کرد و گفت ابراهیم، خودش بیشتر برداشته است، در حالی که ابراهیم قسم خورد که چنین نبوده و مجددا برایش پول بیشتری فرستاد، ولی او باز راضی نشد و بر مختار خروج کرد و عهدی که با او بسته بود، شکست و روستاهای اطراف شهر کوفه را غارت و عمال مختار را کشت و اموالشان را گرفت و به بصره نزد مصعب بن زبیر رفت. مختار هم عده‌ای را فرستاد تا خانه‌اش را خراب کردند.

هنگامی که مصعب بن زبیر برای جنگ با مختار ثقفی حرکت کرد، عبیدالله به او پیوست و در جنگ با مختار ثقفی در سپاه مصعب بود. اما مصعب از وی ترسید و زندانی‌اش کرد. پس از مدتی عبیدالله با وساطت عده‌ای آزاد شد و به جمع‌آوری سپاه پرداخت و سیصد تن جنگجو گرد آورد و پس از تکریت به کوفه حمله کرد و کار را بر مصعب بن زبیر دشوار ساخت. سرانجام عده‌ای از سپاهیانش متفرق شدند و او از بیم اسارت، در سال ۶۸ق، خود را به فرات انداخت و غرق شد(9)

پی نوشت:
1-ر.ک: تاریخ طبری، ج 7، ص 168; محمد صادق نجمی، سخنان حسین بن علی (ع)، ص 140.
2- ابن حزم، جمهرة انساب العرب ص385؛ تاریخ طبری، ج5، ص128.
3- به تاریخ طبری، ج7، ص168 مراجعه شود.
4- «ان علیک ذنوبا کثیرة فهل لک من توبة تمحو بها ذنوبک»؛ تاریخ طبری، ج 7، ص 306; کامل ابن اثیر، ج 3، ص 282.
5- طبری، تاریخ طبری، ج 4، ص 366-367.
6- کهف، 51.
7- «فَاِلاّ تَنْصُرْنا فَاتَّقِ اللّهَ اَنْ لا تَکُونَ مِمَّنْ یُقاتِلُنا، فَوَاللّهِ لا یَسْمَعُ واعِیَتَنا اَحَدٌ ثُمَّ لَمْ یَنْصُرْنا اِلاّ هَلَکَ»؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 307-308 و بحارالانوار، ج 44، ص 379.)
8- حیاة الامام الحسین، ج ۳، ص۳۶۳، به نقل از مقتل خوارزمی.
9- زرکلی، خیرالدین، اعلام، بیروت، دارالعلم للملایین، ج ۴، ص ۱۹۲.

منابع:
مطلب "جایگاه تکلیف الهی و بیعت در قیام امام حسین (ع)" نوشته محمد جواد ارسطا که در فصلنامه حکومت اسلامی، شماره 25 منتشر شده است.
مطلب "عنصر آزادگی در نهضت حسینی" نوشته سید جواد ورعی که در فصلنامه حکومت اسلامی، شماره 25 منتشر شده است.
کتاب «عاشورا ریشه‌ها، انگیزه‌ها، رویدادها، پیامدها»، سعید داودی و مهدی رستم نژاد، (زیر نظر آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی)، ص 373.
مقاله "زیانکاران در حماسه کربلا" نوشته محمد باقرپور امینی، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حوزه
سایت ویکی شیعه
سایت آیت الله مکارم شیرازی