( 5.0 امتیاز از 1 )
سه شنبه 03 مهر 1397 00:21

پدرش حسین بن علی(ع) درباره‌اش گفته بود؛ «خانه‌ای که سکینه و رباب باشد را دوست دارم» و «غالب اوقات بر سکینه چنین است که با تمام وجود محو جمال ازلی است. ایّامش غرق در عبادت و راز و نیاز با پروردگار سپری می‌شو.»

این مطلب از سایت بهدونی، مطلبی در مورد دفاع شجاعانه از علی(ع) در کاخ یزید،سرزمین کربلا؛ بیت الله است ارائه شده است، همچنین می توانید برای مشاهده ی مطالب بیشتر هم موصوع این مطلب، موضوع تاریخ و سیره معصومین دنبال کنید.

به گزارش بهدونی :
سکینه،بنت الحسین(ع)
اتفاقات و حوادث جانگداز عاشورا سال 61 هجری از نمونه هایی است در عین جانگداز و سوزناک بودن  از درد و غم و محنت ها، در عین حال سرشار از درس ها و عبرت هاست. جلوه ای است از سنگین ترین بلا در تاریخ بشریت. تاریخی از حضور افرادی که سن و سال و زن و مرد بودن برای آن ها مهم نیست؛ از کودک شیرخواره  گرفته تا پیرمرد کهنسال هر کدام با نوع برخورد و مقاومتشان در این عرصه حضور دارند.به طوری که ائمه معصومین(ع) در حفظ جلوه های این رویکرد از تاریخ تلاش کرده و نیز دستور داده اند که ما نیز در زنده نگه داشتنش تلاش کنیم.

در این فرصت بر آن شده ایم تا در رابطه با یکی از بانوان عاشورایی که نه تنها با تمام وجود صحنه ها و مصیبت های عاشورای سال 61 را درک و لمس کرده بلکه در واپسین های عاشورا و دوران اسارتش همچون عمه اش حضرت زینب (س) و جدّه اش حضرت زهرا (س) تا لحظه های آخر زندگی در مسیر حفظ ارزش های الهی تلاش کرده و تابع دستورات الهی بوده اند، بپردازیم؛ دختر امام حسین و رباب(ع) و خواهر حضرت علی اصغر(ع)؛ سکینه خاتون. تاریخ سن ایشان را در ماجرای عظیم کربلا بین 10-15 سال بیان کرده است. بانوی کوچکی که حرکت عظیمی را در تاریخ به یادگار گذاشته است.

در کلامی از امام حسین (ع) داریم که در رابطه با ازدواج بانو سکینه می‌فرمایند: "سکینه غرق در الوهیت خداوند است و الان آمده پذیرش ازدواج نیست."


علاقه وافر بانو سکینه(س) به شعر

حضرت سکینه (س) علاقه زیادی به شعر داشت و افزون بر این که خود شعر می سرودند، در این امر از توانایی وافری برخوردار بوده به طوری که هرگاه اختلاف نظری بین شاعران پدیدار می گشت، نزد آن حضرت می رفتند و داوری او را ملاک قبولی یا رد اشعار خود می دانستند.
چنانچه زرکلی درباره او می نویسد: «سکینه دختر حسین بن علی بن ابی طالب(ع)، زنی شریف، شاعر و کریم است و از زیباترین زنان، خوش نفس ترین و سرور زنان عصر خویش بود که با بزرگان قریش مجالست داشت. شعرا نزد او جمع می شدند و به گونه ای می نشستند که او آنها را می دید اما آنها او را نمی دیدند. سخنان آنان را می شنید و یکی را بر دیگری برتری می داد. اشعار آنان را نقد می کرد و به آنها جایزه می داد.»(1)

سکینه غرق در الوهیت خداوند است

طاهری همیز در رابطه با شخصیت دینی  و توانایی حضرت سکینه در سخنوری می گوید: از جلالت و بزرگی سکینه دختر امام حسین(ع) هر چه بگوییم کم است، چنانچه در تاریخ داریم که این بانو بنابر شرایط آب و هوایی و منطقه ای که پرورش یافته اند، در سن 10 سالگی به بلوغ برای ازدواج رسیده بودند و خواستگارانی داشتند. در کلامی از امام حسین(ع) داریم که در رابطه با ازدواج این بانو می فرمایند: "سکینه غرق در الوهیت خداوند است و الان آمده پذیرش ازدواج نیست."(2)

همیز غرق شدن در الوهیت خداوند را این گونه توصیف می کند که؛ سکینه به خداوند، معرفت داشت. جمله ای از امام علی (ع) است که می فرمایند: "ما نَظَرتُ إلَی شَی‏ءٍ إلّا و رَأیتُ اللَهَ قَبلَهُ و بَعدَهُ و مَعَهُ!؛ من نگاه نکردم به چیزی مگر اینکه قبل از او خدا را دیدم، بعد از او خدا را دیدم، با او خدا را دیدم!"(3)
و جمله ای که امام خمینی (ره) فرمودند: "عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنید"،(4) این حس کردن خدا و خود را در حضور او دیدن یک قدرت روحانی است که در هر کسی وجود ندارد. اندیشه و تفکر توحیدی است که انسان را به این سمت و سو هدایت می کند  و می بینیم که امام حسین (ع) آن را در وجود دخترشان دیده اند که او را این گونه توصیف می کنند.
در روزگار کنونی نیز شاهد هستیم عالمانی به این مقام رسیده اند چنانچه در احوالات آیت الله بهبهانی است که این حضور را درک کرده و زندگی را در این مسیر رشد داده اند.

قبل تر بیان کردیم که حضرت سکینه با این همه توانایی و درخشش دختر رباب (س) است، حال باید به این نکته نیز توجه کرد یک دختر چه مادری می تواند داشته باشد که تحت تربیت او به این مقام و درجه رسیده باشد.

حس کردن خدا و خود را در حضور او دیدن  قدرت روحانی است که در هر کسی وجود ندارد؛ اندیشه و تفکر توحیدی است که انسان را به این سمت و سو هدایت می‌کند و امام حسین (ع) آن را در وجود دخترشان حضرت سکینه(س) دیده‌اند.


خانه‌ای را که سکینه و رباب در آن باشند، دوست دارم

رسول جعفریان علاقه امام حسین(ع) به رباب (س) و حضرت سکینه(س)  را این گونه گزارش می دهد؛ امام حسین (ع) رباب را بسیار دوست می داشت و در اظهار این دوستی هیچ تقیه ای نداشت. این ویژگی خاص او و از روحیات شخصی اش بود. آنچه در منابع از شعر امام حسین علیه السلام در این باره نقل شده، بسیار مشهور است:
به جان تو سوگند، من خانه ای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن باشند.
آن دو را دوست دارم و تمامی اموالم را در این راه می بخشم و برای ملامتگرم حاضر به پذیرش عتاب نیستم.

علاقه امام حسین (ع) به این بانو تا بدین جا بود که به نقل از تاریخ، سید الشهداء با عناوینی چون "من خیار النساء و افضلهنَّ(5)؛ بهترین زنان و از برترین آنها" از رباب (س) یاد می کرد.

با همه این عظمت در شخصیت خانم حضرت رباب و نیز دختر بزرگوارشان حضرت سکینه (س)، می بینیم که در ماجرای عاشورا و درخشش های حضرت زینب (س)، شناخت شخصیت این بزرگواران مغفول مانده است.

درخشش فکری حضرت سکینه(س) در بیان آیت الله جوادی آملی

یکی از جایگاه های درخشش خانم حضرت سکینه (س) در خطبه ای که در برابر یزید داشته اند. همیز در رابطه با این موضوع نقلی را از آیت الله جوادی آملی در رابطه با خانم حضرت سکینه(س) بیان می کند؛ خطبه ای که امام سجاد(ع) در کوفه خوانده به توانایی و نفوذ خطبه حضرت سکینه(س) نیست. این خودش یک نکته بسیار مهم است چرا که امام سجاد (ع) نمی خواستند که با بیاناتشان در مقابل یزید آن بعد امام بودنشان افشا شود به همین جهت تمام حرف های امام سجاد ساده است و خانم حضرت سکینه (س) در بیاناتشان در خطبه، با درخشش فکریشان امامت امام سجاد (ع) را حفاظت کرده و افکار دشمنان ر را از صدمه زدن به امام سجاد (ع) منحرف کردند.

و این نشان می دهد که این بزرگواران چقدر عرصه شناس و زمان شناس هستند به طوری که توانایی حفاظت از امام را در کلام و نوع سخنرانیشان می توان مشاهده کرد.

صفات تجسمی در بیان خطبه‌ای حکیمانه

این کارشناس مسائل دینی در رابطه با ویژگی های خطبه ای که حضرت سکینه در برابر یزید ایراد کردند، به موارد مهم و اساسی در حوزه تربیت و شخصیت اشاره کرد؛ در قوانین تربیت و روانشناسی انسان ها در سطوح مختلف سنی  طبقه بندی می شوند؛  تولد تا 7 سالگی، 7تا 14 سالگی و 14 تا 21 سالگی که هر کدام از آن ها ویژگی های مختلف شخصیتی دارند.

حضرت سکینه(س) در بازه سنی 7-14 سال قرار دارند با ویژگی های خاص این رده سنی، به طوری که بچه ها در این سن تجربه گرا و تجسمی هستند. این حالات را به زیبایی می توان در توصیفاتی که سکینه(س) در ابتدای خطبه(6) در توصیف خداوند و شرح جنایات روز عاشورا بیان می کند مشاهده کرد؛ "حمد و سپاس ذات مقدس خداوند را ساز است به شماره ریگ ها و سنگ های بیابان و به اندازه سنگینی عرش خداوند مهربان، تا سطح زمین و آسمان! او را سپاس می گویم."

 حضرت سکینه(س) سرزمین کربلا را خانه‌ای از خانه‌های خدا معرفی می‌کند که عده‌ای که تنها به زبان مسلمان بوده و ایمان در قلب و جانشان جایگاهی نداشته، عامل شهادت ذریه رسول خدا شدند.


شرح چگونگی شهادت پدر توسط دختر

همیز در ادامه، روش و منش بیان خطبه از یک بانوی کوچک را در حکیمانه بودن آن این گونه توصیف کرد: سکینه (س) در بحث امامت، پدرش را امام معرفی می کند و چگونگی و کیفیت کشته شدن پدرش را با انتخاب یک لفظ بسیار هوشمندانه و حکیمانه شرح می دهد؛ "ذبحوا بشطّ الفرات بغیر ذحل و لا تراث، ذریّه و فرزندان او را در كنار فرات سر بریدند، با آنكه كسى را نكشته بودند تا طلب قصاص كنند."

دفاع جانانه‌ای از حضرت علی(ع)

این مشاور مذهبی در رابطه با پیوند میان سقیفه و فراموش کردن ولایت امیرالمؤمنین(ع) و اتفاقات عاشورا گفت: حضرت سکینه (س) بین سقیفه و از بین رفتن عهد در روز غدیر را با اتفاقات عاشورا پیوند می دهد و از حضرت علی (ع) دفاع جانانه ای می کنند و این بیعت و مقام ولایت و جانشینی را حق امیرالمؤمنین معرفی می کند که به ناحق غصب شده تا جایی که این غصب خلافت منجر به شهادت امیرالمؤمنین (ع) و کشته شدن فرزند ایشان یعنی امام حسین (ع) در روز عاشورا شد؛ "المسلوب حقّه المقتول بغیر ذنب المسلوب حقّه المقتول بغیر ذنب- كما قتل ولده بالامس" و بسیار زیبا سرزمین کربلا را خانه ای از خانه های خدا معرفی می کند که عده ای که تنها به زبان مسلمان بوده و ایمان در قلب و جانشان جایگاهی نداشته، عامل شهادت ذریه رسول خدا شدند؛ "فی بیت من بیوت اللَّه، فیه معشر مسلمة بألسنتهم."

حضرت سکینه به معرفی و روانشناسی شخصیت مردم کوفه می‌پردازد و آنان را اهل حیله و نیرنگ و بی وفا و خودخواه معرفی می‌کند.


بعد با توصیفاتی زیبا، صفات حضرت علی (ع) را برای همگان معرفی می کند؛ "هدیته یا ربّ للاسلام صغیرا، و حمدت مناقبه كبیرا، و لم یزل ناصحا لك و لرسولك صلواتك علیه و آله، زاهدا فی الدّنیا غیر حریص علیها، راغبا فی الآخرة، مجاهدا لك فی سبیلك، رضیته، فاخترته، و هدیته الى صراط مستقیم."

همیز در ادامه شرح ریشه اتفاقات عاشورا در توصیف روانشناسی شخصیتی مردم کوفه گفت؛ سکینه (س) با شجاعت تمام به تحقیر بیعت شکنندگان غدیر و سردمداران ظلمی که در عاشورا 61 هجری اتفاق افتاده اشاره می کند و با بیانی هوشمندانه و انتخاب حکیمانه لغات و عبارات، ریشه این جنایات را یاری نکردن امام در حیات و ممات معرفی کرده و می گوید؛ "تعسا لرءوسهم، ما دفعت عنه ضیما فی حیاته، و لا عند مماته حتّى قبضته الیك."

حضرت سکینه بعد از بیان مقدمات زیبا و یادآوری حکمت های اسلام به معرفی و روانشناسی شخصیت مردم کوفه می پردازد و آنان را  اهل حیله و نیرنگ و بى ‏وفا و خودخواه معرفی می کند.  بعد حضرت در ادامه به بیان یک نکته اعتقادی بسیار مهم و اصولی پرداخته به طوری که همگان را از این همه فهم و معرفتی که یک کودک 10-11 ساله نسبت به دین و پروردگارش دارد شگفت زده می کند؛ "فانّا اهل بیت ابتلانا اللَّه بكم و ابتلاكم بنا فجعل بلاءنا حسنا." ایشان اهل بیت را مشخص کرده و ابتلائاتی که به آن ها رسیده را وسیله ای برای آزمایش معرفی می کند .

بعد ایشان ویژگی ها و توصیفاتی را برای اهل بیت مطرح می کند؛ "جعل علمه عندنا، و فهمه لدینا فنحن عیبة علمه، و وعاء فهمه و حكمته، و حجّته على اهل الارض فی بلاده لعباده، اكرمنا اللَّه بكرامته و فضّلنا بنبیّه محمّد صلى اللَّه علیه و آله و سلم‏ عَلى‏ كَثِیرٍ مِمَّنْ‏ خلق تفضیلا بیّنا." و به چگونگیه برخورد مردم کوفه با اهل بیت می پردازد؛ "فكذّبتمونا و كفّرتمونا، و رأیتم قتالنا حلالا، و اموالنا نهبا، كأنّنا اولاد ترك او كابل، كما قتلتم جدّنا بالامس، و سیوفكم تقطر من دمائنا اهل البیت." و ریشه این تکذیب و تکفیر و مجاز دانستن کشتن اهل بیت توسط مردم کوفه را حسادتی معرفی می کند که این ها از اول نسبت به برتری اهل بیت نسبت به دیگر مخلوقات داشتند، می داند؛ "لحقد متقدّم، قرّت لذلك عیونكم، و فرحت قلوبكم."

و این گونه حضرت سکینه (س) خدعه، نیرنگ و تلاش دشمنان را در مسیر خاموش شدن نور اهل بیت افشا کرده به طوری که نه تنها نور اهل بیت خاموش نمی شود بلکه به مدد و فضل الهی روز به روز بر نور آن ها برکت داده شده است.

پی نوشت:
1- زرکلی، الأعلام؛ ج 3، ص 106/ سبط بن جوزی، تذکرة الخواص، ص 278.
2-اسیران و جانبازان كربلا؛ محمدمظفری سعید، - سكینه(ع)... . ص: 162.
3- أسرار الصلاة، ص ۶۵.
4- صحیفه امام خمینی، جلد ۱۳، صفحه ۴۶۱.
5- الاغانی، ج16، ص141.
6- بحارالانوار، ج 45، ص 110.