( 5.0 امتیاز از 1 )
چهارشنبه 04 مهر 1397 16:21

سرگذشت سرهای شهداء کربلا از این سرزمین مقدس تا شهر کوفه و جدال لشکریان یزید برای تقسیم آنها نشان از ناپاکی و شقاوت یزیدیان زمان امام حسین(ع) دارد.

این مطلب از سایت بهدونی، مطلبی در مورد سرگذشت سرهای شهداء از کربلا تا کوفه ارائه شده است، همچنین می توانید برای مشاهده ی مطالب بیشتر هم موصوع این مطلب، موضوع تاریخ و سیره معصومین دنبال کنید.

به گزارش بهدونی :
سرهای شهدا کربلا

واقعه کربلا از جمله فجایع انسانی در طول تاریخ است که در سال 61 هجری تنها با گذشت نیم قرن از رحلت پیامبر گرامی اسلام(ص) رخ داد؛ یزید از خاندان بنی‌امیه غاصبان خلافت اهل‌بیت(ع)؛ دنبال بیعت امام حسین(ع) به هر قیمت ممکن بود بر مبنای همین تصمیم تا آنجا امام را تحت فشار قرار داد که در نهایت به واقعه کربلا با فجایع عظیم منتهی شد که قلب هر انسان آزاده‌ای را به درد می‌آورد.

عصر روز دهم عاشورا از جمله فجایع واقعه کربلا پس از شهادت جانسوز امام حسین(ع) و اصحاب ایشان؛ بریدن سر شهداء، غارت اموال، آتش زدن خیمه‌ها و به اسارت گرفتن زنان و کودکان توسط لشکریان یزید بود.

درباره بریدن سر شهدای کربلا در روایتی آمده است که برخی شهدا در همان صحنه نبرد سرشان از تن جدا شد. عبدالله بن عمیر کلبی، عمربن جناده، خلف فرزند موسم بن عوسجه، حبیب بن مظاهر اسدی، عثمان بن علی بن ابی طالب و جعفر بن علی بن ابی طالب (برادران حضرت عباس)، و امام حسین(ع) از جمله این شهدا بودند. سر چند شهید همچون حربن یزید ریاحی، حسن بن حسن و جون بن حوی از تن جدا نشد.

سه نفر از شهدای کربلا نیز، شش ماه تا یکسال بعد از کربلا بر اثر زخم‌ها در اسارت و زنجیر به شهادت رسیدند. غیر از این سه تن، دو فرزند حضرت مسلم(ع)، محمد و ابراهیم که از کربلا گریخته بودند پس از دستگیری و زندان و رهایی توسط زندانبان، در راه رفتن به مدینه دستگیر و کنار رود فرات به شهادت رسیدند.

 پس از جداکردن سرها، عمر سعد دستور داد سرهای شهدا بین قبائل تقسیم شود. گویا میزان شرکت قبائل در کربلا معیار سهم آنها از سر شهدا بود.

همان گونه که در غارت خیمه ها یا بر سر معلوم کردن قاتل هر شهید میان یاران عمر سعد کشمکش بود، در حمل سرها به کوفه نیز میان سپاهیان جدال رخ می داد. این جدال برای دریافت صله از عبیدالله زیاد، اثبات حضور در کربلا و گاه ریشه در عنادها و قساوت‌ها و انتقام‌ها داشت.
جدال وقتی به اوج می‌رسید که به سر بزرگانی چون حبیب، زهیر، بریر و مهم‌تر از آن سر بنی‌هاشم می‌رسیدند.

اختلاف تعداد سرها را از 72 تا 92 نوشته‌اند. به درستی نمی توان معلوم کرد که جز راس مبارک امام حسین(ع) که پیش‌تر به کوفه برده شد، دیگر سرها را همراه کاروان اسیران حمل کردند یا زودتر از آنان به کوفه رساندند.

به روایتی همان عصر عاشورا عمر سعد ملعون سر مبارک امام حسین(ع) با خولی‌بن یزید اصبحی و حمید بن مسلم ازدی و سرهای اصحاب امام را به همراه شمر بن دی الجوشن و قیس‌بن اشعث به کوفه نزد عبیدالله‌بن زیاد فرستاد.

با توجه به اینکه منزل خولی یک فرسخ با کوفه فاصله داشت سر مبارک امام حسین(ع) را به منزل خود برده و به دور از چشم همسر در تنور خانه مخفی کرد که فردای آن روز سر سیدالشهداء(ع) را نزد ابن زیاد ببرد؛ همسر او که دوستدار اهل‌بیت(ع) بود شب هنگام از وجود سر امام حسین(ع) در تنور منزل باخبر و متوجه شد که خولی چه کرده است با گریه خولی را برای همیشه ترک کرد.

روز بعد خولی به امید گرفتن پاداش فراوان؛ سر مبارک امام را نزد ابن زیاد برده و هنگام تحویل، ناخودآگاه شعری خواند که در آن از امام حسین(ع) تعریف شده بود به همین دلیل ابن زیاد او را هیچ پاداشی نداد.

یازدهم محرم عمرسعد ملعون دستور داد کشته‌های سپاه خود را به خاک سپردند در حالی که اجساد مبارک امام حسین(ع) و یاران ایشان بر روی زمین کربلا باقی مانده بودند.
در راوایاتی دیگر آمده است که ‏‏‏پس از جدا کردن سرهای شهدای کربلا آنها را بین قبایل تقسیم کرده سپس به سوی کوفه راونه کردند که نام قبایل و تعداد سرهایی كه حمل می‌كردند، به ترتیب قبیله كنده، سیزده سر به فرماندهی قیس بن اشعث، قبیله هوازن، بیست سر به فرماندهی شمر بن ذی الجوشن، قبیله بنی‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏تمیم، هفده سر، قبیله بنی‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏اسد، شانزده سر، قبیله مذحج، هفت سر و قبیله قیس، ۹ سر  را در اختیار گرفتند.

همراه با قافله اسیران كربلا، 72 سر از سرهای یاران امام حسین (ع) از كربلا به كوفه حمل شد و در طول مسیر اشخاصی همچون  شمر بن ذی الجوشن، قیس بن اشعث، عمرو بن حجاج زبیدی و عزرة بن قیس احمسی مسؤول مراقبت از سرها بودند.
کاروان اسرا به همراه عمر سعد و جمعی از سپاهیان او دوازده فرسخ از کربلا تا کوفه را طی کرده و شبانگاه به دروازه‌های شهر رسیدند برای رفتن به دارالاماره ابن زیاد تا صبح درنگ کردند.

صبح روز دوازدهم محرم کاروان اسرا را در حالی که سرهای مقدس شهدای کربلا را جلوی محمل آنها حرکت می‌دادند در همه کوچه‌ها و بازار شهر چرخاندند. و سپس وارد مجلس ابن زیاد کردند. عبیدالله ابن زیاد حاکم کوفه مجلسی را ترتیب داده بود که همه مردم اجازه حضور داشته باشند؛ سرهای شهدای کربلا و سر امام حسین(ع) را مقابل او قرار دادند و این معلون جلوی چشم اسراء، امام سجاد(ع) و حضرت زینب(ع) با چوب‌دستی خود به سر مبارک امام حسین(ع) می‌زد تا چنین وانمود کند که پیروز میدان شده است.

روز سیزدهم محرم عبیدالله بن زیاد طی یک نامه خبر شهادت امام حسین(ع) را به یزید اطلاع داد. یزید در پاسخ گفت که سر مقدس امام حسین(ع) را به همراه سر سایر شهدا کربلا و اسرا به سوی او بفرستند.

  خبرگزاری شبستان