( 5.0 امتیاز از 1 )
شنبه 19 آبان 1397 04:21

حقوق اقلیت ها از موضوعات مهم جامعه بین المللی و یکی از دغدغه های مهم در گفتمان عدالت حقوقی است. اقلیت ها در هر نظام حقوقی از حقوقی برخوردارند که این حقوق می تواند در ارزیابی آن نظام حقوقی معیار و محک سنجش قرار گیرد. در دین اسلام نیز رعایت حقوق اقلیت ها بویژه اقلیت های دینی مورد توجه قرار گرفته است. بحث اصلی در این مقاله این است که در حکومت پیامبر

این مطلب از سایت بهدونی، مطلبی در مورد بررسی حقوق اقلیت های دینی و نژادی در حکومت پیامبر اسلام (ص) ارائه شده است، همچنین می توانید برای مشاهده ی مطالب بیشتر هم موصوع این مطلب، موضوع تاریخ و سیره معصومین دنبال کنید.

به گزارش بهدونی :

١. مفهوم اقلیت

اصطلاح اقلیت که غالباً با مشخصه هایی زبانی، قومی، دینی و مذهبی همراه است در برگیرنده آن دسته از گروه های انسانی است که در شرایطی حاشی های و در موقعیت ناشی از فرو دستی کمیتی و در عین حال اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به سر می برند. (پی یر، ١٣٧٤، ص ٥)

به عبارت دیگر، اقلیت ها بیشتر با این وصف شناخته می شوند که در میان طبقات اجتماعی، در مقابل اکثریت از حیث سیاسی، فرهنگی و اقتصادی منزلت و جایگاه فرودستی دارند و دستیابی به پاره ای از مناصب و شغل‏ها برای آنان امکانپذیر نیست و یا حداقل مشکل می باشد. (لک زایی، ١٣٨٣، ص٢)

برخی نیز بر این اعتقادند که اقلیت، مفهومی شمارشی و عددی نیست، بلکه این اصطلاح در مورد همه گروه‏هایی بکار می رود که در یک جامعه زندگی می کنند اما به علت وابستگی قومی، دینی، مذهبی، زبانی و رفتار و عادات از دیگر افراد آن جامعه متمایز می شوند. ممکن است این گونه افراد زیر سلطه باشند و یا از مشارکت در امور سیاسی جامعه کنار گذاشته شوند و یا مورد تبعیض و تعدی قرار گیرند، اما چنانچه نوعی احساس جمعی و گروهی نیز داشته باشند، اقلیت بشمار می روند. (همان، ص ٢) امروزه از سوی سازمان ملل و نهادهای تخصصی آن تلاش های زیادی جهت ارائه تعریف دقیق و کاملی از اقلیت بعمل آمده است ولی به نتیجه ای مؤثر نرسیده اند، زیرا تاکنون توافق خاصی بر سر گروه‏هایی که باید در قلمرو این تعریف قرار بگیرند، حاصل نگردیده است.

با اینحال در مباحث سازمان ملل متحد و نهادهای تخصصی آن، می توان مشخصه های ذیل را برای شناسایی اقلیت ها ذکر کرد:

«١- از لحاظ تعداد کم باشند. ٢- حاکمیت را در دست نداشته باشند، ٣- تفاوت نژادی، ملی، فرهنگی، زبانی یا تفاوت مذهبی داشته باشند.» (محرابی، ١٣٨٧، ص ٤٤) از همان سالهای آغازین ظهور اسلام و تشکیل حکومت اسلامی، جمعیت و گروه هایی از پیروان ادیان مختلف بدون آنکه به اسلام بگروند در کنار مسلمین در سرزمین های اسلامی باقی ماندند این امر زمینه شکل گیری اقلیت های دینی و ضرورت توجه به حقوق آنها را در دولت اسلامی فراهم نمود.

آنچه مسلم است در صدر اسلام با اقلیت های دینی ساکن سرزمین اسلامی پیمانی تحت عنوان «عقد ذمه» منعقد می شد البته عقد ذمه با پیروان ادیان اهل کتاب یعنی زرتشتیان، یهودیان و مسیحیان ساکن قلمرو اسلامی منعقد می گردید. بنابراین اهل ذمه غیر مسلمانانی هستند که در پناه اسلام و حکومت اسلامی زندگی می کنند و با آنان «عقد ذمه» منعقد می شود.  مقصود اصلی از تشریع پیمان ذمه، ایجاد محیط امن و تفاهم در زندگی جمعی و همزیستی مسالمت آمیز میان اقلیت های مختلف دینی و مذهبی در قلمرو حکومت اسلامی است. (عمید زنجانی، ١٣٧٠، ص ٥٧)

٢. جایگاه اقلیت ها در اسناد بین المللی

امروزه در بسیاری از کشورها، اقلیت های نژادی، مذهبی، قومی و زبانی زندگی می کنند که در بیشتر موارد و به دلایل سیاسی، مذهبی تحت فشار قرار می گیرند. حقوق بین الملل به منظور جلوگیری از تضییع حقوق این گروهها در زمینه های مختلف حقوقی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مقرراتی را در حمایت و پشتیبانی از آنان وضع کرده است.

نخستین سند در حمایت از اقلیت ها، عهدنامه ١٨٥٦ پاریس است که صریحاً تبعیض نژادی و مذهبی را منع می نماید. پس از جنگ جهانی اول و دوم و تغییرات عمده ای که در مرز برخی کشورها رخ داد باعث اختلاط نژادی، مذهبی و قومی ملت‏ها گردید که این امر موضوع اقلیت ها و رعایت حقوق آنها را بیش از بیش آشکار ساخت. بر این اساس در زمان جامعه ملل «یک نظام بین الملل حمایت از اقلیت ها بوجود آمده بود. بدین صورت که در معاهداتی که بین دولت ها بسته می شد مقررشده بود دولت هایی که در آنها اقلیت وجود دارد، نسبت به آنها تبعیض روا ندارند و حق استفاده از زبان و مذهب خود را به آنان بدهند». بعد از جنگ جهانی دوم و تشکیل سازمان ملل متحد، در اسناد بین المللی حقوق بشر با اینکه صریحاً و بطور خاصی سندی به اقلیت ها اختصاص داده نشد، ولی با درج اصل عدم تبعیض در منشور ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر و دیگر اسناد حقوق بشری، در واقع اقلیت های قومی، نژادی، دینی و زبانی تحت حمایت حقوق بین الملل قرار گرفته اند و امروزه کمتر کشوری یافت می شود که به صراحت حقوق اقلیت ها را نادیده بگیرد یا منکر آن شود.

به هرحال، در حقوق بین الملل علی‏رغم حمایت عام اسناد حقوق بشری از اقلیت ها، تنها سند بین المللی حمایت کننده از آنان بطور خاص «اعلامیه حقوق افراد متعلق به اقلیت های ملی، قومی، مذهبی و زبانی است که طبق ماده اول این اعلامیه، کشورها از وجود هویت ملی یا قومی، فرهنگی، مذهبی و زبانی اقلیت ها در سرزمین خود حمایت می کنند و ایجاد شرایط خاص را به منظور اعتلای این هویت، تسهیل می نمایند». (ضیایی بیگدلی، ١٣٨٩، ص ٢٤٩)

٣. پیامبر اسلام (ص) و اقلیت ها

به شهادت تاریخ مبانی و اصول دین مبین اسلام در حمایت از حقوق اقلیت ها، در قرن هفتم میلادی برای نخستین بار گام بزرگی بوده که در راه تحقق عدالت و آزادی و برابری انسانها برداشته شده است.  حقوق اقلیت ها یکی از موضوعات مهم در تاریخ اسلام است که همواره مورد توجه متفکران و غیر مسلمان قرار گرفته است. پیامبر (ص) در سیره و رفتار خویش به خوبی احترام به حقوق اقلیت ها را به نمایش گذاشته است و بدون شک الگوی رفتاری همه مسلمانان درا ین موضوع و موضوعات دیگر است و تاریخ، رفتار پیامبر (ص) با اقلیت هایی که در پناه حکومت ایشان در مدینه و اطراف آن می زیستند را ثبت کرده است.

پیامبر اسلام نه تنها تبعیض نژادی را هرگز به رسمیت نشناخته بلکه بارها بر تساوی نژادها تصریح کرده است. چنانچه در فتح مکه فرمود: «مردم از زمان آدم تا امروز مثل دانه های شانه (مساوی ) هستند؛ هیچ فضیلتی برای عرب بر عجم و برای سرخ بر سیاه وجود ندارد مگر به سبب تقوی». همچنین اقلیت های دینی نیز در پناه اسلام در انجام مراسم عبادی و حفظ آیین خود آزاد بوده اند و هیچ کس حق اذیت و آزار آنها را نداشت تا جایی که پیامبر (ص) فرمود: «هر کس به انسانی که در پناه اسلام است ظلم کند روز قیامت در برابر او خواهم بود و علیه او سخن خواهم گفت». (اصغری آقا مشهدی، ١٣٨٩، ص ١٢)

بنابراین اقلیت ها همواره در قلمرو اسلامی با استفاده از جمیع امکانات و مقدورات اجتماعی زندگانی می‏کنند و حتی چنانچه از کتب تاریخی و فقهی بر می آید، پیامبر اسلام (ص) با گروه‏هایی از آنان قراردادی تحت عنوان «عقد ذمه» در باب حمایت از ایشان منعقد نموده است روی این اصل، اسلام با مخالفان عقیده و دین اسلام مخالفتی ندارد چون افراد بشر بندگان خداوند هستند و اگر کسی اسلام نیاورد لزومی ندارد با او قطع ارتباط شود زیرا اسلام مکتب صلح و دوستی است، پس چون شارع مقدس نتوانسته است این موضوع اساسی و مهم را نادیده بگیرد، از این رو قوانین و مقرراتی را از نظر روابط آنان با دولت اسلامی و نیز با هم کیشان خود و اختیاراتی که می توانند داشته باشند، وضع نموده تا آنها بتوانند با آرامش و امنیت در پناه دولت اسلامی زندگی کنند.  در این مقاله وضعیت اقلیت های دینی و نژادی در صدر اسلام و حکومت پیامبر(ص) و حقوق و اختیاراتی که اقلیت ها از آن بهره مند بوده اند بررسی می شود.

٣١. حقوق اقلیت های دینی در حکومت پیامبر اسلام (ص)

همانطور که گفته شد منظور از اقلیت های دینی، پیروان ادیان زرتشتی، یهود و مسیحی می باشند. در زمان پیامبر (ص) اقلیت های یهودی و نصاری زیادی در قلمرو اسلامی زندگی می کردند و به آنها اهل ذمه گفته می شد. این گروهها حاضر به پذیرش دین اسلام نشدند و از آنجا که در دین اسلام اجبار و اکراه جایی ندارد چرا که خداوند در قرآن می فرماید: «لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد منِ الغي» (بقره / آیه ٢٥٦) لذا دولت اسلامی آنان را مجبور به پذیرش دین اسلام نمی کرد و از طرفی چون در قلمرو دولت اسلامی زندگی می کردند می بایست قواعد و مقرراتی برای آنان وضع گردد. بر این اساس با اقلیت های دینی عقد ذمه بسته می شد، هدف اصلی از انعقاد چنین قراردادی، ایجاد محیط امن و تفاهم و زندگی مشترک و همزیستی مسالمت آمیز میان گروه های مختلف دینی و مذهبی در داخل قلمرو اسلامی بوده است. بموجب عقد ذمه، اقلیت های دینی مادامی که بر پیمان خود وفادار بمانند از حقوق و اختیاراتی بهره مند شده و مورد حمایت دولت اسلامی هستند. در مقابل اقلیت ها هم مالیاتی تحت عنوان «جزیه» به حکومت اسلامی می پردازند.

امام سجاد (ع ) درمورد اهل ذمه فرمودند: حق اهل ذمه این است که آنچه را خدواند از ایشان قبول کرده بپذیری، مادام که ایشان به پیمان با خدای عزّوجل وفادارند، و ستم در مورد ایشان روا نداری. (سپهری، ١٣٨٥، ص ١٨٦)

از جمله اختیارات و حقوقی که برای اقلیت های دینی در حکومت پیامبر(ص) در نظر گرفته می شد و حتی بعد از رحلت پیامبر (ص) هم، این حقوق و مزایا برای اقلیت هایی که در قلمرو دولت اسلامی زندگی می کرده اند در نظر گرفته می شده است، عبارتند از:

٣١١. حق مصونیت و امنیت و آرامش

یکی از مهم ترین و لازم ترین حقوقی که اقلیت های دینی در صدر اسلام و در قلمرو دولت اسلامی از آن برخورداربودند، حق آرامش و امنیت و مصونیت همه جانبه است و نبود این حق چیزی جزء، اضطراب و جنگ و خونریزی و عدم آرامش نیست. پیامبر (ص) در پیمان هایی که با یهود و دیگر ساکنان مدینه منعقد می کردند، تاکید داشتند که داخل شهر مدینه هم در امنیت و آرامش کامل هستند و هیچ کس حق تعرض به کسی را ندارد. بعلاوه از دید ایشان جنگ با اقلیت هایی که تمایل به زندگی مسالمت آمیز دارند ممنوع است. (ابن هشام، ص ١٤٨)

تعهد مبنی بر تأمین مصونیت و ایجاد آرامش به دو صورت در عقد ذمه قید می شود:

یکی خودداری مسلمانان از هر گونه تجاوز به جان، مال و ناموس متحدان ذمی و دیگری، حمایت و تأمین جانی، مالی و عرضی ذمیان و دفاع از آنان در برابر تجاوز بیگانگان (سلیمی، ر. ک www. hawzah. net)

در جایی امام علی (ع ) درباره علت جزیه اقلیت ها فرمودند: «تا اموال آنان همچون اموال ما و خون آنان همچون خون ما در امان حکومت بماند». (عاملی، ١٦١)

در روایات نقل شده که پیامبر (ص) فرمودند «هر کسی ذمی را بکشد بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد» و «هر کس شخصی را که در پناه اسلام است به ناحق بکشد بوی بهشت را اسشتمام نخواهد کرد». (السنن الکبری /٢٠٥/٩)

همچنین پیامبر (ص) فرمودند: «هر کس به انسانی که در پناه اسلام است ظلم کند و او را کم انگارد و بیش از طاقتش بر او تکلیف کند یا چیزی بدون رضایت از او بگیرد من روز قیامت در برابر او خواهم بود و علیه او سخن خواهم گفت». (همان )بنابراین هیچ کس حق تعرض به جان، مال و ناموس اقلیت ها را ندارد و در صورت تعرض مجازات می شود، زیرا تأمین امنیت آنان بر عهده حکومت اسلامی است. حتی پیامبر (ص) به کسانی که بطور موقت به کشور اسلامی پناه می آورند، هم امنیت کامل می داد.

٣١٢. آزادی مذهبی و انجام شعائر دینی

اسلام احترام به ادیان آسمانی دیگر و انبیاء الهی و شریعت آنان را جزء اصول عقاید خود بشمار آورده و در آیات متعدد قرآن به آن اشاره گردیده است: «قولوا آمّنا بالله و ما أُنزلَ الینا و ما أُنزلَ الی ابراهیمَ و اسمعیلَ و اسحقَ و یعقوبَ و الاسباط و ما أُوِتِي موسی و عیسی و ما اوتی النبیّونِ مِن ربهّم لَا نُفَرّقُ بینَ أَحدٍ منهُم و نحن لَهُو مسلمون»؛ (آیه ١٣٦ بقره ) بگویید ما به خدا ایمان آورده ایم و به آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اخلاف آنان نازل گشته و نیز به آنچه به موسی و عیسی و پیامبران دیگر از طرف پروردگارشان داده شده است، در میان آنها فرقی قایل نمی شویم و در برابر فرمان خدا تسلیم هستیم».

از جمله حقوق اقلیت های ساکن در حکومت نبوی، آزادی انجام مراسم و شعائر مذهبی بوده است بر این اساس آنان حق دارند بطور علنی و رسمی به انجام مراسم مذهبی و عبادات و سایر امور مربوط به مذهب خود بپردازند. و به استناد چنین حقی و امتیازی اقلیت ها مجازند بطور انفرادی یا دسته جمعی در معابد و اماکن مقدسه خود مراسم عبادی خود را انجام دهند و کسی حق تعرض به آنان را ندارد.

احترام به شریعت و آداب و رسوم اقلیت ها را پیامبر (ص) برای اقلیت های دینی که در مدینه یا اطراف آن زندگی می کردند، قائل بودند بعنوان مثال از همان آغاز هجرت به مدینه، پیامبر (ص) یهود مدینه را به پیمان همزیستی مسالمت آمیز دعوت کردند و آنان و مسلمانان و کلیه هم پیمانان آنان را یک امت خواندند. (ابن هشام، همان، ص ١٤٩) گفته شده پیامبر (ص) محدودیت خاصی را برای دین یهودیان در مدینه اعمال نکردند، همچنانکه مسلمانان در مسجد مدینه نماز می خواندند، آنان هم در معابد خویش آزادانه به عبادت می پرداختند و هیچ مسلمانی حق تعرض به آنان و اعتراض به حضور علنی آنان نداشت، تا زمانی که این اقلیت ها بر پیمان خود با پیامبر استوار بودند و حتی زمانی که گروهی از مسیحیان نجران برای بررسی تحقیق درباره اسلام به مدینه آمدند، پیامبر (ص) آنان را در مسجد به حضور پذیرفت و به آنان اجازه داد تا در همان جا عبادت کنند. در این هنگام مسیحیان به سوی مشرق ایستادند و عبادت خویش را بجا آوردند. (سجانی، ١٣٧٥، ص٤٣٣ ) و این به معنی پذیرش آزادی مذهبی برای اقلیت هاست.

بعلاوه، آزادی داشتن معابد نیز در اسلام پذیرفته شد و بر همین اساس معابد اهل کتاب در جنگ های صدر اسلام هیچ گونه مورد تعرض واقع نشده است. (ابن سعد، ١٩٦٨، ص ٥٠) زیرا در قرآن کریم صیانت عبادتگاه‏های اهل ذمه، یکی از اهداف جهاد اسلامی قلمداد شده است (آیه ٤ سوره حج ). همچنین اقلیت ها در صدر اسلام علاوه بر آزادی مذهبی، دارای آزادی عقیده هم بودند و آنها می توانستند آزادانه به اظهار نظر و عقیده خود بپردازند. و حتی «پیامبر(ص) به اقلیت ها اجازه می دادند که در مسائل اعتقادی و دینی به مناظره و حتی جدال با ایشان بپردازند». (ابن هشام، ص ٣١٩ )

برخی پذیرش آزادی عقیده و اظهار نظر در قلمرو دولت اسلامی برای اقلیت ها را بر این پیش فرض استوار می کنند که اسلام توانایی پاسخ به هر اندیشه و عقیده ای را داراست. از این رو، اظهار عقیده از سوی دیگران بلا مانع است، زیرا اسلام به عنوان شریعت پیامبر خاتم می تواند با منطق صحیح، پاسخ هر گونه اندیشه و عقیده ای را بدهد. (لک زایی، همان، ص ٥)

٣١٣. حقوق قضایی

یکی از حقوق لازم برای شهروندان یک کشور، حقوق نشأت گرفته از عدالت قضایی است و اجرای چنین عدالتی مستلزم برخورد یکسان با همه افراد یک جامعه در دادگاههاست تا اقلیت های ساکن در آن کشور با اطمینان خاطر بتوانند در صورت نیاز به احقاق حق به دادگاه رجوع وبا انصاف با آنان برخورد شود.

اسلام هم مطابق قرارداد ذمه، حق ترافع قضایی را برای احقاق حق اقلیت های دینی به رسمیت شناخته است. در صدر اسلام، غیر مسلمانان ساکن در مدینه النبی بارها برای حل اختلافات و دعاوی خویش به پیامبر (ص) مراجعه می کردند، هر چند که برخی از این مراجعات جنبه حق طلبی نداشت و چه بسا که بسیاری از افراد با ظلم به دیگران و بدنبال منافع شخصی نزد پیامبر مراجعه می کردند، تا به نفع آنان حکم کند و بر اساس همین رفتارها، خداوند به پیامبر (ص) فهماند که او مجبور به رسیدگی به چنین دعاویی نیست و ایشان را مخیر به رسیدگی کرد؛ «فان جَاؤُکَ فاحُکم بینهُم أو أعرِض عنهم» پس اگر نزد تو آمدند بین آنان حکم کن و یا از آنان اعراض نما و اگر اعراض نمودی هرگز زیانی بتو نخواهد رسید. (آیه ٣٣ سوره مائده ).

پیامبر (ص) در رسیدگی های خود هیچ گونه تبیعضی میان عربها و غیرعرب ها روا نمی داشتند چرا که خداوند در قرآن می فرماید؛  «و إن حَکَمتَ، فَاحکُم بَینَهُم بِالقِسطِ» و اگر بین آنها حکم می کنی، به عدالت حکم کن. (آیه ٣٢ سوره مائده ) قرآن کریم دلیل این تخییر را بیان کرده است ؛

«کیفَ یحکّمونکَ و عندهُمُ التوریةُ فیها حُکمُ اللهُ ثمَّ یتوَلّونَ مِن بعد ذلک و ما اولئک بالمؤمنین» چگونه تو را به داوری می طلبند در حالی که تورات نزد ایشان است و در آن حکم خدا هست. وانگهی پس از داوری خواستن، (چرا) از حکم تو روی میگردانند! آنان مؤمن نیستند. (آیه ٤٣ سوره مائده )

از بارزترین مظاهر عدالت و استقلال قضایی اقلیت ها این است که امام علی (ع ) در زمان حکومت خویش، در دادگاه حضور یافت و در کنار یهودی طرف دعوا نشست و قاضی به نفع یهودی حکم صادر کرد... آنجا که یهودی می دانست حق با علی (ع ) است و «زره» مورد نزاع ازآن اوست، تحت تأثیر رفتار عادلانه آن حضرت قرار گرفت و مسلمان شده و زره را به آن حضرت تقدیم کرد. (مجلسی، ص ٥٦)

بنابراین می توان گفت که اقلیت های دینی در حکومت نبوی از حق ترافع قضایی در موارد زیر برخوردار بوده اند؛

«الف- ذمی، مدعی و مسلمانان، مدعی علیه باشند و یا بالعکس، یعنی در صورتی که یکطرف دعوا مسلمان باشد، آنان میتوانند به مراجع قضایی اسلام مراجعه کنند و حکم صادره لازم الاجرا ست.

ب- اگر دو طرف دعوا هر دو اهل کتاب باشند، میتوانند به مراجع قضایی اسلام مراجعه کنند، اما اجباری در این کار نیست، همانطور که حاکم اسلامی هم مجبور نیست به درخواست آنان پاسخ مثبت دهد» (سلیمی، همان )

٣١٤. حق مسکن

یکی دیگر از حقوقی که برای اقلیت های دینی در چارچوب قرارداد ذمه به رسمیت شناخته شده است، آزادی مسکن و حق انتخاب اقامتگاه می باشد. توضیح اینکه اقلیت های دینی پس از انعقاد قرارداد ذمه، آزادند که در هر نقطه از سرزمین، به جز مناطق ممنوعه، از قبیل سرزمین حجاز، مساجد مسلمانان و... - که در کتب فقهی احکام آن بیان شده است – اقامت دایم یا موقت اختیار کنند. البته ممکن است براساس قرارداد ذمه، محدودیتهای دیگری نیز در این خصوص اعمال شود، مثلاً ساختمان آنان در محله مسلمان نشین، نباید بصورت غیر متعارف بلند و مشرف بر خانه های مسلمانان باشد این توصیه در مورد مسلمانان نیز اعمال شده است اما در خصوص اقلیت های دینی الزامی است. (سلیمی، همان )

٣١٥. آزادی فعالیت های اقتصادی و تجاری

در اسلام احترام به مالکیت فردی بعنوان یک اصل به رسمیت شناخته شده است و بر اساس همین اصل، مالکیت اقلیت های دینی را نیز محترم می شمارد و کسی بدون مجوز قانونی حق دخالت در این زمینه را ندارد و این نکته در پیمانهای صدر اسلام مورد تاکید قرار گرفته است. بموجب این آزادی اقلیت های دینی حق دارند به هر نوع شغل و حرفه ای که با قراداد ذمه منافات نداشته باشد و ایجاد مفاسد و اختلال در نظام اجتماعی جامعه اسلامی ننماید اشتغال ورزند. بعلاوه اسلام اصولاً اقلیت های دینی متعهد را مجبور به پیروی و مراعات قوانین و مقررات اقتصادی اسلامی نمی نماید بلکه آنان می توانند طبق مقررات آیین خود به داد و ستد و فعالیت بازرگانی بپردازند.

سیره پیامبراسلام (ص) در روابطی که با یهودیان و مسیحیان متحد خویش داشت، نمونه عملی بارزی از طرح سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در قرارداد ذمه در مقیاس بین المللی بود. پیامبر اسلام (ص) و امام علی (ع ) با یهودیان مدینه داد و ستد میکردند و از آنان وام میگرفتند از بازرگان ذمی بجز جزیه، مالیات اجناس دریافت نمی شد؛ البته فعالیت های بازرگانی با رعایت مقررات و موازین اسلامی انجام می شود و ممنوعیت معاملات که شرعاً حرام است (مانند معاملات ربوی ) یا چیزهای که از نظر اسلام مالکیت ندارد (مانند خوک، شراب، آلات موسیقی و قمار) همگانی است (سلیمی، همان).

٤. پیام اسلام و اقلیت های نژادی

مردم زمان پیامبر (ص) به لحاظ نژادی یا عرب بودند یا عجم، اما با اینکه قرآن به زبان عربی نازل شده و پیامبر اکرم عرب بود و اسلام در سرزمین عربستان طلوع کرده است و عمده نیروهای اداری حکومت پیامبر نیز عرب بوده اند، اما از دیدگاه پیامبر، عرّبیت هرگز یک اولویت محسوب نمی شد. زیرا آن حضرت فرمودند: «ای مردم، خداوند در پرتو اسلام افتخارات دوران جاهلیت و مباهات بوسیله انساب را از میان شما برداشته است. همگی از آدم بوجود آمده اید و او نیز از خاک آفریده شده است بهترین بندگان خدا باتقواترین آنان است».

همچنین حضرت در خصوص این که عرّبیت موجب امتیاز ذاتی نیست، فرمودند: عرّبیت ملاک شخصیت و جزء ذات شما نیست. بلکه زبانی گویاست و هر کس در انجام وظیفه خود کوتاهی کند افتخارات پدری او را به جایی نمی رساند و کمبود کار او را جبران نمی کند. (اصغری آقا مشهدی، همان، ص ١٣)

یکی از نمونه های بارز برخورد مساوی پیامبر با نژادهای مختلف تقسیم مساوی بیت المال بین تمام مسلمانان اعم از عرب و عجم بوده است. حضرت علی نیز که شاگرد و تربیت یافته مکتب نبوی است، این چنین عمل می کرد. در یک مورد، دو زن یکی عرب و دیگری غیر عرب نزد آن حضرت آمدند حضرت به آنها سهم مساوی داد.  زن عرب در اعتراض گفت من عرب و آن دیگری عجم است. حضرت فرمودند در بیت المال فرزندان اسماعیل بر فرزندان اسحاق برتری ندارد (وسایل الشیعه /٨١/١١/ حدیث ٤). سلمان فارسی هم عرب نبود ولی از صحابه بسیار نزدیک پیامبر (ص) بود و در برخی امور پیامبر با ایشان مشورت می کرد حتی تا جایی که پیامبر (ص) در جایی در مورد ایشان می فرماید؛ «سلمان مِنَّا أهلَ البَیتِ». بدیهی است منظور از این پیوند یک پیوند نسبی نبود بلکه بدلیل کمالات انسانی سلمان بوده است.

نمونه دیگر از تساوی نژادی نزد پیامبر جایگاه بلال حبشی نزد آن حضرت است که علیرغم اینکه بلال یک برده سیاه پوست آزاد شده بود، ولی به عنوان اولین مؤذن انتخاب شد و حتی عهده دار امور مالی پیامبر نیز بوده است.

بنابراین پیامبر میان نژادهای مختلف اعم از عرب و عجم، سیاه پوست، سفید پوست و سرخ پوست تفاوتی قائل نبودند مگر به سبب تقوا.

٥. حقوق ویژه اقلیت ها در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

با ملاحظه بسیاری از اصول قانون اساسی می توان گفت که حقوق و آزادی های اساسی برای کلیه شهروندان و اتباع ایرانی در نظر گرفته شده و آنان در برخورداری از این حقوق بدون توجه به وابستگی قومی، نژادی، زبانی و حتی مذهبی مساویند.

با مطالعه اصول ٣ و ١٤ و ١٩ و ٢٢ و ٢٣ و ٢٨ و ٢٩ و ٣٠ و ٣١ و ٣٢ و ٣٤ و ٤١ قانون اساسی جمهوری اسلامی می توان اذعان کرد که در این قانون یک سلسله حقوق اساسی از قبیل تساوی در برابر قانون، محفوظ بودن جان و مال و شغل، مسکن، آزادی عقیده، انتخاب شغل، برخورداری از روند عادلانه دادرسی، داشتن تابعیت، مشارکت در اداره امور کشور و امثال اینها برای همه افراد و اتباع کشور و شهروندان ایرانی صرف نظر از هر نوع وابستگی قومی، زبانی، و مذهبی به رسمیت شناخته شده است. و همگی بدون هیچ تبعیضی از این حقوق می توانند بهره مند گردند. اما علاوه بر این دید کلی مبنی بر تساوی و عدم تبعیض در خصوص همه مردم ایران، قانون اساسی برای اقلیت های دینی شناخته شده (زرتشتیان، مسیحیان و یهودیان ) تمهیداتی اندیشیده است؛

٥١. آزادی انجام مراسم دینی

اصل ١٣ قانون اساسی، ضمن شناسایی موجودیت و هویت اقلیت های دینی (زرتشتی  یهودی و مسیحی )، به آنان اجازه داده در انجام مراسم دینی و مذهبی خود آزاد باشند و در عمل نیز آنان دارای کلیساها، کنیسه ها و آتشکده های مختلف در سراسر کشور هستند.

٥٢. اجرای مقررات مذهبی خویش در احوال شخصیه

طبق اصل ١٣ قانون اساسی پیروان ادیان رسمی، در خصوص احوال شخصیه یعنی ازدواج، طلاق، ارث و وصیت طبق مقررات مربوط به مذهب خودشان عمل می شود و حتی اگر دعوا و مسئله ای در دادگاههای ایران مطرح باشد، قاضی دادگاه طبق قواعد مسلم مذهبی آنها موضوع را فیصله می دهد.

٥٣. تشکیل انجمن

همچنین بموجب اصل ٢٦ قانون اساسی، اقلیت های دینی می توانند دارای انجمن و جمعیت باشند که هدف از تشکیل چنین انجمن و جمعیتی حل مشکلات و بررسی مسائل دینی، فرهنگی، اجتماعی و رفاهی ویژه آن اقلیت می باشد.

٥٤. داشتن نماینده در مجلس شورای اسلامی

قانون اساسی جهت تحقق هر چه بیشتر حضور اقلیت های دینی در جامعه و مشارکت در سرنوشت خود مقرر می دارد که آنان می توانند در مجلس شورای اسلامی نماینده داشته باشند و از بین هم کیشان خود نماینده انتخاب نموده و به مجلس بفرستند. شایان ذکر است که آندسته از اقلیت هایی که در قانون اساسی به رسمیت شناخته نشده اند، با تمسک به اصول مختلف قانون اساسی می توان گفت آنها شهروندان ایران هستند که جان و مال و مسکن آنها از هر گونه تعرض در امان است و تابع احکام و قوانین عمومی حکومت می باشند.

نتیجه گیری

بردباری مذهبی و امکان زندگی مسالمت آمیز پیروان ادیان مختلف و اقلیت ها در قلمرو یک جامعه، یکی از ارزش های مهم در حقوق بین المللی و حقوق داخلی است و تنها دینی که این همزیستی مسالمت آمیز را بصورت کامل مطرح کرده، دین مبین اسلام است و قرآن با صراحت تمام به همزیستی مسالمت آمیز دعوت می نماید. (آیه ٦٤، آل عمران و ٦١ انفال ). در واقع قرآن کریم با ارائه مقرراتی در حمایت از گروه‏های اقلیت، توانسته ضرورت کاربرد اصل تساهل دینی را در برخورد عقاید و آرا اعتبار بخشد.

آیین اسلام از همان ابتدا پیروان ادیان اهل کتاب را بعنوان اقلیت دینی درقلمرو جامعه اسلامی به رسمیت شناخته و امت اسلامی را به رعایت احترام و حفظ حقوق آنان فرمان داد. رفتار پیامبر اسلام (ص) با اقلیت ها اعم از نژادی و دینی مایه افتخار هر انسانی بویژه مسلمانان می باشد و همانطور که ملاحظه شد ایشان بارها بر تساوی نژادی انسانها و رعایت حقوق اقلیت های دینی تاکید نموده است. جایگاه ویژه ای که برخی مسلمانان غیر عرب همچون سلمان فارسی، صهیب یونانی و بلال حبشی بواسطه ایمان خود نزد پیامبر داشتند، گویای برابری نژادی انسانها در حکومت و سیره پیامبر (ص) می باشد.

و همانطور که گفته شد حقوق و تعهدات اقلیت های دینی هم از همان آغاز ظهور اسلام تحت عنوان پیمانی به نام «عقد ذمه» مورد شناسایی قرار گرفت. اقلیت ها در این پیمان تعهداتی را نسبت به دولت اسلامی به عهده می گرفتند در مقابل، دولت اسلامی حقوقی همچون، آزادی انجام مراسم دینی و شعائر مذهبی، مصونیت جان و مال و مسکن و انتخاب شغل و انجام فعالیتهای بازرگانی و تجاری با رعایت موازین اسلامی، برای آنان به رسمیت شناخت. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز با پیروی از تعالیم اسلام و سیره نبوی ضمن به رسمیت شناختن هویت و موجودیت اقلیت های دینی، آنها را در انجام مراسم دینی و عمل بر طبق آیین خود در احوال شخصیه و تعلیمات دینی آزاد گذاشته است.

منابع و ماخذ

١ – ابن هشام، عبدالملک، السیره النبویه، بیروت، دار المعرفه.

٢- اصغری آقا مشهدی، فخر الدین، حقوق اقلیت ها از نظر پیامبر اسلام و حقوق موضوعه، مجله دانشکده علوم انسانی دانشگاه سمنان، ١٣٨٩.

٣- ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دارصدرا، ١٩٦٨.

٤- پی یر، ژرژ، ژئوپولتیک اقلیت ها، ترجمه دکتر سیروس سهامی، تهران، واقفی، ١٣٧٤.

٥- سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، قم، انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، ١٣٧٨.

٦- سپهری، محمد، ترجمه و شرح رساله الحقوق امام سجاد (ع )، ١٣٨٥.

٧- ضیایی بیگدلی، محمدرضا، حقوق بین الملل عمومی، کتابخانه گنج دانش، ١٣٨٧.

٨- عمید زنجانی، عباسعلی، حقوق اقلیت ها براساس قانون و قرارداد ذمه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ١٣٧٠.

٩- عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، قم، مؤسسه آهل البیت، الثانیه.

١٠ - قرآن کریم و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

١١ - لک زایی، شریف، مردم سالاری دینی و حقوق اقلیت ها در نظریه سیاسی امام خمینی ره، فصلنامه پژوهشی دانشگاه امام صادق (ع )، شماره ٢٣، ١٣٨٣.

١٢- محرابی، علیرضا و علی یونسی، تنوع قومی و انسجام ملی در ایران، تهران، فصلنامه مطالعات میان فرهنگی، شماره ٧، ١٣٨٧.

١٣- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ٤١،

سایت ها

www. hawzah. net/fa /magart. html

www. iran jewish. com

www. Pajoohe. com