( 5.0 امتیاز از 1 )
شنبه 19 آبان 1397 08:21

مقدمه انسان ها دارای نگرش، انگیزه و اهداف یک سانی نیستند و از این جهات، بسیار با هم متفاوتند. کنار هم قرار گرفتن انسان هایی با این تفاوت می تواند زمینه ساز بروز تعارض ها و تنش های مختلف در جوامع بشری شود و بر این اساس، وجود تنش در جوامع بشری، واقعیتی غیر قابل انکار است. هرچه جامعه ای پیچیده تر شود، تنش های مختلف در آن، ظهور و بروز بیشتری خواهند داشت. با این وجود بسترهای بروز

این مطلب از سایت بهدونی، مطلبی در مورد بررسی تاریخی زمینه های بروز تعارض در مدینة النبی ارائه شده است، همچنین می توانید برای مشاهده ی مطالب بیشتر هم موصوع این مطلب، موضوع تاریخ و سیره معصومین دنبال کنید.

به گزارش بهدونی :

مقدمه

انسان ها دارای نگرش، انگیزه و اهداف یک سانی نیستند و از این جهات، بسیار با هم متفاوتند. کنار هم قرار گرفتن انسان هایی با این تفاوت می تواند زمینه ساز بروز تعارض ها و تنش های مختلف در جوامع بشری شود و بر این اساس، وجود تنش در جوامع بشری، واقعیتی غیر قابل انکار است. هرچه جامعه ای پیچیده تر شود، تنش های مختلف در آن، ظهور و بروز بیشتری خواهند داشت. با این وجود بسترهای بروز اختلاف در جوامع گوناگون، با وجود تفاوت های ظاهری آنها، بسیار به هم شبیه هستند و آگاهی از آنها می تواند مدیران جوامع بشری را در شناخت نوع اختلاف و چگونگی مواجهه با آن یاری رساند.

اهمیت کنترل و مدیریت اختلاف و تنش بر کسی پوشیده نیست. اهمیت این امر تا آن جاست که سیر تکاملی جوامع بشری به نوعی در گرو آن است و سعادت جامعه بدان وابسته است. به دلیل همین اهمیت است که در مباحث علم مدیریت به این مسئله توجه می شود و صاحب نظران و متفکران این علم به شناخت و نحوه مقابله با تنش و تعارض می پردازند. [1]البته باید توجه داشت که بحث های مدیریت تعارض در رشته مدیریت، بیشتر در ذیل مباحث مرتبط با سازمان آمده است. شایان ذکر است که در گذشته به اختلاف و تعارض با دید منفی نگریسته می شد و بر این اساس درصدد مقابله با آن برمی آمدند اما امروزه، وجود آن را باعث رشد و ترقی سازمان و جامعه می دانند و بحث مدیریت و استفاده صحیح از آن مطرح است. [2]

ضرورت و بیان مسئله

شناخت عوامل اختلاف آفرین برای مدیران ضروری است؛ زیرا هنر مدیر در مهارت انسانی او در برخورد با افراد نهفته است و این مهارت انسانی نیازمند سه مرحله تخصصی ذیل است: [3]

الف) درک رفتار گذشته

پیش از هر چیز مدیران باید دلیل رفتارهای خاص مردم را بشناسد؛ زیرا هر فردی که بخواهد کارها را به وسیله دیگران انجام دهد باید بداند چه چیز افراد را بر می انگیزاند تا رفتار خاص خویش را داشته باشند. از این رو درک رفتار گذشته، اولین مطلبی است که مدیران به بررسی آن نیاز دارند.

ب) پیش بینی رفتار آینده

با این که درک رفتار گذشته برای توسعه مهارت های انسان مؤثر و مهم است، اما به تنهایی کافی نیست و شاید مهم تر از آن پیش بینی رفتار امروز، آینده و شرایط محیطی مشابه و متغیر باشد.

ج) رفتاری که موجب هدایت، تغییر و کنترل می شود

کسی که می خواهد مدیر یا رهبری موفق باشد، وظیفه ای سنگین تر از درک و پیش بینی رفتار دارد. او باید درباره رفتاری که موجب هدایت، تغییر و کنترل می شود مهارت هایی کسب کند و مسئولیت نفوذ در رفتار دیگران را برای رسیدن به انجام تکالیف و حصول اهداف بپذیرد.

درک این مطلب که چه چیزی مردم را می انگیزاند و پیش بینی این که آنها در مقابل اقدامات رهبری چه رفتاری خواهند داشت و هم چنین جهت بخشی به رفتار مردم، برای رهبری مؤثر ضرورت دارد.

با توجه به وجود تعارض های مختلف در جامعه مدینه در صدر اسلام، بررسی شیوه مدیریت رسول خدا (ص) و آشنایی با سیره آن حضرت (ص) در این زمینه، الگویی با ارزش را برای مسلمانان فراهم می آورد. هم چنین شناخت زمینه ها و بسترهای بروز تنش در جامعه مدینه آن عصر از ضروریات بررسی و آشنایی با سیره پیامبر (ص) در این زمینه است. در این مقاله برآنیم تا با بهره گیری از مباحث نظری و علم مدیریت تعارض، موضوع فوق را کاوش نماییم.

پیشینه بحث

مدتی است توجه محققان به شناخت بسترها و زمینه های پدید آمدن تنش و اختلاف در جامعه نبوی معطوف گردیده است، اما تا کنون اثر قابل توجهی در این باره نوشته نشده است. با این حال می توان از نوشته های زیر در این زمینه بهره برد.

1- کتاب دولت رسول خدا (ص) به قلم صالح احمد العلی از آثار ابتدایی در این زمینه است. مؤلف ضمن بیان تاریخ زندگی رسول خدا (ص) در مدینه، به چگونگی شکل گیری دولت رسول خدا (ص) می پردازد و در مسیر بازخوانی تاریخ، به نظام اجتماعی یثربیان نیز توجه دارد. وی به طور مستقیم به اختلاف ها و تعارض ها نمی پردازد اما در خلال بحث های کتاب می توان به برخی از زمینه های اختلاف در آن جامعه دست یافت. [4]

2- عبدالله عبدالعزیز بن ادریس در کتاب «جامعه مدینه در عصر نبوی» در کنار پرداختن به جغرافیای مدینه، به معرفی گروه های ساکن در مدینه و نظم سیاسی، اداری و اجتماعی دوره نبوی توجه دارد. در لابه لای سطور این کتاب می توان بسترهای اختلاف و تعارض را رصد کرد. [5]

3- حسین حسینیان مقدم در اثر خود، ضمن توجه به روابط مهاجران و انصار، به اختلاف های میان گروهی و درون گروهی آنان می پردازد با مطالعه این کتاب می توان برخی از زمینه های اختلاف در جامعه نبوی را شناخت. [6]

4- مهران اسماعیلی در رساله دکتری با عنوان «تأثیر مناسبات قبیله ای بر گروه بندی های مذهبی در مدینه عصر پیامبر (ص)» با واکاوی جغرافیای قبیله های مدینه، بر تأثیر نظام قبیله ای بر جریان نفاق در آن عصر تأکید دارد. [7]با مطالعه این اثر نقش نظام قبیله ای و عصبیت در بروز تنش آشکار می گردد.

بررسی مفاهیم

تنش: در فرهنگ علوم سیاسی، تنش این گونه تعریف می شود:

کشمکش پنهان، تعارض، تخالف یا وضعی در مناسبات دو کشور، دو گروه یا بین افراد که امکان دارد به قطع روابط آنها بیانجامد.[8]

براساس این تعریف، تنش را می توان در دو بخش مشاهده کرد.

الف: تنش در محیط و روابط میان افراد و گروه های یک جامعه که از آن می توان به عنوان تنش داخلی یاد کرد.

ب: تنش در روابط بین کشورها و در سطح بین الملل که از آن با عنوان تنش در روابط خارجی نام برده می شود.

 تعارض: با شنیدن واژه تعارض، اغلب دعوا و زد و خورد را تجسم می کنیم. در صورتی که این تجسم، بارزترین نمود خصمانه تعارض است. با کمی دقت در امور روزمره زندگی، به انواع ملایم تر تعارض مانند انتقاد و جدال بر می خوریم.

درباره این واژه تعاریف فراوانی ارائه شده است. برخی تعارض را وضعیتی اجتماعی که در آن دو یا چند نفر درباره موضوع های اساسی مربوط به سازمان با هم توافق ندارند یا نسبت به یک دیگر قدری خصومت احساسی نشان می دهند، دانسته اند. [9]برخی دیگر تعارض را عدم توافق، مخالفت و کشمکش میان دو یا چند نفر یا گروه تعریف کرده اند. [10]به صورت جامع می توان تعارض را این گونه تعریف کرد:

فرآیندی که بدین گونه آغاز می شود که یک دسته یا گروه چنین می پندارند که گروه دیگر، اثرات منفی بر جای می گذارد یا قرار است اثرات منفی به بار همان چیزهایی که مورد توجه طرف یا گروه اول است. [11]

در گذشته به تعارض با دید منفی می نگریستند و آن را پدیده ای مضر در نظر می گرفتند اما امروزه تعارض تنها به عنوان یک پدیده منفی نگریسته نمی شود، بلکه برخی از اندیشمندان بر کارکردهای مثبت آن تأکید دارند و برآنند که می توان با بهره گیری از ایجاد تعارض، عمل کرد سازمان را بهبود بخشید. [12]شکل زیر رابطه تعارض و عمل کرد سازمان را از این دیدگاه نشان می دهد.[به PDF نگاه کنید] [13]

شناخت نحوه و چگونگی شکل گیری تعارض از موارد لازم برای مدیریت تعارض است. فرآیند تعارض اغلب دارای پنج مرحله است: [14]

مرحله اول: پیش زمینه ها؛ نخستین گام در فرآیند تعارض، فراهم شدن شرایطی است که فرصت هایی را برای مخالفت پیش آورد. این شرایط الزاماً نباید به تعارض منتهی شوند ولی وجود هر کدام از شرط های بروز تعارض است.

موارد زیر می تواند از شرایط پدید آورنده تعارض ویران گر باشد: [15]

الف) رقابت برای دست یابی به منافع نامحدود؛

ب) رقابت میان گروه ها یا میان بخش های یک سازمان؛

ج) ارتباطات ناقص؛

د) وجود شخصیت ها یا نظام های ارزشی ناسازگار؛

ﻫ) انتظارات برآورده نشده؛

و) تعارض و تضاد سرکوب شده یا حل نشده.

شناخت و دقت در این هشدارهای اولیه می تواند زنگ خطر را قبل از بروز حادثه به صدا در آورد.

مرحله دوم: شناخت تعارض و تغییرات رفتاری؛ در این مرحله یک یا چند نفر از طرفین، وجود تعارض را تشخیص می دهند و به طور احساسی درگیر آن می شوند در غیر این صورت تشخیص وجود تعارض، بدون وارد شدن در آن و عدم شخصی تلقی کردن آن به تعارض و تضاد منجر نخواهد شد.

مرحله سوم: بروز تعارض؛ در این مرحله تعارض در رفتار افراد خود را نشان می دهد. به عبارت دیگر، تعارض در دامنه گسترده ای از رفتارهای زیرکانه، غیرمستقیم و شکل های کاملاً کنترل شده مداخله گرانه تا رفتارهای مستقیم تهاجمی و کشمکش های کنترل نشده، خود را آشکار می کند.

مرحله چهارم: حل تعارض یا سرکوب آن؛ گفت وگو بین طرفین و اصلاح پیش زمینه ها از تکنیک های این مرحله هستند.

مرحله پنجم: پیامدها؛ تعارض می تواند پیامدهای سازنده یا ویران گر را در پی داشته باشد.

نمودار فراگرد شکل گیری تعارض

زمینه های بروز تنش در جامعه (با تکیه بر جامعه مدینه)

تنش های موجود در جامعه حاصل تضادها، اختلاف ها و تعارض هاست و پدید آمدن تضاد، نیازمند بسترهای مناسب است. بسترهای بروز تضاد و اختلاف را در جامعه می توان این گونه تقسیم بندی نمود:

متغیرها و عوامل ساختاری؛

متغیرها و عوامل انسانی (متغیرهای انسانی).

در ادامه به بررسی و شرح هر یک از بسترهای یاد شده همراه با ارائه نمونه هایی از جامعه مدینه در عصر نبوی می پردازیم.

الف) عوامل ساختاری

این دسته، عواملی هستند که از اساس و بنیان جامعه نشأت می گیرند. [16]برای شناسایی بسترهای بروز اختلاف و تنش در یک جامعه، شناخت ساختار آن جامعه، اجزاء تشکیل دهنده و عناصر مقوم آن اجزاء از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند. به عبارت دیگر، با آگاهی از ساختار تشکیل یک گروه، سازمان یا جامعه و عناصر و اجزای تشکیل دهنده و مؤثر بر این ساختار، می توان با کنترل عناصر و اجزاء قوام دهنده، زمینه های بروز اختلاف را مدیریت کرد. برخی از متغیرهای ساختار تفرقه انگیز جامعه مدینه در صدر اسلام به قرار ذیل بوده است:

1- جغرافیا

محیط زندگی و اوضاع اقلیمی در بروز تعارض، نقشی غیر قابل انکار دارد و بر نحوه زندگی و گذران روزگار افراد جامعه مؤثر است. در واقع ساختار قدرت، نظام اقتصادی و اوضاع فرهنگی جامعه تحت تأثیر این عامل قرار دارند.

مدینه در شبه جزیره عربستان قرار دارد. شیوه زندگی ساکنان شبه جزیره بر اساس شرایط اقلیمی به یک جا نشینی و بادیه نشینی تقسیم می شد. یک جانشینان از تجارت، زراعت و پرورش چهارپایان امرار معاش می کردند و اهل بادیه با شیر و گوشت شتر روزگار می گذرانیدند.[17]

طبق آن چه از منابع بر می آید، مدینه از دهکده های کوچک به هم پیوسته شکل گرفته بود که در هر دهکده طایفه ای سکونت داشت. [18]این طوایف زیر مجموعه های قبایل اوس، خزرج و یهود بودند و محدودیت هایی که جغرافیای مدینه بر ساکنان آن تحمیل می کرد زمینه ساز بروز بسیاری از تنش ها در آن جامعه بود.

2- وابستگی

منظور از این مورد، پیوند و عصبیت های موجود در ساختار جامعه است. نظام ساختاری برخی از جوامع بر قبایل و عصبیت میان آنان استوار است. هر قدر این پیوند ها در ساختار جامعه، نقش بازی کنند به همان اندازه می توانند در بروز اختلاف و تنش، نقش داشته باشند.

پایه و اساس جامعه عرب در آن روزگار بر پیوند خونی استوار بود. در واقع این عصبیت خویشاوندی بود که آنان را در کنار هم جمع می کرد و باعث پدید آمدن اجتماعی از آنان می شد. در این جامعه، همه چیز بر محور خویشاوندی می چرخید و تمام افتخارها، درگیری ها، ازدواج و غیره در چارچوب فامیلی تعریف می شد. در این نوع زندگی، تمام امتیازها برای قبیله درخواست می شد و هر قبیله ای می کوشید تا قدرت، ثروت و برتری خود را بر سایر قبایل تحمیل کند.

ساکنان مدینه را در آن روزگار قبایل اوس، خزرج و یهود تشکیل می دادنند. این نوع ساختار زندگی، قبایل مدینه را در مقابل هم قرار می داد بنابراین تاریخ زندگی آنان، سراسر خون ریزی است. در مدینه، دو تیره اوس و خزرج سالیان متمادی در رقابت بودند و قتل و غارت، دامن گیر این اجتماع شده بود. شدت اختلاف و درگیری از سخنان برخی از افراد این شهر که پیامبر (ص) در مکه، آنان را به اسلام دعوت کرد، قابل درک است. [19]هم چنین نام برخی از جنگ های ویران گر بین این دو گروه و شرحی از درگیری های آنان در منابع موجود است. [20]

در جامعه مدینه وابستگی به قبیله و تعصب نسبت به آن از عوامل بسیار مهم در بروز تعارض و تنش بین اعراب بود. برای نمونه، رو در رو شدن بزرگان اوس و خزرج در حضور رسول خدا (ص) در ماجرای افک[21] از تبعات نظام قبیله ای بود.

3- شکل نظام سیاسی (ساختار قدرت)

قبیله اساس زندگی اجتماعی اعراب بود و تمام ابعاد زندگی آنان در چارچوب عصبیت قبیله تعریف می شد. قانون در راستای عصبیت قبیله وضع می شد و تمامی روابط، در این نظام جایگاه خود را می یافت. اداره قبیله با «شیخ » بود که مسئولیت رهبری قبیله را برعهده داشت. [22]

از آن جا که در مدینه، قدرت غالب با قبیله ای خاص نبود و قانون فراگیری در آن وجود نداشت و یا کمتر موجود بود خلأ قدرتی مقتدر در این شهر، حاصلی جز درگیری های متعدد و ویران گر برای آن در پی نداشت.

4- مدل نظام اقتصادی (منابع مشترک محدود)

ساکنان مدینه برخلاف مکیان که بیشتر از راه تجارت روزگار می گذرانیدند، به زراعت مشغول بودند و شغل اغلب آنها تولید خرما بود. [23]البته، صنایعی مانند آهنگری، نجاری، زرگری در مدینه رواج داشت که بیشتر در اختیار یهودیان بود. به عنوان مثال، در منابع اهالی «بنی قینقاع » صنعت گر و زرگر معرفی شده اند. [24]آنها در محله خود بازاری داشتند که به تجارت در آن می پرداختند. [25]این سخن بدان معنا نیست که در مدینه از تجارت خبری نبود؛ زیرا نام برخی از بازارهای آن در منابع آمده است. [26]اما پایه و اساس درآمد اهل مدینه بر نخل های آنان استوار بود و گفته یعقوبی، نخل ها یکی از منابع مهم تأمین خراج این منطقه به شمار می آمدند.[27]

موقعیت جغرافیایی عربستان بر نظام اقتصادی مدینه تأثیر داشت و به تبع بیابانی بودن منطقه، منابع تأمین معاش محدود بود. هر چند موقعیت مدینه، شرایط کشاورزی را فراهم آورده بود اما شرایط به گونه ای نبود که نیاز جامعه را به طور کامل تأمین کند. با حضور مهاجران در مدینه، اوضاع سخت اقتصادی خود را نشان می دهد به گونه ای که برخی از مسلمانان برای تأمین قوت روزانه خود در مضیقه قرار می گیرند و حکومت اسلامی نیز در آن شرایط نمی توانست آن گونه که شایسته است به ایشان کمک نماید.[28] اختلاف بر سر تقسیم غنایم نبرد بدر [29]نمونه ای از تنش برآمده از اوضاع اقتصادی است.

5- مهاجرت

مهاجرت پدیده ای است که خواه ناخواه پیامدهای اجتماعی فراوانی را به دنبال خواهد داشت، به خصوص آن که این مهاجرت به صورت گروهی انجام گیرد. آوردن آداب و رسوم جدید، تفاوت در سبک زندگی، درخواست مسکن و اشتغال، عواطف نشأت گرفته از دوری خانه و خاندان، تنوع فرهنگ و رسوم رفتاری از پیامدهای این پدیده اجتماعی است.

با اسلام آوردن یثربیان و پدید آمدن شرایط مناسب برای حضور مسلمانان مکه در این شهر، رسول خدا (ص) به مسلمانان اجازه داد به مدینه هجرت نمایند. با صدور این فرمان، مسلمانان مکه تک تک یا دسته جمعی به سوی مدینه رهسپار گردیدند. سرانجام با ورود پیامبر (ص) به مدینه، این شهر به دارالهجرة مسلمانان تبدیل گردید و سایر مسلمانان برای درک حضور پیامبر (ص) و بهره بردن از فضای مناسب دینی این شهر به سوی آن روان شدند. در این دوران، مهاجرت گسترده به مدینه سبب پدید آمدن مشکلات اقتصادی و تفاوت های فرهنگی در این شهر شد.

مشکلات اقتصادی: مهاجران که بیشتر تاجر بودند با رها کردن اموال خود در مکه به مدینه آمدند، در حالی که اقتصاد مدینه بر کشاورزی متکی بود. بنابراین معیشت ایشان دچار سختی شد و تأمین مسکن نیز مشکل دیگری برای آنان گردید.

تفاوت های فرهنگی: آداب و رسوم و فرهنگ مردمان مکه با ساکنان مدینه متفاوت بود. مکیان بیشتر تاجر بودند در حالی که انصار بیشتر با کشاورزی روزگار می گذراندند و هر کدام از این انواع زندگی ملزومات خاص خود را می طلبید.

6- میزان جمعیت

هر چه بر میزان جمعیت افزوده شود، کنترل آن نیز سخت تر خواهد شد. با تبدیل شدن مدینه به مرکز حکومت اسلامی و مهاجرت هایی که به سوی آن انجام می گرفت روز به روز بر تعداد افراد این شهر افزوده می شد. این شهر دیگر آن مدینه سابق نبود. با افزایش جمعیت درخواست مسکن و درآمد رو به فزونی نهاده بود و احتمال بروز اختلاف و درگیری نیز بیشتر می شد.

7- تنوع قومی و مذهبی

تنوع قومی و مذهبی در جامعه، همان گونه که دارای کارکردهای مثبت است، می تواند منشأ بروز اختلاف نیز باشد. هر قوم و قبیله ای آیین، آداب و رسوم و ارزش هایی دارد که ممکن است با ارزش های قومی دیگر در تعارض باشد در هر جامعه، اگر هم زیستی مسالمت آمیز و حفظ ارزش های اقوام رعایت نگردد، جامعه با ناآرامی مواجه خواهد شد. در جامعه مدینه، قوم یهود در کنار دو قبیله مهم اوس و خزرج، حضوری پررنگ داشتند. در این جامع هیچ یک از قبایل به سبب نزاع و اختلاف حاضر به پذیرش برتری یک دیگر نبودند. [30]حاصل این نزاع ها، تنش و ناآرامی در فضای مدینه بود.

8- تغییر و نوآوری

تغییر و نوآوری از آغاز جزئی جدا نشدنی از زندگی اجتماعی انسان بوده است. به بیان ساده، تغییر به اصلاح یا به هم خوردن وضع موجود هر سیستم یا نظام می گویند و از نظر مدیریت، حرکت در جهت بهبود ساختار سازمانی، تغییر نام دارد. [31]برای آن که تغییری پدید آید که بیشترین بازده و کمترین مقاومت افراد را در پی داشته باشد باید مراحل زیر اجرا شود: [32]

1- انجماد زدایی: به مجموعه کوشش هایی گفته می شود که در جهت آشکارسازی نیاز و ضرورت ایجاد تغییر انجام می گیرد تا افراد بتوانند به راحتی نیاز به تغییر را تشخیص دهند و آن را بپذیرند. این تلاش ها موجب می شود تا در تفکر انسان، آمادگی لازم، برای قبول ایده ای جدید به وجود آید.

2- ایجاد تغییر: این مرحله شامل کشف، روشن کردن و قبول نگرش ها، ارزش ها و رفتار جدید است. در این مرحله، عامل تغییر موجب تشویق و تسریع در شناساندن، روشن نمودن و قبولاندن ارزش ها، نگرش ها و رفتارها بر اساس فرآیند تشخیص و درونی ساختن آنها می گردد. سپس افراد جامعه به تشخیص، همسان سازی، تطبیق و قبول ارزش ها، نگرش ها و رفتارهای ارائه شده به وسیله عامل تغییر اقدام می کنند و در نهایت نهادینه کردن آنها می پردازند. این پذیرش هنگامی است که فرد در عمل، اثر بخشی تغییر را دریابد و بپذیرد.

3- مرحله تثبیت: این مرحله به پابرجا کردن الگوهای جدید رفتاری و تقویت نمودن آنها از طریق مکانیزم های حمایت و تقویت کننده آنها اختصاص دارد به طوری که در نهایت، معیارهای جدید ایجاد شوند و در عمل جای گزین معیارها، ارزش ها و مقررات قبلی گردند.

تغییر و حرکت در جهت بهبود ساختار جامعه، امری پیچیده است و حتی ممکن است با عدم موفقیت همراه باشد. با این وجود، ایجاد تغییر ضرورتی است که باید با توجه به پایداری و موفقیت جامعه، آن را به مرحله اجرا در آورد.

با ظهور اسلام و قرار گرفتن قدرت در دست رسول خدا (ص) ساختار قدرت و اجتماع تغییرات بنیادین یافت. در این نظام، ملاک برترین تقوی بود و ارزش هایی مانند عصبیت قبیله ای در آن جایی نداشت.

بنابراین پیامبر (ص) می بایست با مهارت، جامعه را با این تغییرات آشنا سازد و به مرور زمان آن را نهادینه کند تا در مسیر تحولات با مشکلات و مقاومت کمتری مواجه گردد.

اسلام تغییر و تحول انسان و جامعه را از جاهلی به الهی خواستار بود و این امر به سادگی امکان پذیر نبود. تحول در جامعه ای که قرن ها با عقاید، عادات، آداب و رسوم و ساختار جاهلی خودکرده بود امری بزرگ می نمود. بنابراین در این مسیر باید تنش های احتمالی در نظر گرفته می شد تا خللی در مسیر حرکت جامعه اسلامی به سوی ارزش ها پدید نیاید.

9- گروه های نهان و غیر رسمی

تمام افراد جامعه برای رسیدن به ارزش های مورد قبول جامعه گام بر نمی دارند. که به هر دلیل با جمع هماهنگ نیستند در گذر زمان بنا به علل گوناگون در کنار هم قرار می گیرند و گروه های نهان را تشکیل می دهند و به دنبال دست یافتن به منافع و اهداف خود بر می آیند. این گروه ها هم خود ساز واگرایی می نوازند و هم می توانند افراد جامعه را به واگرایی سوق دهند. از بارزترین این گروه ها می توان به جریان نفاق اشاره کرد. منافقین در ظاهر با جمع همراه هستند اما در نهان کاری جز تخریب ندارند. جامعه نبوی نیز از وجود این افراد خالی نبود. با روی کار آمدن حکومت نبوی در مدینه، عده ای که به هر دلیلی موفقیت و گسترش اسلام و مسلمانان را بر نمی تافتند، مترصد بودند تا در مواقع حساس با ایجاد تفرقه و آشوب حرکت رو به رشد این جامعه را کند یا متوقف کنند. این افراد به قبیله ای خاص تعلق نداشتند و نام افراد مختلف از قبایل گوناگون در گروه نفاق آن روزگار به چشم می خورد.[33]

نفاق جریانی است که بر تفرقه و اختلاف افکنی متمرکز است و نباید نقش آن را در پدید آمدن اختلاف ها نادیده گرفت. نمونه ای از تلاش جریان نفاق در مدینه عصر نبوی را در ماجرای عبدالله بن ابی در نبرد بنی المصطلق شاهد هستیم. این گروه در شایعه پراکنی و بر هم زدن فضای جامعه نیز تلاش ویژه ای داشتند. وقتی آیه خمس نازل شد آنان به تحریک مردم پرداختند و گفتند: «پیامبر (ص) دارایی و مال ما را برای خاندانش می خواهد ». [34]هم چنین در جریان نزول آیه مودت نیز، پیامبر (ص) را به تحمیل خاندانش بر انصار متهم کردند.[35] این جریان هم در میان یثربیان و هم در بین مکیان ریشه داشت.

10- تغییر ساختار قدرت و ظهور قدرت جدید

پذیرش قدرت مافوق نیاز به دلیل دارد. این دلیل می تواند مشروعیت، مقبولیت و یا جبر باشد. به هر روی، قبول برتری دیگران به راحتی صورت نمی گیرد به خصوص آن که قرار باشد تحولی در ساختار قدرت پدید آید و نظامی جدید جای گزین ساختار قبلی گردد. در این صورت تغییر قدرت به راحتی و بدون بروز تنش انجام نخواهد گرفت. قبول یک ساختار قدرت ارزشی و برآمده از ارزش های والای انسانی مورد قبول جامعه می تواند این نوع تنش ها را به حداقل برساند.

در زمان رسول خدا (ص) شاهد تحول سلسله مراتب قدرت از نظام قبیله ای به نظام اسلامی هستیم. این امر علاوه بر تحول قدرت در مدینه، ساختار قدرت در جزیرة العرب را به چالش می کشید و علاوه بر مقاومت های داخلی، درگیری و نبرد با قبایل اطراف را فراهم می آورد.

11- عدم پاسخ گویی

آیا تاکنون برای پی گیری کار خود به سازمانی مراجعه نموده اید؟ آیا آنان شما را به افراد و واحدهای متعدد ارجاء داده اند؟ مثبت بودن پاسخ شما، حاکی از ابهام در مسئولیت و پاسخ گویی است.[36] حال این مورد را به ساختار جامعه تعمیم دهید. اگر رهبران جامعه پاسخ گو نباشند و هر کدام مسئولیت را برعهده دیگری بیاندازند، این امر به بروز اختلاف و تضاد دامن می زند.

اعزام امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) برای جبران خطای خالد بن ولید نسبت به قبیله «بنی خذیمه»[37] قراردادن جانشین در هنگام خروج رسول خدا (ص) از مدینه و حتی در جنگ هایی که آن حضرت (ص) در مدینه به دفاع می پرداختند، نمونه هایی از پاسخ گویی حکومت نبوی است.

12- تعارض های میان گروهی و درون گروهی نیروهای مدینه

تفاوت ساختاری دو گروه مهاجر و انصار، این توان را داشت که سبب ایجاد اختلاف در جامعه نبوی شود. این تفاوت ها می توانست واگرایی هایی را در میان این دو گروه عمده پدید آورد. پیامدهای منفی این امر، در مسیر حرکت جامعه اسلامی به سوی کمال، خدشه ایجاد می کرد و از سوی دیگر اختلاف های درون گروهی انصار نیز معضلی بود که ریشه در گذشته آنان داشت و موجب تضعیف جامعه اسلامی می شد.

در کنار این موارد، نقش یهود و منافقان را نباید از یاد برد که گه گاه بر اختلاف ها دامن می زدند و فضای جامعه را با تنش مواجه می کردند. برخی از تعارض های مهم در این زمینه به شرح زیر بودند:

12  1- تفاوت های رفتاری و فرهنگی

مهاجرانم گروهی بودند که بیشترشان از مکه به مدینه آمده بودند. آنان خلق و خو، آداب و رسوم و فرهنگ خاصی داشتند که با فرهنگ، آداب و رسوم و حتی خلق و خوی انصار تفاوت داشت. به عنوان نمونه زن در میان یثربیان از جایگاه ویژه ای برخوردار بود، به طوری که جایگاه آنان، مهاجران را تحت تأثیر قرار می دهد و از نفوذ زنان در مدینه شگفت زده می سازد. آمده است که عمر بن خطاب پس از مهاجرت به مدینه می گویند:

هنگامی که در میان قریش بودیم بر همسران خود چیرگی داشتیم، تا این که بر انصار وارد شدیم و دیدیم که زنانشان بر مردان چیرگی دارند و از این پس بود که زنان ما نیز این شیوه را از آنان آموختند. [38]

جایگاه زن در میان یثربیان را می توان از حضور زنان ایشان در بیعت عقبه دوم درک کرد. [39]هم چنین، انصار کشاورزانی بودند که با ظاهر کشاورزی در اجتماع های مدینه، مانند نماز جمعه ظاهر می شدند. این امر بر مردم (مکیان ساکن در مدینه) گران آمد و به رسول خدا (ص) شکایت کردند. حضرت (ص) برای رفع این معضل دستور داد تا مسلمانان برای شرکت در نماز جمعه غسل نمایند و پس از آن، غسل جمعه در ردیف سنت های اسلامی در آمد. [40]

12  2- رقابت های سیاسی

برخی از مهاجران، همواره منادی جدا بودن مهاجران از انصار بوده اند. شاهد این مطلب آن که در ماجرای تعیین سرنوشت بنی قریظه، آن گاه که سعد بن معاذ از طرف پیامبر (ص) فراخوانده می شود، با ورود او، پیامبر (ص) دستور می دهد که برخیزید و نزد بزرگ خود بروید و او را احترام کنید. مهاجر و انصار درباره این که مخاطب سخن حضرت (ص) کیست، اختلاف کردند. مهاجران خطاب را متوجه انصار و انصار خطاب پیامبر (ص) را متوجه تمام حاضران می دانستند. عمر بن خطاب در مقابل رسول خدا (ص) موضع گیری می کند و در برابر تعبیر حضرت (ص) که سعد را سید مهاجر و انصار خوانده بود، گفت: خدا سید ماست.[41] هم‏چنین، جدا بودن پرچم مهاجران و انصار می تواند شاهد دیگری بر این رقابت ها باشد. [42]

12  3- تعارض های اوس و خزرج

دو قبیله اوس و خزرج از دیرباز در رقابت و درگیری با یک دیگر بودند. با آمدن رسول خدا (ص) به مدینه، این کینه کنار نهاده شد اما رسوب های آن در مواقعی، خود را نشان می داد. ماجرای درگیری این دو قبیله بر اثر تحریک شاس بن قیس که به بررسی آن خواهیم پرداخت از این موارد است.

12  4- اقلیت های دینی واگرا

با وجود تلاش پیامبر (ص) برای جذب و هم گرایی یهودیان با حکومت اسلامی، آنان رویه واگرایی را در پیش گرفتند و درصدد مبارزه با رسول خدا (ص) و مسلمانان برآمدند. یهودیان در اختلاف افکنی تا بدان جا پیش رفتند که در مقابل حکومت اسلامی دست به سلاح بردند.

ب) عوامل انسانی

بدون در نظر گرفتن وجود انسان، جامعه معنا پیدا نمی کند و عشق و نفرت، غم و شادی، مهر و خشم در وجود انسان به هم آمیخته است. بسیاری از رفتارها حاصل این متغیرهای انسانی است. شناخت این عوامل در راستای درک رفتار گذشته و پیش بینی و هدایت رفتار آینده برای یک مدیر، امری اجتناب ناپذیر است.

از عوامل انسانی که می توانستند زمینه ساز بروز تنش در جامعه نبوی باشند، می توان به این موارد اشاره کرد:

1- گونه های شخصیتی

شخصیت مجموعه ای از صفات مشخصه نسبتاً پایدار و ویژگی های منحصر به فردی است که هویت هر فرد را شکل می دهد.[43] شخصیت هر فرد ریشه در وراثت، محیط و آموزش های او دارد. جذاب، آرام یا عصبانی بودن افراد تا حدودی به شخصیت ایشان بر می گردد و با توجه به ترکیب های فراوان ویژگی های افراد، تضاد و تعارض شخصیتی را نمی توان در میان انسان ها انکار نمود. از آن جا که صفات شخصیتی نسبتاً پایدار هستند، بنابراین در برابر تغییر ونوآوری مقاومت نشان می دهند. برخی از گونه های منفی شخصیتی به قرار ذیل هستند:

الف) پرخاش گر: این گونه افراد هنگامی که کارها درست پیش نمی رود یا مشکلی پدید می آید به جای همکاری و ارایه راه حل با تهدید و آزار دیگران به اطرافیان حمله می کنند و با بروز رفتار احساسی باعث ناآرامی بیشتر می شوند و بر شدت تضاد و اختلاف می افزایند. رمز برخورد با این گونه افراد نیفتادن در دام آنها است.

ب) بدبین (منفی نگر): این افراد به تلاش هایی که برای حل مسئله صورت می گیرد با بدبینی می نگرند. این گونه انسان ها به جامعه انرژی منفی تزریق می کنند و بذر بدبینی را در جامعه می پراکنند. بنابراین باید مراقب فعالیت های آنان بود و با بیان ابعاد مختلف مسئله (منفی و مثبت) گستره فعالیت ایشان را محدود کرد.

ج) همه چیزدان: این افراد را می توان به دو دسته کلی بلدوزرها و بادکنک ها طبقه بندی کرد. [44]

بلدوزرها: «همه چیز دانستن» نگرش های برتر را نشان می دهد. این افراد می خواهند دیگران بدانند که اینان از همه زوایای موضوع پیش آمده، آگاهی دارند. اگر این ادعا درست باشد این افراد می توانند کمک فراوانی نمایند و در راه غلبه بر مشکل، یاور مناسبی خواهند بود.

بادکنک ها: این گروه انسان ها می پندارند که همه چیز را می دانند اما حقیقت چیز دیگری است. هنگامی که دست این گونه افراد رو می شود، حفظ آبروی ایشان مهم است.

د) شکوه کننده: افرادی که از پذیرش مسئولیت، شانه خالی می کنند و برای حل مسئله پیش آمده، تلاشی انجام نمی دهند و تنها به آه و ناله و شکوه کردن روی می آورند.

ﻫ) آرام و بی خیال: اینان به تعارض به صورت بسته واکنش نشان می دهند و از بحث درباره مسائل خودداری می کنند. این افراد در برابر مسائل سکوت می کنند و واکنش نشان نمی دهند. چالش انطباق با این گونه انسان ها، به میدان آوردن آنهاست.

و) نفاق پیشه (چرب زبان): افرادی خوش برخورد و به ظاهر صمیمی که در ظاهر، آبروی انسان را حفظ می کنند و اغلب رفتاری بسیار موافق نشان می دهند اما در باطن و هنگامی که دور می گردند همراهی و همدلی در اعمالشان دیده نمی شود و به وعده های خود عمل نمی کنند و حتی ممکن است به فعالیت علیه طرف مقابل مشغول شدند. این گونه افراد اغلب از تعارض اجتناب می کنند و با دادن وعده های غیر واقعی از مقابله احتراز می نمایند.

ز) نامصمم: این گونه شخصیتی، تصمیم ها را تا زمانی به تعویق می اندازند که دیگر حق انتخاب نداشته باشند یا هرگز نمی توانند به تصمیمی برسند. اینان اغلب می ترسند با تصمیمی که می گیرند دیگران را آزار دهند.

در میان اصحاب پیامبر (ص) افرادی بودند که گاه با تندخویی بر وخامت اوضاع می افزودند. در منابع آمده است برخی از اصحاب پیامبر (ص) به محض بروز هر مشکلی، خواهان تنبیه و حتی قتل فتنه گر می شدند اما رسول خدا (ص) با درخواست آنان مخالفت می کرد. [45]وجود این گونه افراد نه تنها در مواقع حساس، کمکی به بهبود و کنترل اوضاع نمی کند بلکه رفتارهای آنان گاه بر وخامت اوضاع می افزاید.

2- عواطف

ایزد تبارک و تعالی، انسان را به گونه ای آفریده است که مجمع عواطف مختلف است. عشق، نفرت، خشم، عدم اعتماد، ترس و محبت موهبت هایی هستند که در مسیر بقا و تکامل انسان، کارکرد خاص خود را دارند. این عواطف اگر در جای خود استفاده شوند ضامن سلامت و سعادت انسان و جامعه هستند اما اگر به هر دلیلی از مسیر اعتدال خارج گردند، می توانند با به جای نهادن پیامدهای منفی باعث بروز اختلاف و تضاد میان افراد شوند و در آخر، جامعه را با ناآرامی و تنش روبرو گردانند. تعارض و اختلاف نشأت گرفته از عواطف را تعارض احساسی  عاطفی می خوانند.[46] تعارض های احساسی، نژادی افراد را تحلیل می برند و آنان را از پرداختن به اولویت ها منحرف می کنند.

از اختلاف های عاطفی در جامعه گریزی نیست و آنها را باید به عنوان حقیقت اجتماعی پذیرفت. مدیری موفق خواهد بود که شرایطی در سازمان تحت امرش فراهم آورد که عواطف انسانی زیردستانش در مسیر کمال انسانی قرار گیرد و تا حد امکان از اعتدال خارج نگرد و هرگاه که اختلافی بروز کرد با انتخاب بهترین شیوه به گونه ای عمل نماید که ضرر کمتری متوجه مجموعه وی گردد. در واقع، شناخت عواطف انسانی و انگیزاننده های آنها، مدیر را در انتخاب مؤثرترین تکنیک برای حل تضاد حاصل شده، یاری می نمایند.

تحریک گروهی از اوس و خزرج با نقشه شأس بن قیس و ماجرای پدید آمده در بازگشت از غزوه بنی المصطلق از این موارد شمرده می شوند. در این ماجراها برانگیخته شدن عواطف بر اثر تحریک های به وجود آمده در میان نیروهای جامعه نبوی تنش آفرید.

شأس بن قیس از سال خوردگان یهود بود که از مسلمانان کینه سختی به دل داشت. روزی از میان جمعی از انصار عبور کرد و آنان را مشغول گفت و گویی صمیمی دید. همدلی و الفت این دو گروه که در زمان جاهلی، دشمن خون خوار یک دیگر بودند بر طبع حسود او خوش نیامد و با خود اندیشید تا هنگامی که اینان با هم متحد و یک دل باشند یهود نمی تواند در این سرزمین زندگی کند. از این رو، یکی از جوانان یهودی همراه خود را وادار کرد به جمع انصار ملحق گردد. و با یادآوری جنگ بعاث و سایر جنگ هایی که میان اوس و خزرج روی داده بود کینه های قدیمی را به یادشان آورد. با خواندن اشعار حماسی جنگ های گذشته، به تحریک ایشان بپردازد.

این ترفند مؤثر تر واقع شد انصار رو در روی هم قرار گرفتند. تفاخرهای گذشته زنده شد و کینه جای محبت را گرفت. در این میان «اوس بن قیظی» از اوس و «جبار بن صخر» از خزرج به هیجان آمده به یک دیگر پرخاش کردند و یکی از آن دو گفت: اگر مایل هستید آن روز را تجدید کنیم؟ این سخن طرفین را به تعصب آورد و قرار جنگ گذاشتند. آن گاه به سراغ سلاح رفته و خود را برای نبرد آماده کردند.[47]

در حادثه ای دیگر، به هنگام بازگشت مجاهدان از نبرد نبی المصطلق در توقف گاهی، میان یکی از انصار به نام «سنان بن وبر جهنی » و مردی از مهاجران با نام «جهجاه بن مسعود (سعید)» بر سر برداشتن آب نزاعی پدید آمد. به رسم جاهلی جهجاه، مهاجران را به کمک طلبید و سنان از انصار استمداد خواست. در این میان عبدالله بن ابی (از منافقان ) خشمگین گردید و در میان انصار بانگ برآورد.

آیا مهاجران را جرأت این است که با ما به مقابله برخیزند؟ آری اینان ما را از خانه و زندگی خود آواره کردند و در سرزمین ما بر ما بزرگی می کنند. به خدا! مثل ما و این پابرهنگان قریش مانند همان است که گفته اند: سگ خود را بپروران تا تو را بدرد. به خدا! اگر به مدینه برگشتیم آنان که عزیز و محترم هستند، اشخاص خوار و ذلیل را بیرون خواهند کرد.

آن گاه در ادامه چنین گفت:  این ها بدبختی هایی است که خودتان به سر خود آورده اید، مهاجران را به شهر خود راه دادید و اموالتان را با آن ها قسمت کردید و اگر چنین نکرده بودید اینان به جای دیگری می رفتند.[48]

3- ارتباطات

ارتباطات آسان ترین و در عین حال از پیچیده ترین روابط انسانی است. آسان به این سبب که هر روز با دیگران صحبت می کنیم، خواسته هایمان را می گوییم و از خواسته های دیگران آگاه می گردیم و پیچیده از این رو که فراوان می شنویم که افراد می گویند: اگر می توانستیم با دیگران ارتباط برقرار کنیم یا اگر زبان یک دیگر را می فهمیدیم، اختلاف ها از بین می رفت. رابینز درباره ارتباطات می نویسد: [49]

بررسی نتیجه تحقیقات نشان می دهد که مشکلات موجود در تعبیر و تفسیر گفتار، مبادله اطلاعات نارسا و وجود سر و صدا در کانال ارتباطی، هر یک به صورت سد یا مانعی بر سر راه ارتباط قرار می گیرند و از پیش درآمدهای بروز پدیده تعارض به شمار می روند. به ویژه نتیجه تحقیقات نشان می دهد که مواردی از قبیل، اختلاف در آموزش، متفاوت بودن پنداشت ها و برداشت های اطلاعات موجب بروز مشکلاتی در تعبیر و تفسیر گفتار می شود.

عدم درک صحیح پیام، سوء تعبیر و درک ناقص هر کدام می تواند به تضاد و اختلاف منجر شود. گاه یک تنش حاصل سوء تعبیری بیش نیست. در برخی از مواقع یک شوخی بی جا، حرف نابجا و رفتاری ناصحیح تحریک کننده عواطف دیگران خواهد بود و بروز تضاد را در پی خواهد داشت. منع «کعب بن مالک» و «حسان بن ثابت» از سرودن شعر در هنگام کندن خندق [50]و ماجرای عمار و عثمان[51] در زمان ساخت مسجد نبوی از این بعد تحلیل می شوند.

با رسیدن خبر حمله قریش و هم پیمانان ایشان به مدینه، تصمیم حفر خندق گرفته شد. پیامبر (ص) مساحت در نظر گرفته شده برای حفر خندق را میان مسلمانان تقسیم کرد و کندن خندق آغاز شد. شرایط بسیار سخت بود. و مسلمانان باید بدون وقفه کار می کردند تا قبل از رسیدن سپاه شرک، خندق آماده گردد. در این میان، برخی از مسلمانان با زمزمه کردن اشعاری به تقویت روحیه خود و دیگران می پرداختند. با این حال «حسان بن ثابت» و «کعب بن مالک » که در سرودن شعر مهارت داشتند از گفتن شعر ممنوع شده بودند.[52]

این فرمان نشان می دهد که احتمالاً این دو سابقه سروردن اشعاری در هجو دیگران داشته اند و می توانستند به کنایه سخن گویند و دیگران را آزار دهند. به عبارت دیگر ممکن بود این دو با اشعار خود باعث تحریک مسلمانان گردند و زمینه بروز درگیری و اختلاف را فراهم آورند.

هم چنین، به هنگام ساخت یا توسعه [53]مسجد نبوی، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) به زبان شعر زمزمه می کرد: کسی که با جدیت در ساخت مسجد تلاش می کند با کسی که روی خود را از گرد و غبار می گرداند، یک سان نیست. عمار نیز این ابیات را از امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) شنید و با خود زمزمه می کرد. در این حال یکی

از اصحاب، این شعر را از عمار شنید و آن را ناظر به حال خود دانست و اندیشید که عمار قصد تمسخر و استهزاء او را دارد. بنابراین برآشفت و با چوب دستی به عمار اشاره کرد و گفت: ای پسر سمیه! سخنت را شنیدم و چنان چه باز آن را تکرار کنی با این عصا بر بینی تو خواهم کوفت.[54]

4- هدف ها، نیازها، آرزوها و علایق

انگیزه ها و نیازها دلایل پشت پرده رفتارها هستند. کسب ثروت، رسیدن به قدرت، برخورداری از منزلت و جایگاه مناسب اجتماعی می توانند از مصادیق این مورد باشند. با توجه به فراوانی نیازها، کنش و واکنش افراد را در قبال مسائل متفاوت می بینیم. بنابراین نقش این عوامل را در بروز اختلاف نباید نادیده گرفت.

به عنوان نمونه در هنگام تقسیم غنائم حنین، پیامبر (ص) برای جلب قلوب تازه مسلمانان (یا گروهی که اظهار اسلام کرده بودند اما هنوز پای بند اسلام نشده بودند) سهم بیشتری به آنان اختصاص داد و به انصار چیزی نداد. انصار که سختی های فراوانی را در راه اسلام تحمل کرده بودند این اقدام را برنتافته و زبان به اعتراض گشودند. جریان نفاق نیز بر نارضایتی موجود می افزود.

هنگامی که پیامبر (ص) به وسیله سعد بن عباده، بزرگ خزرج از اعتراض انصار آگاه شد. ایشان را در مجلسی گرد آورد و با آنان گفت وگو کرد. پیامبر (ص) با یادآوری اوضاع مدینه در زمان قبل از اسلام، نعمت های خداوند را به یاد آنان آورد و آن گاه از یاری و دفاع انصار از پیامبر (ص) و دین خدا تمجید کرد. سپس فرمود: ای گروه انصار! آیا خوشنود نیستید که مردم از این جا با گوسفند و شتر بروند و شما با رسول خدا به منازل خود بازگردید و در انتها حضرت (ص) خود را از انصار دانست و برای آنان دعا کرد.

5- موضوع های حل نشده از گذشته

اختلاف های حل نشده گذشته، آتش زیر خاکستر هستند که هر لحظه احتمال می رود به بروز تعارضی دیگر منجر شوند. تعارض هایی که به ظاهر حل شده به نظر می رسد نباید از دید مدیران غافل بماند. این موارد چون آتشی در زیر خاکستر هستند که با نسیمی برافروخته خواهند شد. بسیاری از تضادهای امروز ریشه در اختلاف های گذشته دارد. قتل «مجذر بن زیاد» به دست «حارث بن سوید» در جنگ احد در حالی که هر دو اسلام اختیار کرده بودند از شواهد این مورد است؛ زیرا علت این ماجرا به کشته شدن «سوید» به دست «مجذر» در دوران جنگ های جاهلی یثربیان باز می گردد. [55]

قبل از اسلام قتل، غارت و جنگ به بهانه خون خواهی امری رایج بود و چه بسا خون های بی گناهانی که به دلیل خویشاوندی با فردی بیهوده بر زمین می ریخت. یکی از این حوادث قتل «سوید بن صامت» به دست «مجذر بن زیاد» است که جنگ بعاث به طلب خون «سوید» برپا گردید.[56] با ورود اسلام به مدینه، مجذر بن زیاد و حارث بن سوید فرزند سوید بن صامت مسلمان شدند اما حارث همواره در صدد بود تا مجذر را به تلافی قتل پدر، از میان بردارد. هنگامی که این دو در جنگ احد حاضر شدند. در اثنای جنگ «حارث» موقعیت را مناسب دید و از پشت سر مجذر را با زدن گردن کشت.[57]

نتیجه

در این نوشتار کوشیدیم عوامل بروز تعارض را در جامعه معرفی کنیم و بر این اساس مشخص گردید که بسترهای بروز اختلاف و تعارض در جوامع از متغیرهای ساختاری و انسانی نشأت می گیرند. آن گاه با رصد عوامل اختلاف آفرین، نمونه های عینی آنها را در عصر نبوی بررسی کردیم. و مشخص نمودیم این عوامل چگونه به بروز تنش در جامعه منجر می شوند. با توجه به نمونه های عینی معلوم گردید. بروز اختلاف و تنش، ارکان جامعه را با خطر مواجه می سازد و در مسیر پیشرفت جامعه به سمت اهداف خود مانع ایجاد می نماید و چه بسا برخی از تعارض ها، جامعه را تا ورطه فروپاشی پیش برند. بر این اساس، مدیران جامعه باید با بسترها و موارد بیان شده آشنا باشند تا در هنگام مواجهه با اختلاف و تعارض به درستی انجام نمایند.

پی نوشت

[1] ر. ک: ماری جو هچ، آن ال کانلیف، نظریه سازمان: مدرن، نمادین  تفسیری و پست مدرن، ترجمه حسن دانایی فرد، چاپ اول، تهران: مؤسسه کتاب نشر مهربان، 1389؛ استیفن رابینز، تئوری سازمان، ترجمه سید مهدی الوانی و حسن دانایی فرد، چاپ هجدهم، تهران: صفار، 1386؛ علی رضاییان، مدیریت تعارض و مذاکره، چاپ سوم، تهران: سمت، 1387-

[2] ماری جو هچ، آن ال کانلیف، همان، ص 506-

[3] پاول هرسی، کنت ایچ بلانچارد، مدیریت رفتار سازمانی، ترجمه قاسم کبیری، چاپ دوازدهم، تهران: جهاد دانشگاهی، 1373، ص 37  38-

[4] صالح احمد العلی، دولت رسول خدا(، هادی انصاری، چاپ اول، قم: پژوهشکده حوزه و دانشگاه، 1381-

[5] عبدالله عبدالعزیز بن ادریس، جامعه مدینه در عصر نبوی، ترجمه شهلا بختیاری، چاپ اول، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و سمت، 1386-

[6] حسین حسینیان مقدم، مناسبات مهاجرین و انصار در عصر نبوی «همدلی ها و رقابت ها »، چاپ اول، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1388-

[7] مهران اسماعیلی، تأثیر مناسبات قبیله ای بر گروه بندی های مذهبی در مدینه عصر پیامبر، رساله دکتری تاریخ اسلام، تهران: دانشگاه تربیت مدرس، 1389-

[8] علی آقا بخشی، مینو افشاری راد، فرهنگ علوم سیاسی، چاپ اول، تهران: نشر چاپار، 1379، ص 581-

[9] علی رضاییان، پیشین، ص 6-

[10] همان.

[11] استیفن رابینز، رفتار سازمانی، ترجمه علی پارساییان و سید محمد اعرابی، چاپ دوازدهم، تهران: دفتر پژوهش های فرهنگی، 1389، ج 3، ص 784-

[12] ماری جو هچ و آن آل کانلیف، پیشین.

[13] همان، ص 507-

[14] علی رضاییان، پیشین، 59  63؛ رضا نجف بیگی، سازمان و مدیریت، چاپ اول، تهران: مرکز انتشارات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، 1379، ص 134  135-

[15] علی رضاییان، همان، ص 60.

[16] علی رضاییان، پیشین، ص 44-

[17] احمد عجاج کرمی، الإدارة فی عصر الرسول، چاپ اول، قاهره: دارالسلام، 1427، ص 29-

[18] نورالدین علی بن احمد سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دارالمصطفی، چاپ اول، بیروت: دارالکتب العلمیة، 2006، ج 1، ص 151  152-

[19] ابن هشام، السیرة النبویة، بیروت: دارالمعرفة، بی تا، ص 428  429؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، چاپ دوم، بیروت: دارالکتب العلمیه، 1418، ج 1، ص 170.

[20] ابن سعد، همان، ص 169-

[21] محمد بن عمر واقدی، المغازی، چاپ سوم، بیروت: اعلمی، 1409، ج 2، ص 431  432-

[22] احمد عجاج کرمی، پیشین.

[23] اسحاق بن الحسین، آکام المرجان فی ذکر المدائن المشهورة فی کل زمان، چاپ اول، بیروت: عالم الکتب، 1408، ص 29؛ یعقوبی، البلدان، بیروت: دارالکتب العلمیه، 1422، ص 151-

[24] ابن سعد، پیشین، ج 2، ص 21-

[25] ابن هشام، پیشین، ج 2، ص 47-

[26] نورالدین علی بن احمد سمهودی، پیشین، ج 2، ص 256  257-

[27] یعقوبی، پیشین.

[28] ابن سعد، پیشین، ج 1، ص 196-

[29] ابن هشام، پیشین، ج 1، ص 641  642-

[30] همان، ج 1، ص 428  429-

[31] رضا نجف بیگی، پیشین، ص 208-

[32] همان، ص 214  215-

[33] ابن هشام، پیشین، ج 1، ص 519  527-

[34] محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، چاپ چهارم، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1365، ج 1، ص 296-

[35] همان، ص 295  296-

[36] علی رضاییان، پیشین، ص 46-

[37] شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، چاپ اول، قم: کنگره شیخ مفید، 1413، ج 1، ص 55  56؛ ابن هشام، پیشین، ج 2، ص 42  430، محمد بن جریر طبری، تاریخ لأمم و الملوک، چاپ دوم، بیروت: دارالتراث، 1387، ج 3، ص 66  67-

[38] ابن سعد، پیشین، ج 8، ص 147-

[39] ابن هشام، پیشین، ج 1، ص 441-

[40] شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، چاپ دوم، قم: جامعه مدرسین، 1404، ج 1، ص 112-

[41] ابن سعد، پیشین، ج 3، ص 323-

[42] همان، ج 2، ص 10-

[43] علی رضاییان، پیشین، ص 21-

[44] همان، ص 29-

[45] محمد بن جریر طبری، پیشین، ج 3، ص 92؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، پیشین، ج 2، ص 417-

[46] علی رضائیان، پیشین، ص 12-

[47] ابن هشام، پیشین، ج 1، ص 555  556؛ ابوالربیع حمیری کلاعی، الإکتفاء بما تضمنه من مغازی رسول الله و الثلاثة الخلفاء، چاپ اول، بیروت: دارالکتب العلمیه، 1420، ج 1، ص 304  305-

[48] ابن هشام، پیشین، ج 2، ص 290  292؛ محمد بن جریر طبری، پیشین، ج 2، ص 605  607-

[49] استیفن رابینز، پیشین، ج 3، ص 790.

[50] محمد بن عمر واقدی، پیشین، ج 2، ص 446  447-

[51] ابن هشام، پیشین، ج 1، ص 497-

[52] محمد بن عمر واقدی، پیشین.

[53] نام فردی که عمار را تهدید می کند «عثمان بن عفان» دانسته اند و چون در زمان ساخت اولیه مسجد، عثمان در حبشه بوده است این ماجرا را در هنگام توسعه مسجد می دانند. محمد سپهری، سیرت جاودانه، چاپ اول، تهران: دانشگاه فرهنگ اندیشه اسلامی، 1384، ج1، ص 526؛ علی بن احمد سمهودی، پیشین، ج 1، ص 254-

[54] ابن هشام، پیشین.

[55] محمد بن عمر واقدی، پیشین، ج 1، ص 304  305؛ ابن سعد، پیشین، ج 3، ص 417-

[56] محمد بن عمر واقدی، همان، ص 304-

[57] همان، ص 304  305؛ ابن سعد، پیشین.