( 5.0 امتیاز از 1 )
شنبه 19 آبان 1397 14:21

صلح حدیبیه یکی از راهبردی ترین تصمیمات پیامبر اعظم (ص) در مقطعی حساس و نقطه عطفی در تاریخ اسلام است. این واقعه سرنوشت ساز در طول تاریخ، کانون توجه مورخین و سیره نویسان بوده و از دیدگاه های مختلف، مورد تحلیل قرار گرفته است. در این پژوهش تبیینی، با رویکردی کیفی کمی و بر پایه قاعده «تلازم عقل و شرع» با استفاده از مدل علمی «سوات»، به تحلیل علمی استرا

این مطلب از سایت بهدونی، مطلبی در مورد بررسی استراتژی پیامبر اعظم (ص) در صلح حدیبیه براساس تحلیل سوات ارائه شده است، همچنین می توانید برای مشاهده ی مطالب بیشتر هم موصوع این مطلب، موضوع تاریخ و سیره معصومین دنبال کنید.

به گزارش بهدونی :

طرح مسئله

صلح حدیبیه به عنوان بزرگ ترین فتح سیاسی تاریخ صدر اسلام، و فتح المبین کتاب وحی[1] در طول تاریخ، کانون توجه مورخین و سیره نویسان بوده و از دیدگاه های مختلف مورد تحلیل قرار گرفته است. [2]این صلح که پس از نبرد احزاب و در سال ششم هجری به برکت حلم، مدارا، حزم و دوراندیشی رسول اکرم (ص) میان مسلمین و کفار سرسخت قریش منعقد گردید، نقطه عطفی در تاریخ اسلام و یکی از سرنوشت سازترین حوادث آن دوران است. مورخین، صلح حدیبیه را دروازه فتح حجاز، توسط اسلام و فروپاشی مرکزیت شرک در مکه می دانند. [3]پیامبر اکرم (ص) در این صلح، به مسلمانان نشان داد که مشیت الهی، همه بر پایه حکمت و اصول دقیق خود منطبق است و همیشه رفتار جامعه اسلامی باید بر پایه حزم و دوراندیشی باشد. بنابراین، تحلیل واقعه صلح حدیبیه می تواند بسیاری از ابعاد عقیدتی اسلام و اندیشه دینی پیامبر (ص) درخصوص اصول تصمیم گیری راهبردی در مناسبات سیاسی را کاملاً شفاف نماید. از آنجا که این تصمیم یکی از راهبردی ترین تصمیمات پیامبر (ص) بوده و چنانچه در ادامه خواهیم دید، در مقطعی حساس این استراتژی اتخاذ گردیده و آثار شگرفی از خود بجا گذاشته است، لذا در این پژوهش تاریخی از دیدگاه یک استراتژیست دینی، ابعاد مختلف این تصمیم راهبردی پیامبر (ص) براساس تحلیل های استراتژیک، مورد بررسی علمی و عقلی قرار گرفته است.

روش تحقیق

این تحقیق در اصل یک تاریخ پژوهی بین رشته ای، براساس یک روش ترکیبی است. در این پژوهش با رویکردی کیفی-کمّی به تحلیل علمی استراتژی پیامبر اعظم (ص) در صلح حدیبیه پرداخته شده است. هدف از پژوهش حاضر، یافتن پاسخ مناسب این سؤال است که براساس اصول علمی مدیریت استراتژیک، چرا پیامبر اعظم (ص) در تقابل با مشرکین سرسخت و مستکبر قریش در واقعه حدیبیه استراتژی صلح را برگزیدند؟ آیا از نظر تحلیل های استراتژیک و علمی، این تصمیم راهبردی بهترین انتخاب در شرایط خود بوده است؟ و در نهایت، در راستای الگوبرداری دینی، چه درس های اعتقادی از این واقعه در تطابق با شرایط مشابه می توان استخراج نمود؟ این مقاله براساس اهداف خود، یک پژوهش تبیینی بوده و بر پایه قاعده «تلازم عقل و شرع» از مدل علمی «سوات» در خصوص تحلیل های استراتژیک استفاده نموده است. ابزار گردآوری داده ها نیز سندکاوی از اسناد معتبر ثانویه و متقدم است. علاوه براین سعی شده در فحوای مقاله، به طور ضمنی نیز پاسخ های مناسبی به اتهامات خشونت طلبی علیه اسلام داده شود.

روند انعقاد صلح حدیبیه

واقعه حدیبیه، با رؤیای صادقه پیامبر اعظم (ص) مبنی بر این که وارد حرم شده، سر تراشیده و کلید خانه کعبه را در دست مبارکشان گرفته اند، شروع می شود [4]به دنبال آن پیامبر (ص) مصمم شد تا با جمعی از مسلمانان، برای بجا آوردن عمره، وارد مکه شوند. پیامبر (ص) در اول ذی قعده سال ششم هجری با شماری از مسلمانان (700 تا 1400 نفر)، [5]از مدینه خارج و به قصد انجام عمره مفرده آهنگ مکه را نمودند، درحالی که علی رغم مخالفت برخی از اصحاب، بدون ساز و کار جنگی، هیچ گونه سلاحی جز سلاح مسافر به همراه نداشتند. [6]

زمانی که خبر حرکت پیامبر (ص) به کفار قریش رسید، آنان در شورای دارالندوه تصمیم گرفتند به هر شکل از ورود پیامبر اکرم (ص) به مکه جلوگیری کنند، چراکه تاکنون تمامی روابط حاکم بین دو طرف، شرایط جنگی و خصومت آمیز داشت. بنابراین، قریش به کمک قبایل هم پیمانش (ثقیف و احابیش) یک گروه سواره 200 نفره جنگی، مهیا و آنان را روانه ساختند تا در کنار کاروان پیامبر (ص) مراقب اوضاع باشند. [7]اما از آنجا که پیامبر سرِ جنگ نداشت، سعی نمود حتی المقدور با این سپاه رودررو نشود. در نهایت پیامبر (ص) در مسیر حرکتی خود، در منطقه حدیبیه (22 کیلومتری غرب شهر مکه در راه جده) فرود آمدند و سواران دشمن نیز در نزدیکی آنان مستقر شدند. توقف پیامبر (ص) در حدیبیه، به دلیل شرایط ایجاد شده به درازا کشید. در این اثنا چندین بار سواران دشمن به کاروان پیامبر (ص) شبیخون زدند. متجاوزین قریش که تمایل به جنگ داشتند، حتی یکی از مسلمانان را کشتند تا آتش جنگ درگیرد؛ اما پیامبر اعظم (ص) هوشمندانه شرایط را کنترل نمود. [8]در این هنگام قریش «بدیل بن ورقاء» را به سوی پیامبر (ص) فرستاد. او گفت قریش آماده جنگ است، اما پیامبر (ص) در پاسخ، پیشنهاد صلح را با فرستاده قریش مطرح نمود. دقت شود که مسئله صلح، ابتدائاً از طرف رهبر جامعه اسلامی به دشمن مستکبر پیشنهاد می شود. «بدیل» پیشنهاد پیامبر (ص) را به قریش انتقال داد، اما قریش آن را قبول نکرد.

پس از او به ترتیب «عروة بن مسعود ثقفی»، «مکرز بن حفص» و «حلیس بن علقمه» به عنوان فرستاده های قریش، هر کدام نزد کاروان پیامبر (ص) آمدند، اما پیامبر (ص) به آنان اعلام نمود کاروان او یک کاروان عبادی و کاملاً صلح‏گرا است. [9]

در مقابل، پیامبر اکرم (ص) «خراش بن امیه» و پس از او «عثمان» را برای تفهیم درخواست صلح، نزد قریش فرستاد. [10]عثمان در بلدح با قریش صحبت کرد و سپس در پناه یکی از کفار بنی امیه وارد مکه شد. حضور او در مکه به دلایلی به درازا کشید، و وضعیتش برای مسلمانان مبهم شد.

سرنوشت مبهم عثمان و اصرار قریش برای جلوگیری از ورود پیامبر (ص) به مکه و نیز برخی اخبار نگران کننده، پیامبر اعظم (ص) را بر آن داشت تا جهت تثبیت استراتژی صلح، دست به یک مانور قدرت بزند. [11]پیامبر (ص) به مسلمانان اعلام آماده باش داد و سپس تمامی مسلمانان یک به یک با پیامبر (ص) بیعت نمودند. [12]این مانور قدرت (بیعت رضوان) در حضور مشرکین صورت پذیرفت و در نهایت جهت تثبیت استراتژی صلح کارساز واقع شد.

سران قریش «سهیل بن عمرو» را به نمایندگی نزد رسول خدا (ص) فرستادند. او گفت که ما نیز خواهان جنگ نیستیم و جنگ طلبی درخواست سفیهان قریش است.[13] پس از چند دور مذاکره، مقرر شد تا متن مکتوبی برای صلح تهیه شود. این صلح که در محل حدیبیه منعقد شد به نام صلح حدیبیه معروف گردید.

اهم مفاد صلح

اهم مفاد این صلح نامه مشتمل بر موارد زیر بود: [14]

مسلمین امسال بدون ورود به مکه، باید به مدینه بازگردند.

مسلمین حق دارند از سال آینده به صورت غیر مسلح، بدون ممانعت قریش به مدت 3 روز به مکه وارد و مناسک عمره به جا آورند و بلافاصله بازگردند.

حالت جنگ موجود میان مسلمین و قریش، با انعقاد این پیمان به مدت ده سال پایان می یابد و در ظرف این مدت، مردم بر جان خود ایمن خواهند بود.

پیامبر (ص) متعهد می شود پس از انعقاد این پیمان هرگاه یکی از فرزندان قریش، بی اجازه اولیای خود، به سوی پیامبر (ص) پناهنده شود، او را به قریش بازگرداند؛ اما قریش چنین تعهدی را متقابلاً به پیامبر (ص) نمی دهد.

 هر قبیله ای که به یکی از این دو جبهه، یعنی پیامبر (ص) یا قریش ملحق شود، جزئی از آن جبهه به شمار می آید، و تجاوز به آن قبیله در حکم تجاوز به جبهه مقابل را داشته و باعث نقض این پیمان می گردد.

بدین ترتیب، پیامبر (ص) توانست با تمامی سرکشی قریش، آنان را وادار به قبول صلح نماید. اما در اینجا مشکلات متعدد داخلی برای پیامبر (ص) به وجود آمد که باز هم اعجازِ اخلاق، رفتار و گفتار نرم پیامبر (ص) این مشکلات را تا حدودی مرتفع نمود.

مشکلات داخلی پیامبر (ص) درخصوص صلح نامه

اولین مطلب آن بود که پیامبر (ص) به عنوان رهبر جامعه اسلامی، دست به یک تحول اساسی در روابط خارجی خود با قریش زده بود و در مبحث مدیریت، تحول وجود مقاومت به تغییر یک مسئله طبیعی است.[15] این مقاومت در بین بسیاری از اصحاب نیز وجود داشت. آنان تاکنون تمامی مناسبات خود با قریش را براساس فرمول های جنگی تنظیم می کردند؛ ولی اکنون استراتژی پیامبر (ص) کاملاً تغییر کرده بود. [16]

مشکل بعدی درخصوص بندهایی از قرارداد صلح بود. مسلمانان به واسطه خواب صادقه پیامبر (ص)، امیدوار بودند که در آن سال به عمره خواهند رفت. از طرفی در فرهنگ اعراب، هر کسی حق زیارت خانه خدا را داشت و این مسئله رسمی، ریشه دار در میان اعراب بود. [17] اما علی رغم صلح آمیز بودن حرکت پیامبر (ص) به سمت مکه، پیامبر (ص) در این صلح نامه به طور موقت، از این حق مسلم چشم پوشی نمود و آن را به بعد موکول نمود. این مسامحه، به دلیل دوراندیشی پیامبر (ص) در اجرای استراتژی صلح، برای دست یافتن به اهداف بسیار بالاتر بود. اما این مسئله مورد اعتراض برخی از اصحاب کوتاه بین و کم صبر واقع شد.[18]

مسئله دیگری که در حین عقد قرارداد اتفاق افتاد و مورد اعتراض مسلمانان قرار گرفت، حذف عبارت «بسم الله الرحمن الرحیم» از ابتدای صلح نامه و نیز حذف عبارت «رسول الله»  بود. در این خصوص نیز پیامبر (ص) با مسامحه شرایط قریش را پذیرفت. [19]گویا پیامبر  (ص) این مسائل را جزئی تر از آن می دانست که بخواهد اراده پولادینش، در انعقاد صلح را به هم بزند.

بحث برانگیزترین بند قرارداد، بحث تعهد یک‏جانبه بازگرداندن افرادی از قریش بود که به مسلمانان پناهنده شده بودند. در این بین «ابوجندل» که به مسلمین پناهنده شده بود، براساس صلح نامه، به کفار قریش بازگردانده شد. این واقعه برای مسلمانان بسیار غم انگیز بود و برخی شدیداً اعتراض کردند. پیامبر (ص) با آنان صحبت کرد و سعی نمود آنان را آرام کند. بیشترین اعتراض، از سوی عمر بن خطاب صورت گرفت.[20]

اما سؤال اصلی آن است که پیامبر (ص) از نظر مدیریت تحول و اصول علمی تصمیم گیری استراتژیک، چرا در تقابل با مشرکین مستکبر قریش در آن مقطع، استراتژی صلح را برگزیدند؟ آیا از نظر تحلیل های استراتژیک و علمی و در چارچوب یک تفکر دینی، این تصمیم راهبردی بهترین انتخاب در شرایط خود بوده که تا این حد پیامبر (ص) جهت اجرای آن مصمم بود و همه اعتراضات را به جان خرید؟ در ادامه براساس تحلیل علمی سوات به بررسی مدیریت تحول و استراتژی تصمیم سازی پیامبر (ص) در این واقعه می پردازیم.

روش تحلیل سوات

در این مقاله به کمک مدل سوات[21] سعی می گردد شرایط جامعه نوپای اسلامی، به عنوان یک مجموعه تحت رهبری پیامبر (ص) در مقطع حساس حدیبیه، مورد تحلیل قرار گرفته و تصمیمات استراتژیک پیامبر (ص) در آن مقطع تاریخی، از دیدگاه این مدل و به صورت علمی بررسی شود. بنابراین، براساس مدل «سوات» و به کمک اسناد و منابع متقدم تاریخی و مدارک معتبر مربوط به تاریخ صدر اسلام و با استفاده از آیات قرآن و تفاسیر شیعی، کلیات شرایط جامعه اسلامی، از نظر عوامل داخلی (قوت ها و ضعف ها) و عوامل خارجی (فرصت ها و تهدیدها) مورد تحلیل قرار گرفته و به کمک این تحلیل ها و براساس مدل سوات، تصمیم راهبردی پیامبر اعظم (ص) مورد ارزیابی علمی قرار می گیرد.

ارزیابی عوامل داخلی

1- نقاط قوت جامعه اسلامی تا پیش از حدیبیه:

براساس بررسی اسناد تاریخی، باید اذعان نمود بزرگ ترین نقطه قوت جامعه اسلامی و حرکت دینی پیامبر (ص)، حقانیت و منطق فطری اسلام بود. [22] اسلام دینی کاملاً معقول، منطقی و منطبق با فطرت انسان، آشکارا هرگونه اعتقاد سخیف دیگری را به مبارزه برهان فرا می خواند[23] و با منطق خود آنان را باطل می نمود. در کنار این نقطه قوت، اعجاز اصلی اسلام یعنی قرآن قرار داشت. فصاحت، بلاغت و اعجاز قرآن ابزاری قوی در دست پیامبر (ص) بود، [24] به طوری که بسیاری از اعراب به واسطه کلام وحی و اعجاز آن ایمان آوردند. [25]این نقطه قوت، به شکلی بود که مشرکین از ترس این اعجاز، دیگران را از شنیدن آیات وحی برحذر می داشتند. [26]

شخص پیامبر اکرم (ص) نیز به عنوان رهبر جامعه اسلامی و فرستاده خداوند، با اخلاق، شخصیت و حسن سابقه خود، نقش بسیار مؤثری در پیشرفت اسلام داشت. خداوند این نکته مهم را در کلام وحی متذکر شده است. [27]پیامبر اکرم (ص) خود فلسفه نبوت خویش را مکارم اخلاق می دانست. [28]در کنار این شخصیت و اخلاق وارسته، نقطه قوت دیگر، حسب و نصب پیامبر (ص) و ارتباط آن با قریش و نیز بنی هاشمی بودن پیامبر (ص) قرار داشت. [29]این مسئله هرچند یک نقطه قوت جدّی محسوب نمی شود، ولی در میان اعراب حجاز در آن زمان حائز اهمیت بود. [30]

نقطه قوت مهم دیگر اسلام، تئوری آن در دفاع از محرومان بود. [31]اسلام تمامی ارزش های باطل جاهلی، طبقاتی و نژادپرستانه را کنار زد، و تنها معیار تقوا را جهت تفوق افراد برقرار نمود. [32]در جامعه به شدت طبقاتی و نژاد پرستانه آن زمان، این مسئله باعث شد در حجاز خیل کثیری از فقرا، محرومان و مستضعفان جامعه به دین اسلام گرایش پیدا کنند.

نقطه قوت دیگری که به برکت اسلام در مدینه به عنوان جامعه اسلامی به وجود آمده بود، اتحاد و اخوت بین مسلمانان و بیعت مکرر و همراهی آنان با پیامبر اکرم (ص) بود. [33]چنین انسجام و همبستگی، به دور از مسائل قومیتی، در آن زمان در حجاز سابقه نداشت. [34]نمونه ای از این انسجام را در بیعت رضوان می توان مشاهده نمود.

نقطه قوت حائز اهمیت دیگری که در جامعه اسلامی وجود داشت، وجود تعدادی مسلمانان واقعی مخلص، و سلحشوری آنان در مواقع مورد نیاز بود. اینان یاوران پیامبر (ص) در مدیریت تحول در جامعه اسلامی بودند. اهمیت این یاران واقعی به حدی بود که خداوند از آنان در کلام وحی تقدیر نموده است. [35]

در نهایت نقطه قوتی که از بین رئوس شرایط داخلی جامعه اسلامی در آن زمان می توان برشمرد، وجود برخی هم پیمانان در بین قبایل اطراف مکه است. آنان چشم های پیامبر در مواقع ضروری بودند. [36]هرچند شرایط جامعه اسلامی، پیچیده و شامل عوامل بسیار متعددی بوده، اما از یک منظر کلی، در مجموع می توان عوامل ذکر شده را کلیاتی از نقاط قوت اصلی جامعه اسلامی تا پیش از صلح حدیبیه محسوب نمود.

2- نقاط ضعف جامعه اسلامی تا پیش از حدیبیه:

در کنار نقاط قوت جامعه اسلامی، نقاط ضعفی هم وجود داشته، که البته ریشه های مختلفی در شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آن زمان داشت. هرچند پیامبر (ص) سعی می نمود تا این نقاط ضعف را کنترل نماید، اما به هرحال این نقاط ضعف، جزء واقعیت های جامعه اسلامی در آن زمان بودند.

یکی از مهم ترین نقاط ضعف جامعه اسلامی در آن مقطع، وجود یک جریان نسبتاً قوی «نفاق» در مدینه بود.[37] این جریان نفاق، مکرراً خود را در مقاطع حساس نشان می داد و تنها در توصیف شدت این جریان می توان به آیات متعدد قرآن در این زمینه رجوع نمود. [38]یکی از این مقاطع بروز نفاق، در جریان انعقاد صلح حدیبیه و تفرقه افکنی های این جریان بود.[39]

از دیگر نقاط ضعف مهم در بدنه جامعه اسلامی، وجود یهود به عنوان دشمنان سرسخت اسلام در مدینه [40]و اطراف آن و پیمان شکنی یا فتنه گری آنان علیه مسلمانان بود. علی رغم مدارای پیامبر با آنان، قبایل یهود مکرراً علیه پیامبر (ص) و مسلمانان پیمان شکنی و یا فتنه گری کرده و از هر فرصتی برای ضربه زدن به اسلام استفاده می کردند؛ به طوری که حتی مورخین، پایه گذار نبرد احزاب را یهود مدینه می دانند. [41]

مشکل بزرگ دیگر در جامعه اسلامی ضعف و سستی ایمان، در بسیاری از اصحاب و یاران پیامبر (ص) بود. این مشکل در موقعیت های سختی نظیر احد خود را نشان داده بود. [42]ضمن اشارات قرآن به این موضوع، [43]پیامبر (ص) نیز به خوبی می دانست که هنوز ایمان در دل آحاد جامعه اسلامی به اندازه لازم نفوذ نکرده است. [44]

در کنار این مشکل، وجود بقایای اخلاقیات و اختلافات جاهلی در جامعه اسلامی [45]و نمود خاص آن، یعنی خوی جنگ جویی اعراب در میان بسیاری از مسلمانان بود.

مسئله دیگر، کم بودن مسلمانان و مؤمنان واقعی به عنوان یاران صدیق رسول خدا و شهادت برخی از آنان نظیر حمزه سیدالشهدا در جنگ های قبلی بود. پیامبر اسلام (ص) به خوبی واقف بود که این مؤمنان واقعی ذخائر اسلام ناب بوده، و پشتوانه هدایت و حرکت جامعه اسلامی، به عنوان نخبگان دینی امت اسلامند. متأسفانه در آن زمان تعداد این یاوران صدیق بسیار محدود بود و جنگ های مکرر نیز باعث شهادت برخی از آنان شده بود.

یکی دیگر از نقاط ضعف جامعه اسلامی ناشی از مشکلات معیشتی، بی خانمانی مهاجرین، فقر و به طورکلی مسائل و معضلات اقتصادی درجامعه نوپای اسلامی بود. [46]حتی ساکنان مدینه، به عنوان انصار نیز به دلیل شغل کشاورزی چندان متمول نبودند. نمودی از این فقر را می توان در وجود اهل صُفه در جامعه اسلامی مشاهده کرد. این در حالی است که قریش به عنوان دشمن اصلی جامعه اسلامی، به دلیل شغل تجارت، ثروتمندتر و با مکنت مالی بالاتری نسبت به جامعه اسلامی قرار داشت. هرچند ایمان مسلمانان مشکلات مالی را قابل تحمل می نمود، اما به هرحال مشکلات اقتصادی برای یک جامعه، نوعی نقطه ضعف محسوب می شود و اسلام نیز به این مسئله بی توجه نبود. [47]

مشکل دیگری که مسلمانان تا واقعه صلح حدیبیه و قبل از فتح مکه با آن روبرو بودند، قلّت نیرو و نفرات در برابر جبهه دشمن و متحدانش بود. این مسئله به وضوح در جنگ های قبلی بین قریش و پیامبر (ص)، به ویژه نبرد احزاب خود را نشان داد. [48]هرچند ایمان به خدا، قدرت مضاعفی به سپاه اسلام می داد، اما جهت وضوح تأثیر تعداد سپاهیان، نبرد موته و فتح مکه را از این دیدگاه با هم مقایسه نمایید.

مسئله دیگری که در زمینه جنگ و جهاد، برای جامعه اسلامی وجود داشت، ضعف در تعداد اسلحه های جنگی و اسب و جنگ افزار جهاد در مقابل قریش بود. مجهز بودن جامعه اسلامی به تجهیزات نظامی کارآمد، مسئله مهمی است و قرآن نیز بدان توصیه نموده است؛ [49]اما به هرجهت جامعه نوپای اسلامی در نبردهای خود با قریش، عموماً از امکانات نظامی کمتری برخوردار بود. [50]در مجموع این مسائل را می توان به عنوان رئوس کلی نقاط ضعف جامعه نوپای اسلامی تا پیش از واقعه حدیبیه برشمرد. جدول شماره 1، جمع بندی این شاخصه ها (نقاط قوت و ضعف) را در ماتریس ارزیابی عوامل داخلی، همراه با امتیازبندی آنان جهت استفاده در تحلیل های بعدی آورده است.

جدول شماره (1) ماتریس ارزیابی عوامل داخلی

[به فایل PDF نگاه کنید]

ارزیابی عوامل خارجی

1- فرصت های پیش روی پیامبر اسلام (ص):

از آنجا که اسلام به عنوان یک دین جهان شمول در منطقه حجاز ابتدائاً ظهور کرد، لذا شرایط محیطی این منطقه، فرصت ها و تهدیدهای خاصی را پیش روی پیامبر (ص) قرار می داد. بنابراین، شرایط اجتماعی، سیاسی و جغرافیایی این منطقه، در تصمیم گیری های استراتژیک پیامبر (ص) نقش مهمی را ایفا می نمود، که براساس اسناد تاریخی در این قسمت به این موضوع پرداخته می شود.

یکی از فرصت های پیش روی پیامبر اکرم (ص) جهت گسترش اسلام، خلأ اعتقادی در بین اعراب بود. اعراب به دلیل تنوع اعتقادات موجود در حجاز و تحریف آنان، و گرایش به عقاید سست بت پرستی، به طور نسبی دچار یک خلأ اعتقادی بودند. [51]بنابراین، تا حدودی بستر رشد برای یک دین جدید با پشتوانه اعتقادی قوی در این منطقه وجود داشت. از سوی دیگر آزادی و بی‏بندوباری مطلقی که در حجاز وجود داشت، باعث شیوع نوعی هرج و مرج در جامعه عربی شده بود، و لذا این مسئله یک خلأ حقوقی و کمبود یک نظام اجتماعی معقول را در جامعه ایجاد کرده بود. [52]به عبارت دیگر تا حدودی، برخی از مردم خود به دنبال یک نظام قانونمند بودند و قوانین اجتماعی معقول اسلام می توانست پاسخ بسیار مناسبی برای این نیاز مردم باشد.

مسئله سیاسی  اجتماعی دیگری که در محیط حجاز فرصت رشد برای اسلام ایجاد کرده بود، عدم وجود حکومت مرکزی قوی بر جزیرةالعرب بود. [53]در واقع اگر یک حکومت قوی، نظیر ایران یا روم بر جزیرةالعرب حاکم بود، شاید اسلام در همان نقاط ابتدایی با قدرت زیاد حکومت مرکزی در نطفه خفه می شد. [54]علاوه بر این جزیرةالعرب یک سرزمین خشک همراه با مردم بدَوی و فاقد هرگونه جاذبه ای برای کشورهای ابرقدرت در آن زمان بود، و لذا این سرزمین به دور از تسلط قدرت های بزرگ به صورت ملوک الطوایفی اداره می شد. [55]این شرایط فرصت و آزادی بهتری را برای رشد اسلام فراهم آورده بود.

مسئله فرهنگی و اجتماعی دیگری که فرصتی برای رشد سریع اسلام در ابعاد مختلف ایجاد کرده بود، فرهنگ قبیله گرایی در اعراب بود. این مسئله از چند وجه برای رشد اسلام مؤثر بود: اول آنکه افراد قبیله، به شدت تابع رئیس قبیله بودند، و لذا در صورت ایمان آوردن رئیس قبیله، بسیاری از افراد قبیله نیز نظر او را حق دانسته و اسلام می آوردند. [56]از سوی دیگر چنانچه فردی از قبیله ایمان آورده و مسلمان می شد و قبیله مشکلی با ایمان او نداشت، فرد مذکور در دل قبیله کاملاً ایمن بود. [57]حتی قبایل بزرگ دیگر، در صورت آزار و اذیت او با کل قبیله اش مواجه می شدند. تنها مسلمانان ضعیف و بی قبیله (نظیر عمار و بلال) مورد آزار شدید قرار می گرفتند، و سایرین به واسطه قبایل و عشیره خود، تا حدودی مصونیت داشتند. [58]ضمن آنکه بحث پناهندگی سیاسی و امنیتی نیز کاملاً در قبایل تعریف شده بود. به عنوان نمونه، عثمان در پناه یکی از بنی امیه در جریان صلح حدیبیه وارد مکه شده و از آزار قریش در امان ماند. [59]درمجموع، هرچند فرهنگ قبیله گری مورد تأیید اسلام نیست، اما به طورکلی این شرایط، فرصتی را برای رشد سریع تر اسلام در جزیرةالعرب فراهم نمود.

یکی دیگر از شرایط اعتقادی موجود در حجاز که زمینه مناسبی برای رشد اسلام ایجاد نمود، وجود ریشه های اعتقاد به خداوند به صورت حنیف و اهل کتاب در میان اعراب بود. [60]اعراب جزیرةالعرب (حتی مشرکین آنان) براساس اصول اعتقادی ادیان الهی، نظیر حنیف، یهود و نصاری با ادبیات این ادیان و اعتقادات آنان تا حدودی آشنایی داشتند. [61]این پیش زمینه، بستر مناسبی را برای پذیرش و گسترش اسلام فراهم می آورد. نمونه ای از آن، اسلام آوردن خیل کثیری از مردم یثرب، به دلیل هم‏جواری با یهود و داشتن ذهنیتی از ظهور پیامبر خاتم (ص) حجاز است.

مسئله دیگری که فرصت نفوذ اعتقادی را برای اسلام در میان اعراب ایجاد می نمود آن بود که قریش، به عنوان بزرگ و مهتر قبایل عرب، با تمام هیمنه خود، توان مقابله علمی و منطقی را با اسلام نداشت. [62]

در نهایت فرصت دیگری که برای پیامبر (ص) در آستانه حدیبیه فراهم شده بود، آن بود که جنگ های زیاد و عدم موفقیت دشمن، قریش را خسته و فرسوده نمود. پیامبر (ص) دقیقاً به این نکته اشراف داشت [63]و در جریان حدیبیه از این فرصت استفاده کرد.

2- تهدیدهای پیش روی جامعه اسلامی:

درکنار فرصت هایی که محیط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و جغرافیایی حجاز، در راستای رشد و پیشبرد اسلام پیش روی پیامبر (ص) قرارداد، در نقطه مقابل محیط عمومی و کلان حجاز، تهدیدهای جدی تری نیز برای گسترش اسلام ایجاد نمود. براساس بررسی اسناد تاریخی، به ویژه تاریخ سیاسی صدر اسلام، رئوس کلی این تهدیدات به شکل زیر قابل شناسایی است:

یکی از تهدیدات مهم در محیط فرهنگی و اجتماعی حجاز، جمود فکری اعراب و تقلید کورکورانه از عقاید آبا و اجداد خود بود. [64]این مسئله آن قدر مانع جدی برای پذیرش اسلام در بین بسیاری از اعراب بود که مکرراً در قرآن کریم، این مسئله ذکر و مورد مذمت قرار گرفته است. [65]

مسئله فرهنگی دیگری که در برخی از اعراب وجود داشت، روحیه فردگرایی، به فکر خود و یا صرفاً قبیله خود بودن و تفرقه و تشتت بود. [66]این روحیه با منش اجتماعی، ایثار و ازخودگذشتگی اسلام، سازگاری چندانی نداشت و پیامبر (ص) باید بر چنین روحیاتی با سعۀ صدر غلبه می کرد.

مشکل فرهنگی و اجتماعی بسیار مهم دیگر که در عموم جامعه عرب و حجاز به طور فراگیر وجود داشت، روحیه خشن و اخلاق تند اعراب و در نتیجه جنگ و تعارض دائمی بین آنان بود. [67]این مسئله به عنوان یک تهدید جدی، مشکلات زیادی را برای پیامبر رحمت (ص) جهت نشر اسلام در جامعه عربی حجاز، به عنوان محیطی سرشار از قتل و غارت و خشونت ایجاد نمود.

مسئله بعدی که پیامبر اکرم (ص) جهت نشر اسلام در ابتدا با آن درگیر بود و سپس به یک مشکل مزمن تبدیل شد، مقاومت شدید قریش به عنوان قبیله خود پیامبر (ص) در پذیرش اسلام بود. قبول اسلام برای اشراف قریش، به دلیل ترس از دست دادن موقعیت اجتماعی خود ناممکن شده بود[68] و آنان را به دشمن درجه یک اسلام تبدیل کرد. ظاهراً بنا بر نقل قرآن، مشکل مقاومت اشراف برای تمامی ادیان الهی وجود داشته است. [69]

مسئله دیگری که در راستای این تهدید کار را برای پیامبر (ص) مشکل تر می نمود، آن بود که قریش به عنوان دشمن درجه یک اسلام در بین قبایل جزیرةالعرب بسیار مشهور بوده و به عنوان اهل حرم، تقدس و اعتبار ویژه ای در حجاز کسب کرده بود. [70]آنان خود را اهل «حمس» می نامیدند و با برتری جویی، به عنوان مهم ترین قبیله در بین قبایل عرب مشهور بودند؛ [71]حال آنکه این قبیله مهم، از سوی دیگر دشمن درجه یک اسلام بود و این مسئله کار را برای پیامبر (ص) سخت می نمود. اما این تهدیدات وقتی شرایط پیچیده تری برای پیامبر اکرم (ص) ایجاد نمود که بسیاری از قبایل کوچکتر در حجاز به دلیل برتری قریش، خود به خود از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و دینی، تابع این قبیله بزرگ شده بودند و به دلیل همین تابعیت، اسلام نمی آوردند. [72]لذا این مسئله به عنوان یک تهدید جدید مشکل مضاعفی را برای پیامبر (ص) ایجاد می کرد.

از سوی دیگر قریش هم‏پیمانانی علیه اسلام داشت که در برخی از موارد (نظیر نبرد احزاب یا واقعه حدیبیه) آنان را می توانست علیه اسلام بسیج نماید. [73]علاوه بر این قبایل، قبایل دیگری نیز به عنوان معاندان اسلام، در اطراف مدینه وجود داشتند که مشکلات و آزار و اذیت های مختلفی برای پیامبر (ص) ایجاد می نمودند.

در ادامه دشمنی های قریش، یکی از مهم ترین مشکلاتی که سرعت نفوذ اسلام در مکه را به شدت تهدید کرده بود، جوسازی های زیاد علیه پیامبر اسلام (ص) در مکه و ایجاد یک ذهنیت منفی از پیامبر (ص) و اصحابش در بین توده مردم مکه بود. [74]از طرف دیگر به دلیل هجرت و محدودیت ابزاری، پیامبر (ص) دسترسی به ابزار تبلیغاتی و اطلاع رسانی مناسبی در مکه، جهت مقابله با این جوسازی ها نداشت؛ لذا این مسئله باعث عدم نفوذ گسترده اسلام در بین مردم مکه شده بود.[75]

مسئله دیگری که در حواشی این تهدیدات برای پیامبر (ص) مسئله ساز شده بود. رقابت طوایف مختلف داخلی قریش (نظیر بنی امیه، بنی مخزوم و غیره ) با بنی هاشم بود. آنان از روی حسادت، حاضر به قبولی نبوت شخصی از طایفه بنی هاشم نبودند. تاریخ دقیقاً ذکر این مسئله را توسط ابوجهل به عنوان سرکرده دشمنان صدر اسلام، ضبط کرده است. [76]تهدید جدی دیگری که در بین عموم مردم یک جامعه، در تغییرات بزرگ می تواند قابل پیش بینی باشد، مقاومت به تغییر است. [77]اسلام به دلیل ایجاد تغییرات اساسی در اعتقادات مردم و ابطال عقاید جاهلی، به طور طبیعی مقاومت بزرگی را در جامعه عربی به دنبال داشت، اما این مقاومت در محیط خشن حجاز همراه با شکنجه، قتل، غارت و آزار تازه مسلمان ها بود. [78]

در نهایت یکی از مشکلات اساسی پیامبر (ص) جهت نشر و گسترش اسلام آن بود که جنگ های زیاد، فرصت نشر اسلام و ترویج معارف دینی و تبیین منطق فطری اسلام را برای پیامبر اکرم (ص) محدود کرده بود. [79]در واقع این جنگ ها شرایط جامعه اسلامی را از حالت عادی به یک شرایط ملتهب تبدیل کرده بود؛ و طبیعی است که در شرایط ملتهب و پرتنش و به دور از امنیت لازم، فعالیت دینی و فرهنگی عمیق در جزیرةالعرب برای پیامبر (ص) کاری بس دشوار بود. توجه شود که موقعیت جغرافیای جزیرةالعرب به دلیل بیابانی بودن و فواصل دور شهرها و قریه ها و کمی راه ها، امکان دسترسی محدودی را ایجاد نموده بود، و این خود مانعی جهت گسترش نشر اسلام در حجاز بود. [80]درگیری زیاد پیامبر (ص) در جنگ های مختلف این محدودیت را دوچندان کرده بود.

در مجموع بررسی تاریخ سیاسی و اجتماعی صدر اسلام، وجود طیف گسترده ای از تهدیدات محیطی را برای گسترش اسلام و فعالیت های دینی نبی اکرم (ص) نشان می دهد که به رئوس اصلی آنان در این بخش اشاره شد. جدول شماره 2، جمع بندی این شاخصه ها (تهدیدها و فرصت ها) را در ماتریس ارزیابی عوامل خارجی همراه با امتیازبندی آنان، جهت استفاده در تحلیل های بعدی آورده است.

[جدول شماره (2) ماتریس ارزیابی عوامل داخلی]

[به فایل PDF نگاه کنید]

تجزیه و تحلیل عوامل داخلی و خارجی

پس از بررسی عوامل داخلی و خارجی جامعه نوپای اسلامی تا واقعه حدیبیه، و استخراج امتیاز هریک از این عوامل، اکنون به کمک ماتریس سوات، موقعیت استراتژیک جامعه اسلامی در آستانه این واقعه و راهبرد مناسب آن قابل شناسایی است. براساس جداول 2 و 3، امتیاز عوامل داخلی در آن مقطع زمانی 4 / 2 بوده که نشان از فزونی نقاط ضعف جامعه اسلامی است. امتیاز عوامل خارجی نیز 25 / 2 به دست آمد که نشان از حجم زیاد تهدیدات محیطی است. در واقع شاید این جمله معروف پیامبر اکرم (ص) که «هیچ پیامبری به اندازه من در رسالت خود اذیت نگردید» [81]نشانه ای از همین فزونی نقاط ضعف و کثرت تهدیدات در آن زمان بوده و تأییدی بر تحلیل های این پژوهش است. در واقع براساس این تحلیل و محاسبات، شکل شماره 1، در واقع وضعیت استراتژیک جامعه نوپای اسلامی را به وسیله ماتریس سوات مدل سازی کرده است.

[شکل شماره (1) مدل سازی وضعیت استراتژیک جامعه اسلامی تاپیش از صلح حدیبیه ]

همان طور که مشاهده می شود، براساس این مدل، شرایط جامعه اسلامی در صدر اسلام تا پیش از واقعه حدیبیه، (به ویژه پیش از نبرد احزاب) در موقعیت WT قرار داشته است. توجه شود که این استراتژی ایجاب می کند، نقاط ضعف و تهدیدها به حداقل رسد. [82]در واقع در چنین موقعیتی، براساس مدل سوات، رهبر مجموعه، جهت بقا و رشد مجموعه، در یک حالت تدافعی، باید تفکر استراتژیک خود را بر روی کم کردن نقاط ضعف داخلی و پرهیز از تهدیدات ناشی از محیط خارجی معطوف دارد. به عبارت دیگر، رهبر مجموعه در این استراتژی باید بتواند با هنرمندی، مجموعه تحت رهبری خود را، از انبوه تهدیدات و نقاط ضعف نجات دهد.

استراتژی های تهاجمی یا رقابتی (نظیر آنچه برخی از اصحاب در جریان حدیبیه به پیامبر (ص) پیشنهاد دادند ) براساس تحلیل سوات به هیچ عنوان، برای جامعه اسلامی در آن مقطع زمانی، استراتژی مناسبی نبوده است.

بنابراین، تصمیم استراتژیک پیامبر (ص) مبنی بر مصالحه با هدف تقویت بنیه نظام اسلامی و پرهیز و کاهش تهدیدات خارجی، براساس مدل سوات، بهترین انتخاب در آن مقطع زمانی محسوب می شود. در واقع باید اذعان نمود، پیامبر اکرم (ص) به عنوان یک رهبر مدبر و فره مند، با اشراف کامل بر شرایط داخلی و عوامل خارجی در محیط جامعه اسلامی در آن زمان با فراست، استراتژی مصالحه را جهت تثبیت و تقویت جامعه اسلامی و کاهش تهدیدات خارجی برگزید. بر این اساس اصرار پیامبر اعظم (ص) بر صلح با قریش و کنترل تمامی شرایط جهت اجرای این استراتژی، کاملاً توجیه عقلی و منطقی پیدا می کند. نکته جالب آن است که پیامبر (ص) در پاسخ به اعتراضات برخی از معترضین، نظیر عمر در خصوص استراتژی صلح، دقیقاً به برخی از نقاط ضعف جامعه در وقایع گذشته و برخی از تهدیدات محیطی اشاره نمودند. [83]این بدان معنی است که پیامبر (ص) کاملاً براساس یک تفکر استراتژیک، سعی در اتخاذ بهترین تصمیم را داشته اند. اما در مبحث مدیریت استراتژیک، پس از مرحله اجرای استراتژی به مرحله ارزیابی استراتژی خواهیم رسید. در اینجا براساس اسناد تاریخی، به ارزیابی نتایج راهبرد مصالحه و نیز تغییرات استراتژیک جامعه اسلامی پس از صلح می پردازیم.

ارزیابی نتایج استراتژی صلح حدیبیه

در ارزیابی تاریخی نتایج صلح حدیبیه، اولین نتیجه استراتژیک که در جریان صلح برای اسلام به دست آمد، آن بود که قریش به عنوان مهتر قبایل جزیرةالعرب و دشمن درجه یک اسلام، پس از شانزده سال دشمنی با اسلام، و تلاش بی وقفه برای براندازی و ریشه کن کردن اسلام، حالا برای اولین بار موجودیت اسلام را عملاً به رسمیت شناخت و حاضر شد قرارداد 10 ساله صلح با پیامبر (ص) را منعقد نماید. [84]این اولین پیروزی استراتژیک برای پیامبراسلام (ص) بود.

از سوی دیگر، درحالی که قریش سرگرم تجارت خود شد، نبی مکرم اسلام (ص) در سایه صلح و امنیت حاصل از این پیمان، توانست دعوت و رسالت خود را به سرعت گسترش دهد. این رویکرد باعث رشد چشمگیر اسلام شد. واقدی می گوید: جنگ مانعی میان مردم و سخن گفتن با آنان بود. زمانی که جنگ به صلح تبدیل شد، هرکسی کمترین شعوری داشت و درباره اسلام چیزی می شنید، مسلمان می شد تا جایی که حتی برخی از سران شرک همچون «خالد بن ولید» و «عمرو بن عاص» نیز مسلمان شدند. [85]درجای دیگری آمده است که آن تعداد از قریش که پس از صلح حدیبیه به اسلام گرویدند، بیش از تعدادی بود که طی 19 سال از آغاز بعثت پیامبر از قریش مسلمان شده بودند. [86]

مسئله بسیار مهم دیگر، اجازه ورود به مکه و انجام اعمال عمره بود. از آنجا که مکه محل رفت و آمد و زیارت اعراب در جزیرةالعرب بود، انجام عمره توسط مسلمانان، به اعراب نشان داد که مسلمانان نیز کعبه را معظم می شمارند؛ و این گونه نیست که مشتی اوباش و از طبقه صعالیک باشند، آن گونه که قریش درباره آنان تبلیغات سوء به راه انداخته بود. [87]این مسئله به ویژه در عمره «القضا »که به صورت یک حرکت استراتژیک مذهبی صورت گرفت، نمود بیشتری یافت. درواقع پیامبر (ص) توانست از این فرصت، برای تنویر افکار عمومی به نفع اسلام و مسلمانان استفاده نماید. [88]از امام صادق (ع) نقل شده که پس از گذشت مدتی از صلح، اسلام چنان رشد یافت که نزدیک بود بر مکه مستولی شود. مسلمانان و مشرکان در هم آمیختند و اسلام در دل هایشان نفوذ کرد.[89]

پیامد دیگر صلح حدیبیه فرصتی بود که پیامبر (ص) برای استیلا بر قبایل معاندی که در اطراف مدینه باعث آزار و اذیت مسلمانان می شدند، پیدا نمود. علاوه بر این پیامبر (ص) توانست بر یک نقطه ضعف بزرگ  و قدیمی جامعه اسلامی، یعنی یهود به عنوان دشمنان سرسخت اسلام، فائق آید. یهود مرتب پیمان شکنی می کرد و در آخرین مرحله، در طی نبرد احزاب با تبانی و فتنه گری، قصد براندازی حکومت اسلامی را داشت. [90]پس از صلح حدیبیه پیامبر (ص) با آرامش و قدرت، طی غزوه خیبر با یهودیان فتنه گر وارد جنگ شده و با شجاعتِ امیرالمؤمنین (ع) و دیگر اصحاب، آنان را سرکوب نمود.

مسئله دیگر، قبایلی بودکه از ترس قریش، تا کنون به پیامبر نزدیک نمی شدند، ولی پس از صلح حدیبیه آزاد بودند تا هم پیمان رسول خدا (ص) شوند و با وجود پیمان صلح، دیگر قریش حق نداشت با آنان وارد جنگ شود. [91]یکی از نتایج جالب توجه صلح حدیبیه آن بود که فضای امن و آرامش ایجاد شده، باعث گردید صدای پیامبر (ص) به گوش جهانیان برسد. پیامبر (ص) پس از آنکه توانست تجاوزات قریش را در پشت عهدنامه صلح متوقف نماید، در اندیشه نشر دعوت اسلام به خارج از مرزهای حجاز افتاد. لذا نامه های متعددی به ایران، روم، مصر، بحرین، حبشه، یمامه، شام و عمان توسط آن حضرت فرستاده و حاکمان این سرزمین ها به اسلام دعوت شدند. [92]اسلام پس از صلح استراتژیک حدیبیه به سرعت گسترش یافت، تا جایی که مورخین نوشته اند تا پیش از فتح مکه، تعداد بی شماری مسلمان شدند و جمعیت مسلمانان رو به فزونی نهاد. [93]

در واقع از دیدگاه مدیریت استراتژیک، پیامبر اعظم (ص) به عنوان یک رهبر مدبّر، به خوبی توانست به کمک استراتژی صلح، نقاط ضعف جامعه اسلامی را کاهش و تهدیدات بیرونی را نیز مدیریت و دفع نماید. (استراتژیWT )[94] نتایج حاصل از اجرای موفق این استراتژی طی 22 ماه، توسط پیامبر اعظم (ص)، براساس مدل سوات در جداول3 و 4 آمده است. تحلیل و محاسبات ماتریس عوامل داخلی و خارجی، نشان می دهد پس از اجرای استراتژی صلح، به مرور و طی 22ماه، وزن نقاط قوت و فرصت ها، بر نقاط ضعف و تهدیدات پیشی بگیرد.

[جدول شماره (3) ماتریس تغییر عوامل داخلی 22 ماه پس از اجرای صلح حدیبیه]

شکل شماره 2، تغییر موقعیت استراتژیک جامعه اسلامی را به کمک ماتریس سوات، قبل و بعد از صلح حدیبیه نشان می دهد. تغییر اساسی به وجود آمده در موقعیت استراتژیک جامعه اسلامی، ابعاد مهمی از نتایج شگرف تصمیم راهبردی پیامبر اعظم (ص) در صلح حدیبیه را از نظر علمی به تصویر می کشد.

[شکل شماره (2) تغییر موقعیت استراتژیک جامعه اسلامی قبل و بعد از صلح حدیبیه]

فروپاشی مدبرانه پایگاه شرک

پس از گذشت 22 ماه از صلح حدیبیه، با نقض عهد آشکاری که قریش درخصوص قبیله خزاعه، هم‏پیمان پیامبر (ص) انجام داد، عملاً پیمان صلح بی اعتبار گردید. [95]همان طور که در تحلیل های قبلی به آن اشاره شد، در آن زمان شرایط جامعه اسلامی و موقعیت استراتژیک آن به مدد دوراندیشی پیامبر اعظم (ص) نسبت به زمان عقد صلح حدیبیه کاملاً فرق کرده بود. بنابراین، رسول خدا (ص) با اشراف کامل به شرایط جامعه اسلامی مصمم شد تا به حاکمیت سیاسی شرک پایان دهد. در واقع این اقدام یک تغییر استراتژیک از موقعیت تدافعی به موقعیت تهاجمی بود، مسئله ای که کاملاً بر تحلیل های علمی مدیریت استراتژیک منطبق است (شکل شماره 2). علی رغم درخواست های ذلیلانه ابوسفیان، پیامبر (ص) دستور آماده باش اعلام نمود. [96]مجموع سپاه اسلام را بالغ بر 10هزار نفر تخمین زده اند. [97]چنین قدرت نظامی تا آن زمان، در سپاه اسلام سابقه نداشت و طبیعی بود که مشرکین مکه، توان هیچ گونه مقاومتی را نداشتند. رسول خدا (ص) در نزدیکی های مکه، سپاه خود را تقسیم و از چند نقطه وارد مکه نمود و جز مقاومت اندکی در یکی از مسیرها، سپاه قدرتمند اسلام بدون جنگ وارد مکه شد. پیامبر (ص) کسی را مجبور به پذیرش اسلام نکرد و تنها خون چند نفر از دشمنان سرسخت و یاغی را هدر شمرد که اکثر آنان را نیز بعداً بخشود. [98]

نکته قابل توجه در سیره و سبک رهبری پیامبر رحمت (ص)، آن است که حتی در هنگام اجرای استراتژی تهاجم علیه دشمن دیرینه خود کاملاً صلح آمیز، مهربان و با عطوفت برخورد نمود. بدین ترتیب، به دنبال یک سلسله تصمیمات استراتژیک پیامبر (ص) از صلح حدیبیه تا فتح مکه، حکومت سیاسی شرک بدون جنگ در حجاز پایان یافت. جابر بن عبدالله صحابی بزرگوار با اشاره به این واقعیت می گوید: «ما فتح مکه را جز در صلح حدیبیه نمی بینیم. »[99] زهری می گوید: «در تاریخ اسلام بزرگ تر از صلح حدیبیه هیچ پیروزی رخ نداده است. »[100]

سرانجام مکه پس از 20 سال دشمنی با اسلام، بدون جنگ و خشونت و با سرپنجه تدبیر پیامبر اعظم (ص) تحت حاکمیت اسلام درآمد.

نتیجه

همان طور که تبیین گردید، صلح حدیبیه یکی از راهبردی ترین تصمیمات پیامبر (ص) در مقطعی حساس و نقطه عطفی در تاریخ اسلام است. پیامبر (ص) در جریان این صلح درس های زیادی به مسلمانان درخصوص تصمیمات راهبردی داد: واقع بینی نسبت به شرایط درونی و بیرونی جامعه اسلامی، برنامه ریزی جدی جهت رفع نقاط ضعف جامعه، پرهیز از تهدیدات بیرونی و دوری از ماجراجویی، مسامحه و گذشت از مسائل نه چندان مهم جهت حصول اهداف بزرگ تر برای جامعه اسلامی و روحیه صلح و آشتی، همگی بخشی از درس های این واقعه مهم تاریخی است. پیامبر اعظم (ص) با دوراندیشی خود در این واقعه، نشان داد که چگونه تغییر شرایط جامعه اسلامی از شرایط التهاب به ثبات ناشی از صلح می تواند در تقویت جامعه و پیشرفت اسلام مؤثر باشد. پیامبر اکرم (ص) در این صلح به مسلمانان نشان داد که مشیت الهی، همه بر پایه حکمت و اصول دقیق خود منطبق است و همیشه رفتار جامعه اسلامی، باید بر پایه حزم و دوراندیشی باشد. برای مؤمنان سزاوار نیست تا به پشتوانه ایمان خود تصور کنند همه قوانین الهی به هر شکل و با هر عملکردی به نفع ایشان تغییر جهت می دهد، و جامعه اسلامی هیچ گاه به صرف ایمان خود بی نیاز از تفکر، دوراندیشی و حساب‏گری دقیق در عملکرد خود، به ویژه در مناسبات سیاسی نیست.

 

 

 

 

منابع و مآخذ

1-         قرآن کریم.

2-         نهج البلاغه، سید رضی، محمد، قم، دارالهجریة.

3-         ابن ابی الحدید، عزالدین، شرح نهج البلاغه، قم، دارالکتب العلمیه.

4-         ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویه، بیروت، المکتبة المصریة، 1419 ق.

5-         اعرابی، سید محمد، دستنامه برنامه ریزی استراتژیک، تهران، دفتر پژوهش های فرهنگی، 1385-

6-         بلاغی، صدر، صلح حدیبیه، تهران، حسینیه ارشاد، 1369-

7-         جعفریان، رسول، تاریخ سیاسی اسلام سیره رسول خدا، قم، انتشارات دلیل ما، 1382-

8-         حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل الشیعه، قم، موسسه آل البیت، 1409 ق.

9-         حکیمی، محمدرضا و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاة، ترجمه احمد آرام، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، 1380.

10-       رحمان سرشت، حسین، مدیریت استراتژیک، تهران، انتشارات فن و هنر، 1384-

11-       طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1417 ق.

12-       طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان لعلوم القرآن، تهران، کتابفروشی اسلامیه، 1390 ق.

13-       عاملی (شهید ثانی)، زین الدین، تسلیة العباد، قم، نشر هجرت، 1374-

14-       علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت، دارالعلم للملایین، 1972 م.

15-       فرنچ، وندال، مدیریت تحول در سازمان، ترجمه سید مهدی الوانی، تهران، صفار، 1389-

16-       گورکه، اندریاس، «روایت تاریخی حدیبیه»، فصلنامه نامه تاریخ پژوهان، ش 9-8، زمستان 1385 و بهار 1386، ص 296 -260.

17-       مهدوی، محمدرضا، «بررسی سیاست رسول خدا (ص) در قبال غیرمسلمانان »، فصلنامه پژوهشی تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، ش 3، 1390، ص 36-9-

18-       واقدی، ابوعبدالله، المغازی، تحقیق مارسدن جونز، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، 1409 ق.

19-       یعقوبی، احمد، تاریخ یعقوبی، قم، انتشارات المکتبة الحیدریه، 1425 ق.

پیوست 1 روش تحلیل سوات در مدیریت استراتژیک

واژه سوات برگرفته از سرواژه های قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدها به زبان انگلیسی[101] است که در فارسی، برای سهولت بدان «سوات» گفته می شود. تحلیل سوات یکی از ابزارهای بسیار مرسوم برنامه ریزی و تحلیل استراتژیک از طریق تطابق نقاط ضعف و قوت درون سیستمی با فرصت ها و تهدیدات برون سیستمی است. در این تحلیل به صورت نظام یافته، نقاط قوت و ضعف درون یک مجموعه و نیز فرصت ها و تهدیدات بیرونی آن، شناسایی و با تقابل آنان استراتژی مناسب برای بقا و رشد مجموعه انتخاب و طراحی می شود. از دیدگاه این مدل، یک استراتژی خوب و مناسب، قوت ها و فرصت ها را به حداکثر و ضعف ها و تهدیدها را به حداقل می رساند.

در این مدل جهت بررسی عوامل داخلی یک مجموعه، پس از استخراج نقاط قوت و ضعف، آنان را در یک جدول مطابق با شکل زیر، لیست کرده و به نقاط ضعف جدی وزن 1، به نقاط ضعف معمولی وزن 2، به نقاط قوت معمولی وزن 3 و به نقاط قوت جدی وزن 4 داده شده و امتیاز مجموع عوامل داخلی محاسبه می گردد. بنابراین، امتیاز نهایی کمتر از عدد 5 / 2 نشانه فزونی نقاط ضعف و بیشتر از آن نشانه فزونی نقاط قوت در ارزیابی عوامل داخلی یک مجموعه خواهد بود.

[جدول1 پیوست  بررسی عوامل داخلی یک مجموعه در مدل سوات]

[به فایل PDF نگاه کنید]

در این جدول «ضرایب اهمیت» به گونه ای تعیین می شوند که مجموع این ضرایب، برابر عدد 1 شود. در برخی موارد، جهت جلوگیری از پیچیده شدن ارزیابی ها، با انتخاب عوامل مهم و اصلی، این ضرایب، مساوی یکدیگر انتخاب شده و لذا از تقسیم تعداد نقاط قوت و ضعف بر عدد 1، این ضریب محاسبه می شود.

در مدل سوات جهت بررسی عوامل خارجی یک مجموعه نیز، پس از استخراج فرصت ها و تهدیدات بیرونی، آنان را در یک جدول مشابه جدول قبل لیست کرده و به تهدیدات جدی وزن 1، به تهدیدات معمولی وزن 2، به فرصت های معمولی وزن 3 و به فرصت های جدی وزن 4 داده شده و امتیاز مجموع عوامل خارجی محاسبه می گردد. بنابراین، امتیاز نهایی کمتر از عدد 5 / 2 نشانه فزونی تهدیدات و بیشتر از آن نشانه فزونی فرصت ها در ارزیابی عوامل خارجی یک مجموعه هستند.

برای تجزیه و تحلیل هم زمان عوامل داخلی (قوت ها و ضعف ها) و عوامل خارجی (فرصت ها و تهدیدها) از ابزاری به نام ماتریس داخلی و خارجی استفاده می شود. نمونه ای از این ماتریس در جدول شماره 1 برای یک مجموعه مدنظر (در این مقاله جامعه کوچک اسلامی در صدر اسلام) آمده است.

جدول شماره (2) پیوست  ماتریس داخلی و خارجی جهت تجزیه و تحلیل هم زمان عوامل داخلی و خارجی

در این ماتریس چهار دسته استراتژی کاملاً متفاوت براساس شدت نقاط ضعف و قوت و نیز شدت تهدیدات و فرصت های محیطی قابل تشخیص است: چنانچه مجموعه موردنظر (در این مقاله جامعه کوچک اسلامی) دارای نقاط قوت و فرصت های زیادی باشد، موقعیت تهاجمی و استراتژی های SO انتخاب مناسب است. چنین وضعیتی شرایط کاملاً ایدئالی را نشان می دهد. اگر نقاط قوت زیاد، اما تهدیدهای زیادی نیز فراروی مجموعه وجود داشته باشد، موقعیت رقابتی و استراتژی های ST بهترین انتخاب است. اگر نقاط ضعف مجموعه زیاد باشد، ولی فرصت های زیادی نیز برای مجموعه وجود داشته باشد، موقعیت محافظه کارانه و استراتژی های WO انتخاب بهینه است، و در نهایت اگر نقاط ضعف و تهدیدات فراروی مجموعه زیاد باشد موقعیت استراتژیک آن مجموعه تدافعی و بهترین استراتژی WT خواهد بود. در نهایت به کمک این تحلیل موقعیت استراتژیک یک مجموعه و استراتژی متناسب با آن شناسایی می گردد.

پی نوشت

[1] طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 18، ص 379-

[2] گورکه، «روایت تاریخی حدیبیه»، فصلنامه نامه تاریخ پژوهان، ش 9  8، ص 263-

[3] جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام سیره رسول خدا، ص 577-

[4] واقدی، المغازی، ج 2، ص 572-

[5] ابن هشام، السیرة النبویه، ج 3، ص 306-

[6] واقدی، المغازی، ج 2، ص 573-

[7] همان، ص 579-

[8] ابن هشام، السیرة النبویه، ج 3، ص 309-

[9] واقدی، المغازی، ج 2، ص 598-

[10] ابن هشام، السیرة النبویه، ج 3، ص 314-

[11] جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام سیره رسول خدا، ص 586-

[12] فتح (48): 19  18-

[13] همان، ص 589-

[14] واقدی، المغازی، ج 2، ص 610؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج 3، ص 317-

[15] فرنچ، مدیریت تحول در سازمان، ص 296-

[16] جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام سیره رسول خدا، ص 588-

[17] مهدوی، «بررسی سیاست رسول خدا (ص) در قبال غیرمسلمانان»، فصلنامه پژوهشی تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، ش 3 ص 30.

[18] واقدی، المغازی، ج 2، ص 607  606-

[19] همان، ص 610-

[20] همان، ص 607  606 ؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج 3، ص 316-

[21] جهت آشنایی بیشتر با روش تحلیل استراتژیک در این مدل به توضیحات پیوست مقاله رجوع نمایید.

[22] روم (30): 30.

[23] انبیاء (21): 24؛ نمل (27): 64؛ قصص (28): 75-

[24] جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام سیره رسول خدا، ص 284-

[25] ابن هشام، السیرة النبویه، ج 1، ص 384  382-

[26] جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام سیره رسول خدا، ص 289  288-

[27] آل عمران (3): 159؛ قلم (68): 4-

[28] طبرسی، مجمع البیان لعلوم القرآن، ج 10، ص 333-

[29] نهج البلاغه، خطبه 162-

[30] توبه (9): 128؛ جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام سیره رسول خدا، ص 248  246-

[31] قصص (28): 5؛ جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام سیره رسول خدا، ص 297  296-

[32] حجرات (49): 13-

[33] ابن هشام، السیرة النبویه، ج 1، ص 505  504-

[34] جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام سیره رسول خدا، ص 163-

[35] ابن هشام، السیرة النبویه، ج 2، ص 312-

[36] احزاب (33): 23-

[37] جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام سیره رسول خدا، ص 576-

[38] منافقون، همچنین نساء (4): 88؛ توبه (9): 101؛ احزاب (33): 12؛ محمد (47): 16-

[39] واقدی، المغازی، ج 2، ص 607  606؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج 3، ص 316-

[40] مائده (5): 82-

[41] واقدی، المغازی، ج 2، ص 441؛ ابن هشام السیرة النبویه، ج 3، ص 214-

[42] همان، ج 2، ص 87؛ واقدی، المغازی، ج 1، ص 237-

[43] آل عمران (3): 155  152-

[44] حجرات (49): 14-

[45] جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام سیره رسول خدا، ص 574-

[46] همان، ص 419-

[47] حکیمی، الحیاة، ج 5، ص 72-

[48] واقدی، المغازی، ج 2، ص 444-

[49] انفال (7): 60 .

[50] ابن هشام، السیرة النبویه، ج 1، ص 613-

[51] جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام سیره رسول خدا، ص 317  314-

[52] علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج 4، ص 296-

[53] همان، ص 48؛ جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام سیره رسول خدا، ص 157-

[54] همان، ص 310-

[55] علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج 4، ص 274-

[56] ابن هشام، السیرة النبویه، ج 1، ص 437-

[57] نهج البلاغه، نامه 9؛ جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام سیره رسول خدا، ص 311-

[58] ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 13، ص 255-

[59] بلاغی، صلح حدیبیه، ص 125-

[60] حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 1، ص 465-

[61] يعقوبي، تاريخ يعقوبي، ج 1، ص 254.

[62] جعفريان‌، تاريخ‌ سياسي اسلام سيره رسول خدا، ص 280.

[63] جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام سیره رسول خدا، ص 280.

[64] واقدی، المغازی، ج 2، ص 592-

[65] علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج 1، ص 286-

[66] جعفريان، تاريخ سياسي اسلام‌ سيره‌ رسـول خـدا، ص 156.

[67] علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج 1، ص 274-

[68] جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام سیره رسول خدا، ص 328-

[69] زخرف (43): 23-

[70] همان، ص 180  175-

[71] ابن هشام، السیرة النبویه، ج 1، ص 203  199-

[72] جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام سیره رسول خدا، ص 179-

[73] واقدی، المغازی، ج 2، ص 444  443-

[74] ابن هشام، السیرة النبویه، ج 1، ص 295  293-

[75] جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام سیره رسول خدا، ص 277-

[76] ابن هشام، السیرة النبویه، ج 1، ص 316-

[77] فرنچ، مدیریت تحول در سازمان، 296-

[78] جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام سیره رسول خدا، ص 277-

[79] واقدی، المغازی، ج 2، ص 624-

[80] جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام سیره رسول خدا، ص 157-

[81] (عاملی)، تسلیة العباد، ص 8-

[82] رحمان سرشت، مدیریت استراتژیک، ص 207  205-

[83] طباطبایی، المیزان فی تفسیرالقرآن، ج 18، ص 403-

[84] جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام سیره رسول خدا، ص 591-

[85] واقدی، المغازی، ج 2، ص 624-

[86] ابن هشام، السیرة النبویه، ج 3، ص 322-

[87] مهدوی، «بررسی سیاست رسول خدا (ص) در قبال غیر مسلمانان»، فصلنامه پژوهشی تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، ش 3، ص 30.

[88] جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام سیره رسول خدا، ص 592-

[89] ابن هشام، السیرة النبویه، ج 3، ص 322-

[90] واقدی، المغازی، ج 2، ص 441-

[91] جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام سیره رسول خدا، ص 592-

[92] همان، ص 596-

[93] طبرسی، مجمع البیان لعلوم القرآن، ج 9، ص 109-

[94] کاهش حتی الامکان نقاط ضعف و تهدیدات.

[95] ابن هشام، السیرة النبویه، ج 3، ص 390.

[96] واقدي، المغازي، ج 2، ص 795.

 

[97] همان، ص 799.

[98] جعفريان، تاريخ‌ سياسي‌ اسلام‌ سيره رسول خدا، ص 631 ـ 629 .

[99] طبرسي، مجمع البيان لعلوم القرآن، ج 9، ص 109.

[100] ابـن‌هشام‌، السيرة‌ النبويه‌، ج 3، ص 322.

[101] Strengths, Weaknesses, Opportunities, Threats (SWOT)